ماژول 6 از 8

پذیرش بیت‌کوین

6.1 کشف کمیابی دیجیتال

با بیت‌کوین، نوع جدیدی از کالا کشف شده است... نوعی کالای دیجیتال که توسط کامپیوترها تولید می‌شود و تا حدی برای کامپیوترها ساخته شده است. بشریت تاریخچه‌ای از اختراعات مهم دارد. در کتاب‌های تاریخی که در آینده نوشته خواهند شد، بیت‌کوین به عنوان یکی از این اختراعات ذکر خواهد شد.
پروفسور دکتر فیلیپ زاندر

۶.۱.۰ کمیابی در اقتصاد

در حوزه اقتصاد، به خوبی درک شده است که کمیابی یک اصل کلیدی است که ارزش را ایجاد می‌کند. کالاها و خدماتی که با تقاضای قابل توجهی روبرو هستند، اگر عرضه آن‌ها به اندازه‌ای محدود باشد که نتوان به راحتی پاسخگوی تقاضا بود، ارزشمندتر می‌شوند. علاوه بر این، کمیابی باعث افزایش رقابت شده و عامل کشف قیمت در بازار است. در بازاری با رقابت آزاد، منصفانه و باز، قیمت‌ها باید در نقطه‌ای تثبیت شوند که عرضه و تقاضا با هم تلاقی پیدا می‌کنند.

منابعی که با تقاضای قابل توجهی مواجه هستند، اگر محدود یا به دست آوردن آن‌ها دشوارتر باشد، ارزشمندتر تلقی می‌شوند. این موضوع می‌تواند باعث افزایش تقاضا برای آن منبع شود، زیرا شرکت‌کنندگان بازار برای دسترسی به آن با یکدیگر رقابت می‌کنند. این پویایی را می‌توان در منابع طبیعی مانند فلزات گران‌بها، نفت یا به اصطلاح «کالاهای نرم» مانند مواد غذایی مشاهده کرد. بنابراین، کمیابی زیربنای تصمیم‌گیری اقتصادی، تخصیص منابع و هزینه فرصت است. در دنیایی با منابع نامحدود، همه چیز به یک اندازه در دسترس و دارای ارزش بسیار پایین خواهد بود. در مقابل، کمیابی به چیزها ارزش می‌بخشد و تجارت، سرمایه‌گذاری و نوآوری را ترویج می‌کند، زیرا جوامع را مجبور می‌کند منابع محدود را به طور مؤثر مدیریت کنند.

۶.۱.۱ چالش کمیابی دیجیتال

چالش کمیابی دیجیتال در سهولت کپی و توزیع اطلاعات دیجیتال نهفته است. اطلاعات دیجیتال ذاتاً نسبت به اطلاعات فیزیکی دشوارتر برای محافظت هستند، زیرا برخلاف کالاهای فیزیکی - برخی از

آن‌ها به طور طبیعی به دلیل محدودیت‌های مادی کمیاب هستند - اقلام دیجیتال مانند فایل‌های موسیقی، اسناد یا تصاویر را می‌توان بی‌نهایت و تقریباً بدون هزینه تکرار کرد.

به طور سنتی، قابلیت تکرار داده‌های دیجیتال به این معنا بوده است که این دارایی‌ها نمی‌توانستند ارزش اقتصادی مشابهی با دارایی‌های فیزیکی داشته باشند، زیرا هیچ نوع کمیابی قابل اجرا نداشتند. برای پول دیجیتال، این موضوع به ویژه مشکل‌ساز است و به عنوان مشکل «دوبار خرج کردن» شناخته می‌شود، جایی که یک واحد دیجیتال (مثلاً یک توکن یا ارز) می‌تواند کپی و چندین بار خرج شود و در نتیجه ارزش خود را از دست بدهد. اگر دوبار خرج کردن یک ارز ممکن باشد، آن را بی‌ارزش می‌کند، زیرا دیگر قابل تشخیص از پول تقلبی یا جعلی نیست.

