پول یکی از بزرگترین ابزارهای آزادی است که تاکنون توسط انسان اختراع شده است. فریدریش هایک
به دیپلم بیتکوین خوش آمدید. در این بخش، به پرسش اساسی اینکه چرا پول در زندگی ما ضروری است میپردازیم. ماهیت پول و شکلهای مختلف آن را بررسی خواهیم کرد تا درک عمیقتری از اهمیت آن به دست آوریم.
ما هر روز از پول استفاده میکنیم، اما آیا واقعاً میدانیم چرا به آن نیاز داریم و اصلاً پول چیست؟
چرا مردم زمان خود را با پول معاوضه میکنند؟
چرا بعضی افراد پول بیشتری نسبت به دیگران دارند؟
چرا پول در کشورهای دیگر متفاوت است؟
چرا نمیتوانیم هر وقت به پول نیاز داشتیم، به سادگی پول بیشتری ایجاد کنیم؟
1.1 گفتوگوهایی درباره پول
بیایید با پاسخ دادن به پنج سؤال زیر شروع کنیم.
موارد استفاده عملی مانند تهیه نیازهای اساسی مثل غذا و کالاهای مورد علاقه را در نظر بگیرید. سعی کنید در مثالهایتان مشخص باشید و بین خلاقیت و واقعگرایی تعادل برقرار کنید.
چرا به پول نیاز داریم؟
پول چیست؟
چه کسی پول را کنترل میکند؟
چه چیزی به پول «ارزش» میدهد؟
چه سؤالاتی درباره پول دارید؟
بحث را به گروه گسترش دهید و با به اشتراک گذاشتن و مقایسه فهرستها، پنج دلیل مهم برای نیاز به پول را پیدا کنید. ایدههای مشترک در کلاس را شناسایی کنید. به ایدههای منحصر به فرد خود که در فهرست نهایی قرار نگرفتند اما همچنان ارزشمند هستند فکر کنید و آنها را یادداشت نمایید.
بحث: چرا به پول نیاز داریم؟
به گروهها تقسیم شوید و:
پاسخهای خود به چهار سؤال اول را به اشتراک بگذارید و درباره آنها بحث کنید. پاسخهای مورد علاقه را یادداشت کنید.
پاسخهای خود به آخرین سؤال را به اشتراک بگذارید و به یک سؤال مورد علاقه رأی دهید. نتیجه را یادداشت کنید.
در پایان دوره، دوباره به پاسخها و سؤالات خود مراجعه کنید.
اکنون که درک روشنتری از ضرورت پول دارید، در ماژولهای بعدی بررسی خواهیم کرد که پول چیست، چگونه در طول زمان تکامل یافته، چه کسانی بر آن تأثیر میگذارند و جدیدترین شکل آن چیست. همواره به فهرستهای خود از اولین روز کلاس مراجعه کنید تا ارتباط بین دیدگاههایتان و روند تکامل خلق، تعریف و استفاده از پول را در طول زمان پیدا کنید.
بحث: پول چیست؟
لطفاً هنوز آبنباتی که روی میزتان قرار داده شده را نخورید.
چه کسی حاضر است آبنبات خود را با یک اسکناس ۱ دلاری آمریکا معاوضه کند؟
حالا، اگر هنوز هم حاضر هستید آبنبات خود را با یک اسکناس ۱ دلاری مونوپولی (پول بازی) به جای آبنباتتان معاوضه کنید، دستتان را بالا نگه دارید.
