مشکلات شکلهای اولیه پول
در یک اقتصاد مبادله کالا به کالا، مردم کالاها و خدمات خود را مستقیماً با یکدیگر مبادله میکنند. برای انجام یک معامله، هر فرد باید چیزی داشته باشد که طرف مقابل آن را بخواهد.
این مشکل معروف به توافق دوطرفه خواستهها را ایجاد میکند. هر دو نفر باید دقیقاً همان چیزی را که دیگری ارائه میدهد، در همان زمان بخواهند.
از آنجا که این اتفاق به ندرت میافتد، مبادله کالا به کالا بسیار ناکارآمد میشود، بهویژه با بزرگتر شدن جوامع و پیچیدهتر شدن تجارت.
فرض کنیم:
- یوسف یک موز دارد، اما هوس نارگیل کرده است.
- یاعل یک نارگیل دارد، اما موز دوست ندارد و ترجیح میدهد یک انبه داشته باشد.
- تمی یک انبه دارد اما فقط آن را با پاپایا عوض میکند—متأسفانه پاپایا در آن جزیره رشد نمیکند!
- یوسف نمیتواند با یاعل معامله کند چون او موز دوست ندارد.
- یاعل نمیتواند با تمی معامله کند چون تمی نارگیل او را قبول نمیکند.
- تمی نمیتواند با هیچکس معامله کند چون هیچکس به پاپایا دسترسی ندارد.
آنها گیر افتادهاند، چون راهی برای تکمیل زنجیره معامله که کسی را راضی کند وجود ندارد. یوسف آهی میکشد: «ای کاش چیزی داشتیم که همه حاضر باشند در ازای آن معامله کنند... مثلاً یک نوشابه خنک.» همه سر تکان میدهند و متوجه میشوند این دقیقاً همان کاری است که پول انجام میدهد.
توسعه سکه و پول کاغذی
وقتی شما و جامعهتان بیشتر درگیر تجارت میشوید، محدودیتهای مبادله کالا به کالا و سایر اشکال مبادله غیرپولی را درمییابید. به طور طبیعی، پس از تجربههای فراوان و آزمون و خطاهای متعدد، بر سر یک کالای واسطهای به عنوان پول توافق میکنید. شما پول کالایی را کشف کردهاید.
در طول تاریخ، جوامع مختلف کالاهای گوناگونی را به عنوان پول استفاده کردهاند؛ از دام و صدف گرفته تا گندم یا نمک. در نهایت، بیشتر جوامع پیشرفته فلزات گرانبها، بهویژه طلا و نقره را به عنوان بهترین شکل پول کالایی انتخاب کردند.
اما وقتی استفاده از سکههای فلزی بیشتر میشود، با مشکلاتی روبرو میشوید. آنها در معاملات بزرگ سنگین و حملشان دشوار است و متوجه میشوید برخی افراد با ذوب کردن سکهها و ساخت سکههای جدید با فلزات ارزانتر، تقلب میکنند که این کار ارزش واقعی سکه را نسبت به ارزش اسمی آن (ارزشی که باید داشته باشد) کاهش میدهد و باعث افزایش قیمتها میشود و در نهایت اعتماد به کل نظام پولی را تضعیف میکند.
برای حل این مشکلات، شما و جامعهتان شروع به استفاده از رسیدهای کاغذی نماینده ارزش پول فلزی به عنوان شکل جدید پول میکنید.
این رسیدهای کاغذی که ریشه در چین باستان دارند، شکل راحت و قابل مبادلهای از ارز هستند. آنها با طلا و سایر فلزات گرانبها پشتیبانی میشوند و قابل تبدیل به این فلزات هستند، همانطور که از قرن هفدهم تا بیستم بودند. این امکان را میدهد که پولی قابل حمل و انتقال آسان داشته باشید و در عین حال ارزش و امنیت فلزات گرانبها حفظ شود.
گذار از پول سالم به پول ناسالم
به قرن هفدهم در سوئد برویم. حالا شما کاملاً به بانکها برای نگهداری داراییهای ارزشمندتان وابسته هستید.
اما متوجه میشوید که بانکداران کار مشکوکی انجام میدهند؛ به نظر میرسد آنها بیشتر از مقدار طلایی که در اختیار دارند، رسید کاغذی صادر میکنند و این امکان را دارند که پول بیشتری نسبت به داراییهای واقعیشان خلق کنند. این کار زیرکانه به بانکداران اجازه میدهد از تفاوت ارزش رسیدهای کاغذی و ارزش طلایی که برای مشتریان نگه میدارند، سود ببرند.
شما متوجه میشوید که این یک تغییر اساسی در نحوه کارکرد پول است. شما از نظام پول سالم (یعنی پولی که با فلزات گرانبها پشتیبانی میشود) به نظام پول ناسالم (یعنی پول فیات که پشتوانه کالایی ندارد) حرکت میکنید. این گذار یکشبه اتفاق نیفتاد، بلکه فرآیندی تدریجی بود که عوامل مختلفی بر آن تأثیر گذاشتند.