به طور سنتی، مؤسسات مالی متمرکز مانند بانک‌ها این ریسک را با نگهداری یک دفتر کل که هر تراکنش را تأیید و موجودی‌ها را به طور مناسب کسر می‌کند، کاهش می‌دهند تا اطمینان حاصل شود که پس از خرج شدن پول، دیگر توسط همان دارنده حساب قابل استفاده مجدد نیست. با این حال، این رویکرد نیازمند یک مرجع مرکزی مورد اعتماد یا «اوراکل» برای مدیریت و تأیید تراکنش‌ها است که وابستگی و نقطه کنترل واحدی را تحمیل می‌کند. داشتن یک اوراکل متمرکز اطلاعات، دارایی‌های دیجیتال را در معرض دستکاری و سانسور قرار می‌دهد.

برای سیستمی غیرمتمرکز و مبتنی بر حداقل اعتماد مانند بیت‌کوین، که هیچ مرجع مرکزی برای نظارت بر تراکنش‌ها وجود ندارد، جلوگیری از دوبار خرج کردن یک چالش عظیم است. بدون سازوکاری برای اطمینان از یکتایی هر تراکنش، بیت‌کوین در معرض سوءاستفاده قرار می‌گیرد و به عنوان ذخیره ارزش و واسطه مبادله قابل اعتماد، غیرعملی خواهد بود. بیت‌کوین مشکل دوبار خرج کردن را از طریق یک دفتر کل غیرمتمرکز حل می‌کند که تراکنش‌ها توسط هزاران شرکت‌کننده شبکه به طور همزمان تأیید می‌شوند. این سازوکار به بیت‌کوین اجازه می‌دهد تا سابقه‌ای تغییرناپذیر از هر تراکنش را حفظ کند و اطمینان حاصل کند که هر سکه فقط یک بار خرج می‌شود.

این راه‌حل کمیابی دیجیتال را بدون تکیه بر کنترل مرکزی ایجاد می‌کند. بیت‌کوین اولین راه‌حل موفق برای کمیابی دیجیتال را معرفی می‌کند و راه را برای اکوسیستم دارایی‌های دیجیتال کمیاب و مبتنی بر حداقل اعتماد هموار می‌سازد؛ چیزی که قبلاً غیرممکن تصور می‌شد.

۶.۱.۲ اعمال کمیابی دیجیتال با بیت‌کوین

ما راه‌حلی برای مشکل دوبار خرج کردن پیشنهاد می‌دهیم که از یک سرور زمان‌بندی توزیع‌شده همتا به همتا برای ایجاد اثبات محاسباتی ترتیب زمانی تراکنش‌ها استفاده می‌کند. سیستم تا زمانی امن است که گره‌های صادق به طور جمعی قدرت پردازشی بیشتری نسبت به هر گروه متعامل از گره‌های مهاجم داشته باشند.
ساتوشی ناکاموتو

ساتوشی ناکاموتو بیت‌کوین را به عنوان راه‌حلی مهندسی برای مشکلات مرتبط با پول فیات ایجاد کرد. با این حال، این راه‌حل نیازمند آن بود که ساتوشی راهی برای اعمال کمیابی مطلق دیجیتال بیابد. برای دستیابی به این هدف، ساتوشی یک پروتکل ارتباطی متن‌باز توسعه داد که روی شبکه‌ای غیرمتمرکز از کامپیوترها یا گره‌ها اجرا می‌شود. هر یک از این گره‌ها یک نسخه قابل تأیید محلی از دفتر کل تغییرناپذیر، یعنی همان بلاک‌چین یا تایم‌چین را نگهداری می‌کند. پروتکل بیت‌کوین قوانین را تعریف می‌کند و شبکه غیرمتمرکز به طور مستقل تراکنش‌ها را طبق همان قوانین تأیید می‌کند، بدون نیاز به مرجع مرکزی.

کمیابی بیت‌کوین به نقش آن به عنوان ذخیره ارزش کمک می‌کند. درست مانند طلا، بیت‌کوین نه تنها به دلیل عرضه محدودش ارزشمند است، بلکه به خاطر تلاشی که برای «استخراج» یا تولید سکه‌های جدید لازم است نیز ارزش دارد. استخراج بیت‌کوین (فرآیندی که دفتر کل را حفظ و سکه‌های جدید را صادر می‌کند) فرآیندی پرهزینه و انرژی‌بر است که شبیه عمل فیزیکی استخراج مواد معدنی از زمین است. این «اثبات کار» دیجیتال، محدودیت تولیدی را اعمال می‌کند که بیت‌کوین را با کالاهای ملموس هم‌راستا می‌سازد و به آن ویژگی‌های دوام و قابلیت تأیید می‌دهد که کالاهای دیجیتال سنتی فاقد آن هستند. سختی ذاتی و نرخ کاهش‌یابنده صدور سکه‌های جدید از طریق «هاوینگ»های دوره‌ای، ساختار اقتصادی‌ای ایجاد می‌کند که عرضه بیت‌کوین را با گذشت زمان کمیاب‌تر می‌سازد و جذابیت آن را به عنوان ذخیره ارزش بلندمدت افزایش می‌دهد.