چرا یا چرا نه؟
چه چیزی باعث میشود یک اسکناس اینقدر مطلوب باشد و دیگری به اندازه زباله بیارزش؟
چه چیزی به پول «ارزش» میدهد؟
پول از کجا میآید و چه کسی تصمیم میگیرد چه مقدار از آن چاپ شود؟
چرا پول بیشتری چاپ نکنیم و آن را به طور مساوی بین همه توزیع نکنیم؟
1.2 تعریف پول
پول تضمینی است که ممکن است در آینده آنچه را که میخواهیم داشته باشیم. حتی اگر در حال حاضر به چیزی نیاز نداشته باشیم، پول امکان برآورده کردن یک خواسته جدید را زمانی که به وجود میآید، فراهم میکند. ارسطو
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که پول واقعاً چیست؟ یا تا به حال از خود پرسیدهاید که چه چیزی باعث میشود پول... واقعاً پول باشد؟ بیشتر ما میدانیم چگونه از آن استفاده کنیم، اما تعداد کمی از ما میدانیم که پول از کجا میآید یا چگونه کار میکند. پول در اصل روشی برای مبادله کالاها و خدمات است. پول ارزش این اقلام را به شکلی نشان میدهد که به راحتی قابل مبادله باشد. پول میتواند اشکال مختلفی داشته باشد، مانند اسکناس، سکه و پرداختهای الکترونیکی. معمولاً دولتها یا مقامات دیگر پول را منتشر و کنترل میکنند، اما پول چیزی فراتر از یک واسطه فیزیکی یا دیجیتال برای مبادله است؛ پول مانند یک زبان جهانی است که به ما اجازه میدهد با مردم سراسر جهان معامله کنیم، حتی اگر زبان یا فرهنگ مشترکی نداشته باشیم. شما میتوانید در آن سوی دنیا باشید و همچنان با قرار دادن یک کالا روی پیشخوان و تعویض آن با ارز محلی یا استفاده از کارت اعتباری، «زبان» پول را صحبت کنید.
پول مانند یک قرارداد اجتماعی است که به ما اجازه میدهد بدون نیاز به مبادله کالا به کالا یا پیدا کردن کسی که دقیقاً همان چیزی را که ما داریم بخواهد، معامله کنیم. اگر گروهی از مردم شروع به پذیرش شکلات به عنوان پرداخت برای بیشتر کالاها و خدمات کنند، شکلات به پول تبدیل میشود (البته، چون در برخی نقاط جهان آب میشود، شاید آن را پول بدی بدانیم).
به عبارت دیگر، خود پول قدرت برآورده کردن خواستههای انسانی را ندارد؛ پول فقط ابزاری است که به ما اجازه میدهد کار مبادله را کارآمدتر انجام دهیم.
پول نمایانگر ارزشی است که کالاها با آن مبادله میشوند. پول خودِ ارزشی نیست که کالاها برای آن مبادله میشوند.
یک تراکنش مبادله یا انتقال کالاها و خدمات است. این روشی برای تبادل ارزش بین دو یا چند طرف است.
انواع مختلفی از تراکنشها وجود دارد، از مبادلات ساده (مانند خرید یک ساندویچ از یک ساندویچی) تا تراکنشهای مالی پیچیدهتر (مانند خرید یک خانه یا سرمایهگذاری در س
تراکنشها میتوانند حضوری، تلفنی، آنلاین یا از طریق روشهای دیگر انجام شوند و میتوانند شامل طیف وسیعی از طرفین، از جمله افراد، کسبوکارها و مؤسسات مالی باشند.
پول تجارت را آسان میکند چون همه آن را به عنوان پرداخت نهایی میپذیرند. همچنین به ما اجازه میدهد ارزش را بسنجیم و کالاها و خدمات مختلف را با هم مقایسه کنیم.
1.3 کارکردهای پول
پول تنها نقش موقتی در یک مبادله ایفا میکند؛ و زمانی که معامله نهایی بسته میشود، همیشه مشخص خواهد شد که یک نوع کالا با نوع دیگری از کالا مبادله شده است. ژان-باپتیست سه
وقتی صحبت از خرید و فروش کالاها و خدمات میشود، پول نقش کلیدی را ایفا میکند. پول چندین کارکرد مهم در جهان دارد، مانند:
ذخیره ارزش
پول باید ارزش خود را در طول زمان حفظ کند تا به عنوان روشی برای پسانداز و سرمایهگذاری ارزش کار انسانی مفید باشد. این امکان را به افراد میدهد تا با استفاده از پول برای آینده برنامهریزی کنند. پس دفعه بعد که برای چیزی خاص پسانداز میکنید، به یاد داشته باشید که پول فقط وسیلهای برای پرداخت نیست — بلکه ابزاری است برای کمک به شما در برنامهریزی و سرمایهگذاری برای آیندهتان.