انقلاب صنعتی با تولید انبوه و شهرنشینی نقش داشت، همچنین رشد نظامهای مالی پیشرفته مانند بانکها و بازارهای سهام. ظهور بانکهای مرکزی و سایر نهادهای پولی به تمرکز یا کنترل پول کمک کرد و منجر به انتشار ارزهای فیات برای حمایت از رشد اقتصادی شد.
اما شما همچنین شروع به دیدن جنبههای منفی این تمرکز میکنید، از جمله مصرف بیرویه، افزایش بدهی و کنترل شهروندان از طریق مشوقهای اقتصادی.
تا پیش از جنگ جهانی اول، ما میتوانستیم پول کاغذی خود را به مقدار معینی طلا تبدیل کنیم. اما دو جنگ جهانی و بحران اقتصادی ۱۹۲۹ به این موضوع پایان داد. در سال ۱۹۴۴، توافق برتون وودز امضا شد که دلار آمریکا را به عنوان ارز ذخیره جهانی تعیین کرد و ارزش دلار آمریکا را به قیمت طلا با نرخ ۳۵ دلار برای هر اونس تثبیت کرد. ارز کشورهای دیگر به دلار وابسته شد که به ثبات بازارهای مالی بینالمللی کمک کرد.
متأسفانه این سیستم در اواخر دهه ۱۹۶۰ شروع به فروپاشی کرد و منجر به شوک نیکسون در سال ۱۹۷۱ شد، زمانی که دولت آمریکا تبدیلپذیری دلار به طلا را تعلیق کرد.
این پایان استاندارد طلا و آغاز جهانی بود که بر پایه خلق و انباشت بدهی اداره میشود.
در زندگی روزمره خود متوجه میشوید که ارزش پول دیگر مانند گذشته ثابت نیست. همانطور که یک خطکش انعطافپذیر اندازهگیری دقیق طول یک میز را دشوار میکند، زندگی در دنیای فیات که ارزش پول آن به تصمیمات غیرقابل پیشبینی صاحبان قدرت وابسته است، سنجش دقیق ارزش کالاها و خدمات را هم دشوار میکند.
شما هنگام سازگار شدن با دنیایی که ارزش پول دیگر به کالایی فیزیکی مانند طلا وابسته نیست، دچار سردرگمی و نگرانی میشوید.
شما تأثیرات این تغییر را در اقتصاد جهانی میبینید و شروع به پرسش درباره ثبات و قابلیت اطمینان ارزهای فیات میکنید. متوجه میشوید که در این دنیای مدرن، دلار دیگر مانند زمانی که به طلا وابسته بود ثابت و پایدار نیست، بلکه دچار نوسان میشود.
این موضوع استفاده از دلار را به عنوان واحد سنجش دشوارتر میکند، زیرا ارزش آن تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله تورم (افزایش قیمتها)، نرخ بهره، قدرت اقتصاد کشور، رویدادهای سیاسی، سفتهبازی بازار و تقاضا در تجارت بینالمللی قرار میگیرد. این دوران میتواند گیجکننده و غیرقابل پیشبینی باشد، زیرا شما سعی میکنید با ارزش متغیر دلار و تأثیر آن بر زندگی روزمره خود کنار بیایید.
با وجود تلاشها برای بهبود کیفیت زندگی از طریق نظامهای پولی مدرن، افزایش بهرهوری، دسترسی بیشتر به اطلاعات و ارتباطات بهتر، سطح زندگی اکثریت مردم به دلایل زیر شروع به کاهش میکند:
- سوءاستفاده از تمرکزگرایی
- افزایش قیمتها
- رکود دستمزدهای واقعی
- تضعیف ارزها
- نیاز به خرج کردن پول بیشتر برای چیزهای کمتر
این موضوع برای کسانی که منابع اقتصادی کمتری دارند و ممکن است دسترسی محدودی به آموزش، اعتبار، شبکههای اجتماعی و نمایندگی سیاسی داشته باشند، چالشهایی ایجاد میکند و میتواند آنها را در موفقیت دچار مشکل کند.
در نتیجه، به نظر میرسد ثروتمندان هر روز ثروتمندتر و فقرا هر روز فقیرتر میشوند.
از کاغذ تا پلاستیک
ما راه درازی را از معرفی اولین کارت اعتباری در دهه ۱۹۵۰ طی کردهایم. امروزه، با یک کشیدن ساده یا لمس بدون تماس، میتوانیم هر وقت بخواهیم خرید کنیم، بدون هیچ دردسری.
انگار دنیایی از امکانات بیپایان پیش روی ما باز شده است و هیجان کشف آن ملموس است... یا حداقل اینطور فکر میکردیم. نمیدانستیم که وابستگی ما به اعتبار، عواقب دردناکی خواهد داشت—مانند افزایش هزینه کلی کالاها و تشویق اقتصادی که محکوم به شکست است.
با پیشرفت فناوری، نحوه مدیریت پول نیز تغییر میکند. اینترنت به ابزاری مرکزی در دنیای مالی تبدیل شده است و بانکداری آنلاین و وبسایتهای تجارت الکترونیک امکان مدیریت و خرج کردن پول به طور کامل آنلاین را فراهم کردهاند.
ظهور پول دیجیتال گام مهم بعدی در این تحول است که امکانات جدیدی ارائه میدهد و نحوه تبادل ارزش را دگرگون میکند.