کمیابی دیجیتال چگونه اعمال می‌شود؟

راه‌حل بیت‌کوین برای مشکل دوبار خرج کردن در استفاده از یک دفتر کل غیرمتمرکز و قابل مشاهده برای عموم نهفته است. دفتر کل بیت‌کوین را می‌توان به عنوان یک پایگاه داده تغییرناپذیر در نظر گرفت که هر تراکنش را در زنجیره‌ای متوالی از دسته‌های زمانی ثبت می‌کند که به آن‌ها بلاک گفته می‌شود. هر بلاک کاملاً به ترتیب زمانی است و شامل تراکنش‌هایی است که توسط شرکت‌کنندگان شبکه تأیید و پذیرفته شده‌اند. هر بلاک به بلاک قبلی متصل است و یک سابقه دائمی ایجاد می‌کند که در هزاران گره در سراسر جهان توزیع شده است. با ذخیره و به اشتراک‌گذاری این دفتر کل در یک شبکه غیرمتمرکز، بیت‌کوین نیاز به مرجع مرکزی برای تأیید تراکنش‌ها را حذف می‌کند. زمانی که یک تراکنش بیت‌کوین انجام می‌شود، گره‌های شبکه آن را به طور مستقل اعتبارسنجی می‌کنند تا اطمینان حاصل شود که هر تراکنش فقط یک بار خرج می‌شود. این دفتر کل مشترک همچنین هک کردن شبکه یا تغییر تراکنش‌های گذشته را برای مهاجمان بسیار دشوار می‌کند، زیرا هر تغییری نیازمند تأیید اکثریت شرکت‌کنندگان شبکه است.

مکانیسم اثبات کار (PoW) بیت‌کوین حفاظت از دوبار خرج کردن را با الزام ماینرها به حل یک مسئله رمزنگاری برای کسب اجازه اعتبارسنجی تراکنش‌های جدید و ایجاد بلاک جدید تقویت می‌کند. این فرآیند که به آن استخراج گفته می‌شود، نیازمند قدرت محاسباتی است و سطحی از دشواری و هزینه را برای تغییر دفتر کل اضافه می‌کند. هر بلاک افزوده شده به دفتر کل باید شامل یک پیوند رمزنگاری به بلاک قبلی باشد که یکپارچگی زنجیره را تثبیت و از دستکاری جلوگیری می‌کند.

نقش یک گره، ذخیره جدیدترین نسخه دفتر کل است که شامل تاریخچه کامل تراکنش‌ها می‌باشد. گره‌ها ماینرها را «صادق» نگه می‌دارند، زیرا تأیید می‌کنند که دوبار خرج کردن رخ نداده و مهم‌تر از آن، همه سکه‌ها مطابق با برنامه انتشار بیت‌کوین ایجاد شده‌اند. هر کاربر بیت‌کوین می‌تواند یک گره اجرا کند و مالکیت سکه‌های خود را بدون نیاز به اعتماد به شخص ثالث تأیید کند. در بیت‌کوین نیازی به مراجع برای حل اختلافات نیست، زیرا هر تراکنشی که در یک بلاک گنجانده شده باشد، به طور عینی معتبر است.

یک مهاجم چگونه می‌تواند کنترل شبکه بیت‌کوین را به دست بگیرد؟

اگر مهاجمی بخواهد یک تراکنش گذشته را تغییر دهد تا در حمله دوبار خرج کردن موفق شود، باید اثبات کار آن بلاک و همه بلاک‌های بعدی را دوباره انجام دهد و با قدرت محاسباتی ترکیبی کل شبکه رقابت کند. این سازوکار امنیتی تضمین می‌کند که اگر کسی بخواهد دوبار خرج کند، باید بیش از ۵۰٪ قدرت استخراج شبکه را در اختیار داشته باشد تا موفق شود. این به عنوان حمله ۵۱٪ شناخته می‌شود.