BTC (USD)
طلا (USD)
USD (یورو)
۱۴ مارس ۲۰۱۹
$۳٬۸۴۶
$۱٬۲۹۳
۰٫۸۸۱۷ یورو
۱۴ مارس ۲۰۲۰
$۵٬۲۵۸
$۱٬۵۲۹
۰٫۹۰۰۵۶ یورو
سود/زیان
+۳۶٫۷۱٪
+۱۸٫۲۵٪
+۲٫۱۴٪
وسیله مبادله
با وجود پول، لازم نیست کسی را پیدا کنید که دقیقاً همان چیزی را که شما برای معامله دارید بخواهد. در عوض، میتوانید با پول هر چیزی را که میخواهید بخرید و بفروشید. این کار تجارت و دادوستد را بسیار راحتتر و کارآمدتر میکند.
واحد سنجش ارزش
پول یک معیار جهانی برای سنجش ارزش فراهم میکند که به افراد اجازه میدهد قیمت کالاها و خدمات مختلف را بیان و مقایسه کنند. این موضوع باعث ایجاد بازاری کارآمدتر و شفافتر میشود که در آن افراد میتوانند تصمیمات آگاهانهتری درباره خرید و فروش بگیرند.
اگر میخواستید یک خودروی جدید بخرید، میتوانستید قیمتها را از نمایندگیهای مختلف مقایسه کنید و بر اساس قیمت به ریال تصمیم بگیرید که کدام را بخرید. بدون واحد سنجش ارزش، مجبور بودید ارزش یک خودرو را با خودروی دیگر با چیز دیگری مقایسه کنید، مثلاً تعداد گاوهایی که ارزشش را دارد یا مدت زمانی که ساخت خودرو طول کشیده است.
این سه کارکرد هستند که به اقتصادها اجازه میدهند پیچیده و پویا شوند. بدون پول، خرید و فروش کالاها و خدمات بسیار دشوارتر میشد و اقتصاد ما بسیار کمتر توسعه یافته بود.
مردم زمانی ارزش چیزی را درک میکنند که قیمتی به پول برای آن بیان شده باشد.
تمرین: این مثال کدام کارکرد پول را نشان میدهد؟
آرش تصمیم گرفت بخشی از حقوق هفتگیاش را برای خرید یک توله سگ پسانداز کند
علی دو برش پیتزا را به قیمت ۸٬۳۰۰ تومان میخرد
مهدی نمیتواند تصمیم بگیرد که بلیت کنسرت را به قیمت ۷۵٬۰۰۰ تومان بخرد یا کارت اسکی را به قیمت ۹۵٬۰۰۰ تومان تهیه کند
1.4 ویژگیهای پول
پول تنها زمانی خوب عمل میکند که دارای ویژگیهای کلیدی خاصی باشد. باید برای خرید و فروش (وسیله مبادله)، پسانداز برای آینده (ذخیره ارزش) و سنجش قیمتها (واحد حساب) مفید باشد. این ویژگیها هستند که پول را قابل اعتماد و مهم میکنند.
دوام به توانایی پول برای مقاومت در برابر فرسودگی فیزیکی و ماندگاری در طول زمان اشاره دارد. این موضوع تضمین میکند که پول میتواند در اقتصاد در وضعیتی قابل قبول و قابل شناسایی گردش کند. طلا مادهای بادوام است که میتواند در برابر سایش و پارگی مقاومت کند و به همین دلیل نماینده خوبی برای ویژگی دوام پول است.
قابلیت تقسیمپذیری به توانایی پول برای تقسیم شدن به واحدهای کوچکتر اشاره دارد تا مردم بتوانند برای خریدهای با مبالغ مختلف از آن استفاده کنند. اسکناسها به راحتی به واحدهای کوچکتر تقسیم میشوند و به همین دلیل نماینده خوبی برای ویژگی تقسیمپذیری پول هستند.