در سال‌های اولیه بیت‌کوین، زمانی که امکان داشت افراد منفرد با سخت‌افزارهای رایانه‌ای معمولی بلاک‌های جدید ایجاد یا استخراج کنند، حداقل از نظر تئوری ممکن بود که قدرت محاسباتی کافی برای موفقیت در حمله ۵۱٪ فراهم شود. امروزه قدرت محاسباتی ترکیبی شبکه اثبات کار از ۷۰۰ اگزا هش بر ثانیه فراتر رفته است. این بدان معناست که در مجموع، رایانه‌های استخراج‌کننده بیش از ۷۰۰ کوینتیلیون هش (محاسبات رمزنگاری) را در هر ثانیه انجام می‌دهند. به نقطه‌ای رسیده‌ایم که هزینه و هماهنگی عظیم مورد نیاز برای بازنویسی دفتر کل و موفقیت در حمله ۵۱٪، دوبار خرج کردن را عملاً غیرممکن می‌سازد.

تأییدیه‌ها و سازماندهی مجدد

لایه دیگری از حفاظت (که گاهی نادیده گرفته می‌شود) از فرآیند تأیید تراکنش‌های بیت‌کوین ناشی می‌شود. زمانی که یک تراکنش برای اولین بار پخش می‌شود، تأیید نشده تلقی می‌شود و در «ممپول» جمع‌آوری می‌شود تا منتظر گنجاندن در یک بلاک و اعتبارسنجی توسط ماینرها باشد. زمانی که یک تراکنش به بلاک افزوده می‌شود، «تأیید شده» محسوب می‌شود. هر بلاک افزوده شده پس از آن به عنوان یک تأییدیه بیشتر برای تراکنش شمرده می‌شود. در حالی که یک تراکنش پس از یک تأییدیه رسمی تلقی می‌شود، اما تا زمانی که تأییدیه‌های بیشتری اضافه نشود، نهایی محسوب نمی‌شود.

برای امنیت کامل، کاربران بیت‌کوین اغلب منتظر چندین تأییدیه می‌مانند (معمولاً شش تأییدیه)، زیرا هر بلاک اضافی که به بلاک‌چین افزوده می‌شود، تراکنش را بیشتر ایمن می‌کند و احتمال موفقیت حمله دوبار خرج کردن را به شدت کاهش می‌دهد. این فرآیند تأییدیه، بازه زمانی‌ای را ایجاد می‌کند که طی آن تراکنش‌ها نهایی می‌شوند.

چرا باید منتظر شش تأییدیه ماند؟

کاربران بیت‌کوین منتظر تأییدیه‌های بیشتر می‌مانند، زیرا ممکن است جدیدترین بلاک تراکنش‌ها از زنجیره بلاک‌ها حذف شود، اگر دیگر بخشی از طولانی‌ترین زنجیره نباشد. مهم است بدانیم که استخراج یک رقابت بین استخرهای بسیار بزرگ قدرت محاسباتی است. بنابراین، ممکن است دو ماینر رقیب به طور همزمان راه‌حل رمزنگاری معتبری پیدا کنند و بلاک‌های جداگانه‌ای تقریباً همزمان به زنجیره افزوده شوند. اگر این اتفاق بیفتد، زنجیره عملاً تقسیم می‌شود. ماینرها به تلاش برای افزودن بلاک به هر شاخه زنجیره ادامه می‌دهند. با این حال، به محض استخراج بلاک بعدی، طولانی‌ترین زنجیره۱ (که به عنوان زنجیره‌ای با بیشترین اثبات کار سرمایه‌گذاری شده تعریف می‌شود) غالب می‌شود و بلاک روی زنجیره کوتاه‌تر «یتیم» شده و نامعتبر است. همه تراکنش‌های بلاک یتیم به ممپول بازگردانده می‌شوند تا در بلاک معتبر بعدی گنجانده شوند. این فرآیند سازماندهی مجدد یا به اختصار «ری‌اورگ» نامیده می‌شود.