قابلیت حمل به آسانی حمل و نقل و جابجایی پول اشاره دارد. این ویژگی به مردم اجازه میدهد تا بدون مشکل برای خرید و فروش کالا و خدمات از پول استفاده کنند. کارتهای اعتباری قابل حمل هستند، زیرا به راحتی در کیف پول یا کیف دستی جا میگیرند و به همین دلیل نماینده خوبی برای ویژگی قابلیت حمل پول هستند.
قابلیت پذیرش به پذیرش گسترده پول به عنوان یک روش پرداخت اشاره دارد تا مردم بتوانند با اطمینان برای خرید و فروش کالا و خدمات از آن استفاده کنند. دلار آمریکا به طور گستردهای به عنوان روش پرداخت پذیرفته میشود و به همین دلیل نماینده خوبی برای ویژگی قابلیت پذیرش پول است.
کمیابی به این اشاره دارد که تولید واحدهای بیشتر از پول چقدر دشوار است، که این موضوع به حفظ ارزش آن کمک میکند و مانع از این میشود که برای خرید همان مقدار کالا مجبور به پرداخت پول بیشتری شویم. تمبرهای کلکسیونی، به ویژه آنهایی که کمیاب و ارزشمند هستند، میتوانند شکل خوبی از پول باشند زیرا کمیاباند و ممکن است با گذشت زمان ارزششان افزایش یابد. کلکسیونرهای تمبر اغلب از تمبرهای خود به عنوان راهی برای سرمایهگذاری ثروت و تنوعبخشی به سبد داراییهایشان استفاده میکنند.
قابلیت تعویضپذیری به قابلیت جایگزینی پول اشاره دارد، به طوری که یک واحد پول با واحد دیگر با همان ارزش برابر باشد. پول باید یکنواخت باشد. سکههای مسی از نظر اندازه و وزن یکنواخت هستند و به همین دلیل نماینده خوبی برای ویژگی یکنواختی پول هستند. یک ریال همیشه یک ریال است.
تمرین
داراییهای مختلف ویژگیهای متفاوتی دارند و عملکردهای پول را در درجات مختلفی انجام میدهند. در نهایت جامعه تعیین میکند که کدام دارایی به عنوان پول استفاده شود، بر اساس اینکه یک کالا چقدر خوب این عملکردها را انجام میدهد.
برای تعیین اینکه اقلام مختلف تا چه اندازه ویژگیهای خاص پول را دارند، میتوانید هر مورد زیر را برای هر ویژگی از ۱ تا ۵ امتیازدهی کنید (۰ = بسیار بد؛ ۳ = متوسط؛ ۵ = عالی).
با جمع کردن امتیازهای هر مورد، میتوانید تعیین کنید کدام یک برای استفاده به عنوان پول مناسبتر است.
از پرسشهای زیر استفاده کنید تا بهتر تشخیص دهید که اقلام مختلف جدول تا چه اندازه ویژگیهای پول را دارند.
دوام: آیا پول میتواند در طول زمان در برابر سایش و پارگی مقاومت کند؟
قابلیت حمل: آیا پول به راحتی قابل حمل و استفاده در مکانهای مختلف است؟
قابلیت تعویضپذیری: آیا پول با سایر اشکال پول قابل جایگزینی است؟
قابلیت پذیرش: آیا پول به طور گسترده به عنوان روش پرداخت پذیرفته میشود؟
کمیابی: آیا پول کمیاب است و تولید بیشتر آن دشوار است؟
قابلیت تقسیمپذیری: آیا پول را میتوان به واحدهای کوچکتر تقسیم کرد؟
گاو
سس تند
الماس
پول کاغذی
Bitcoin
بادوام
قابل حمل
یکنواخت
قابل پذیرش
کمیاب
قابل تقسیم
جمع کل
* لطفاً ستون مربوط به Bitcoin را پر نکنید؛ بعداً در دوره به آن بازخواهیم گشت.
1.5 انواع پول
پول را میتوان به دو دسته اصلی تقسیم کرد: فیزیکی و دیجیتال.
پول فیزیکی
پول کالایی، که یک شیء فیزیکی است که به طور گسترده ارزشمند بوده و به عنوان واسطه مبادله پذیرفته میشود.
مثالها: طلا، نقره و حتی باروت زمانی به عنوان پول کالایی استفاده میشدند.
پول نماینده، که نمایانگر ادعایی بر یک کالای فیزیکی است.
مثال: گواهیهای نقره را میشد با نقره معاوضه کرد.
پول فیات، که اسکناسها و سکههایی هستند که توسط دولتها صادر شده و به عنوان واسطه مبادله پذیرفته میشوند.
مثال: اسکناسهای بانک مرکزی پول فیات هستند که دولت فدرال آنها را به عنوان روش قابل قبول برای پرداخت بدهیها تعیین کرده است.
ارزهای دیجیتال
ارزهای دیجیتال میتوانند برای تراکنشهای آنلاین استفاده شوند و شامل پول الکترونیکی، استیبلکوینها و رمزارزها هستند.
ارزهای الکترونیکی نسخه دیجیتال ارزهای سنتی مانند ریال یا یورو هستند. این ارزها برای پرداختهای آنلاین از طریق سامانههایی به نام ریلهای پرداخت استفاده میشوند که پول را از جایی به جای دیگر منتقل میکنند.
در سیستم مالی سنتی، این ریلهای پرداخت به واسطههایی مانند بانکها متکی هستند. این واسطهها کارمزد دریافت میکنند و قدرت تأیید، تأخیر یا بازگرداندن تراکنشها را دارند.
نمونههای رایج این سامانهها شامل شبکههای کارت که پرداختهای کارتهای نقدی و اعتباری را پردازش میکنند و کیف پولهای دیجیتال که پول را ذخیره کرده و به کاربران اجازه ارسال و دریافت پرداخت را میدهند، میباشد.
ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC): نسخههای دیجیتال ارز یک کشور که توسط بانک مرکزی صادر و کنترل میشوند.
استیبلکوینها: ارزهای دیجیتالی که برای حفظ ارزش ثابت طراحی شدهاند و معمولاً به داراییای مانند دلار آمریکا وابسته هستند.
رمزارزها: نوعی ارز دیجیتال هستند. برخی غیرمتمرکزند، یعنی هیچ گروه واحدی آنها را کنترل نمیکند، در حالی که برخی دیگر متمرکزتر هستند.
یکی از ایدههای کلیدی پشت برخی ارزهای دیجیتال حذف واسطههاست. این کار میتواند تراکنشها را کارآمدتر کند و تمرکز قدرت را کاهش دهد. هدف این است که سیستمی شبیه به اینترنت ایجاد شود که کنترل در آن به اشتراک گذاشته شده باشد، نه اینکه در اختیار یک مرجع واحد باشد.
1.6 روانشناسی پول
تصور کنید در یک بیابان گیر افتادهاید و فقط یک بطری آب برایتان باقی مانده است. تشنه و ناامید هستید و به نوشیدن آب نیاز دارید، اما میدانید که برای زنده ماندن تا زمانی که آب بیشتری پیدا کنید، به این آب نیاز خواهید داشت. این یک نمونه کلاسیک از کمیابی است: شما مقدار محدودی از یک منبع (آب) دارید و باید تصمیم بگیرید که چگونه بهترین استفاده را از آن ببرید.
در این وضعیت، ممکن است تصمیم بگیرید که آب را جیرهبندی کنید و در مدت زمان طولانیتر جرعههای کوچکی بنوشید تا آب تا حد امکان دوام بیاورد. یا شاید تصمیم بگیرید که همه آب را یکباره بنوشید و تشنگی خود را برای لحظهای برطرف کنید، اما این هیدراتاسیون ناگهانی ممکن است انرژی کافی برای پیدا کردن آب بیشتر در آینده را به شما ندهد. فرقی نمیکند کدام انتخاب را انجام دهید، با یک تصمیم دشوار روبرو هستید.
کمیابی فقط به آب محدود نمیشود و برای همه منابع صدق میکند. چه پول باشد، چه زمان یا حتی عشق و توجه، ما همیشه با انتخابهایی درباره نحوه تخصیص منابع محدود خود روبرو هستیم.
کمیابی ما را مجبور میکند که مزایا و معایب نحوه استفاده از منابعمان را بسنجیم و بین گزینهها معامله کنیم.
دو نوع کمیابی وجود دارد
کمیابی مصنوعی، که به آن کمیابی متمرکز نیز گفته میشود، شامل چیزهایی مانند کیفهای طراح با نسخه محدود، کارتهای ورزشی کمیاب و آثار هنری شمارهدار است. اینها به راحتی میتوانند
کمیابی طبیعی، که به آن کمیابی غیرمتمرکز نیز گفته میشود، شامل چیزهایی مانند املاک ساحلی و فلزات گرانبهایی مانند طلا است. اینها سختتر قابل تکرار یا جعل هستند.
تفاوت اصلی بین این دو در کنترل است.
کمیابی متمرکز توسط یک نهاد واحد مانند یک شرکت یا دولت تعیین میشود، در حالی که کمیابی غیرمتمرکز تحت کنترل هیچکس نیست. نمونهای از کمیابی متمرکز، کالاهای لوکس و مد با نسخه محدود مانند کیف یا کفش ورزشی است: برای شرکت تقریباً هیچ هزینهای ندارد که ۱۰۰۰ عدد دیگر تولید کند، اما قیمت بالا توسط همین کمیابی مصنوعی تعیین میشود. این کنترل شرکت بر تعداد واحدهاست که ارزش آنها را تعیین میکند. در مقابل، تنها راه یافتن و بهرهبرداری از نمک، صدف یا طلا صرف مقدار قابل توجهی تلاش و انرژی (یا «کار») است. در مورد این منابع کمیاب طبیعی، این هزینه فقط زمانی از نظر اقتصادی منطقی است که کالای حاصل ارزش بالایی داشته باشد.
هیچ فرد یا گروهی قیمت یک منبع طبیعی را برای تأثیرگذاری بر قیمت آن کنترل نمیکند، بلکه برعکس است: این تقاضا برای آن کالا در بازار است که تعیین میکند آیا باید انرژی صرف استخراج بیشتر آن شود یا نه.
کمیابی بر انتخابهای ما تأثیر میگذارد. درک آن میتواند تصمیمگیری ما را بهبود بخشد: اغلب با انتخاب بین سود فوری و منافع بلندمدت روبرو هستیم و این مبادلهها مسیر ما را برای رسیدن به اهدافمان شکل میدهد.
مثال ترجیح زمانی
شما این گزینه را دارید که امروز ۴ میلیون تومان دریافت کنید یا یک سال دیگر ۴ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان بگیرید. اگر ترجیح زمانی بالایی داشته باشید، ممکن است ترجیح دهید همین امروز ۴ میلیون تومان را دریافت کنید، چون داشتن پول الان را بیشتر از مزایای صبر کردن یک سال برای ۴۰۰ هزار تومان اضافه ارزشگذاری میکنید. از طرف دیگر، اگر ترجیح زمانی پایینی داشته باشید، ترجیح میدهید برای پاداش بزرگتر صبر کنید، چون بیشتر بر برنامهریزی بلندمدت تمرکز دارید و کمتر به رضایت فوری اهمیت میدهید.
ترجیح زمانی به این ایده اشاره دارد که مردم معمولاً ترجیح میدهند چیزی را همین حالا داشته باشند تا بعداً.
اگر به مثال قبلی بطری آب در بیابان برگردیم، نوشیدن همه آب به یکباره، حتی اگر به این معنا باشد که بعداً هیچ آبی برایتان باقی نمیماند، نشاندهنده ترجیح زمانی بالاست: تشنگیای که در آن لحظه احساس میکنید آنقدر شدید است که تشنگی احتمالی آینده را نادیده میگیرید تا تشنگی فعلی خود را برطرف کنید. این کاملاً طبیعی است: ما معمولاً رضایت فوری را به محرومیت فعلی برای منفعت آینده ترجیح میدهیم، چون آینده همیشه نامشخص است.
در مقابل، تلاش برای جیرهبندی آب با نوشیدن جرعههای کوچک در هر بار، نشاندهنده ترجیح زمانی پایینتر و تخصیص منطقی یک منبع کمیاب است. این یعنی شما حاضر هستید برآورده کردن تشنگی فعلی را به تعویق بیندازید تا شانس بقای بلندمدت خود را افزایش دهید. این کار به طور طبیعی اتفاق نمیافتد و نیازمند تلاش زیاد، خودکنترلی و آیندهنگری است.
هزینه فرصت به ارزش بهترین گزینه بعدی که هنگام تصمیمگیری از آن صرفنظر میکنید اشاره دارد. هر تصمیمی شامل مبادله است و بنابراین هر تصمیمی هزینه فرصت دارد.
در مثال بیابان، هزینه فرصت نوشیدن همه آب به یکباره، مزایای بقایی است که میتوانستید با جیرهبندی آب و استفاده از آن در مدت زمان طولانیتر به دست آورید.
فرض کنید تصمیم میگیرید آب را جیرهبندی کنید و در مدت زمان طولانیتر جرعههای کوچکی بنوشید. در نتیجه، انرژی و آب کافی برای جستجوی آب بیشتر دارید. در حین جستجو، به یک کاکتوس برمیخورید که مقدار کمی آب دارد. این مقدار زیاد نیست، اما برای رفع تشنگی فعلی کافی است. اگر تصمیم گرفته بودید همه آب خود را یکباره بنوشید، شاید انرژی کافی برای جستجوی آب بیشتر و پیدا کردن کاکتوس را نداشتید.
در این حالت، هزینه فرصت نوشیدن همه آب به یکباره، از دست دادن شانس پیدا کردن کاکتوس و دریافت آب بیشتر بود.
این مثال نشان میدهد که هزینه فرصت فقط شامل مبادله فوری بین دو گزینه نیست، بلکه فرصتهای بالقوه آینده را که ممکن است در نتیجه انتخابهای ما به دست بیاید یا از دست برود نیز در بر میگیرد.
تمایل ما به چشمپوشی از پاداش بزرگتر در آینده در ازای پاداش کوچکتر در حال حاضر، تحت تأثیر ترجیح زمانی ما قرار دارد؛ یعنی اینکه چقدر به رضایت فوری در مقابل برنامهریزی بلندمدت ارزش میدهیم.
فعالیت: ترجیح زمانی
به توضیح معلم درباره انتخاب آبنبات گوش دهید.
تصمیم بگیرید که آیا میخواهید یک آبنبات کوچک یا مارشمالو را همین حالا دریافت کنید یا تا پایان کلاس صبر کنید تا دو آبنبات یا یک آبنبات بزرگتر و جذابتر بگیرید.
به تصمیم خود پایبند باشید و انتخابتان را به معلم اطلاع دهید. آبنبات خود را یا بلافاصله یا در پایان کلاس، بر اساس تصمیم خود دریافت کنید.
در بحث کلاسی درباره این فعالیت شرکت کنید و درباره فرآیند تصمیمگیری خود و مفهوم ترجیح زمانی تأمل کنید.
جمعبندی و بحث
چه عواملی بر تصمیم شما برای گرفتن آبنبات در حال حاضر یا صبر کردن برای پاداش بزرگتر در آینده تأثیر گذاشت؟
اکنون که فعالیت به پایان رسیده، درباره تصمیم خود چه احساسی دارید؟
آیا میتوانید مثالهایی از زندگی واقعی بیاورید که در آن ترجیح زمانی بالا میتواند مضر باشد و ترجیح زمانی پایین میتواند مفید باشد؟
برخی از پیامدهای احتمالی انتخاب ترجیح زمانی بالا به جای ترجیح زمانی پایین چیست؟