یک عامل مخرب که قصد دوبار خرج کردن دارد، باید به اندازه کافی کنترل شبکه را به دست آورد تا بتواند زنجیره را «ری‌اورگ» کند. همان‌طور که در بالا دیدیم، به دست آوردن کنترل کامل نیازمند مقدار عظیمی از قدرت محاسباتی است، اما اگر یک عملیات استخراج بزرگ - که فرضاً کمی بیش از یک سوم کل قدرت محاسباتی شبکه را کنترل می‌کند - تلاش کند سکه‌ها را دوبار خرج کند چه می‌شود؟

بیایید یک مثال را مرحله به مرحله بررسی کنیم:

فرض کنید، به عنوان مثال، کل قدرت استخراج شبکه بیت‌کوین ۵۵۰ اگزا هش بر ثانیه است. شرکت Rogue، که ۲۰۰ اگزا هش بر ثانیه را کنترل می‌کند، یک خرید بزرگ املاک انجام می‌دهد و قصد دارد با بیت‌کوین پرداخت کند. با این حال، Rogue همچنین برنامه دارد که تلاش کند همان سکه‌ها را دوباره خرج کند (دابل اسپند). فروشنده به Rogue می‌گوید که تا شش تأیید منتظر می‌ماند تا سند مالکیت را تحویل دهد. برای انجام حمله دابل اسپند، Rogue باید به طور مخفیانه یک شاخه جایگزین در زنجیره بسازد و زنجیره‌ای طولانی‌تر شامل تراکنش دابل اسپند را استخراج کند. زمانی که فروشنده شش تأیید شامل تراکنش خود را دید و دارایی را تحویل داد، Rogue باید تمام بلاک‌هایی که در شاخه جدید استخراج کرده را بارگذاری کند تا آن زنجیره طولانی‌ترین شود. چقدر این کار ممکن است؟

در هر لحظه، احتمال اینکه Rogue بلاک بعدی را استخراج کند برابر است با ۲۰۰ تقسیم بر ۵۵۰ یعنی ۰.۳۶. حتی اگر Rogue بزرگ‌ترین استخر استخراج باشد، احتمال اینکه استخراج‌کنندگان صادق بلاک بعدی را پیدا کنند ۱ منهای ۰.۳۶ یعنی ۰.۶۴ است. بلاک‌ها باید در زنجیره صادقانه بسیار سریع‌تر استخراج شوند. اما فرض کنیم Rogue خوش‌شانس باشد، یک بلاک استخراج کند و آن را مخفی نگه دارد. سپس تلاش می‌کند بلاک دیگری روی این شاخه مخفی استخراج کند. با این حال، زنجیره صادقانه یک بلاک استخراج می‌کند و با استخراج بلاک دیگری جلو می‌افتد، قبل از اینکه Rogue بلاک دوم خود را استخراج کند.

در این مرحله Rogue تسلیم می‌شود. چرا؟

تعداد بلاک‌های عقب‌مانده ۱٪ ۱۰٪ ۳۶٪ (Rogue) ۵۱٪
۱ ۰.۰۱۰۱۰۱ ۰.۱۱۱۱۱۱ ۰.۵۶۲۵۰۰ ۱.۰
۲ ۰.۰۱۰۱۰۲ ۰.۰۱۲۳۴۶ ۰.۳۱۶۴۰۶ ۱.۰
۳ ۱.۰e-۰۶ ۰.۰۰۱۳۷۲ ۰.۱۷۷۹۱۹ ۱.۰
۴ ۱.۰e-۰۸ ۰.۰۰۰۱۵۲ ۰.۱۰۰۱۱۳ ۱.۰
۵ ۱.۰e-۱۰ ۰.۰۰۰۰۱۷ ۰.۰۵۶۳۱۴ ۱.۰
۶ ۱.۰e-۱۲ ۱.۹e-۰۶ ۰.۰۳۱۶۷۶ ۱.۰

منبع: بر اساس جدولی در کتاب Grokking Bitcoin نوشته Kalle Rosenbaum

Rogue متوجه می‌شود که قدرت هش کافی برای انجام دابل اسپند ندارد، با وجود اینکه ۳۶٪ از قدرت هش بیت‌کوین را در اختیار دارد. برای موفقیت باید چهار بلاک دیگر استخراج کند تا از زنجیره صادقانه جلو بیفتد. با وجود قدرت محاسباتی عظیم و کنترل ۳۶٪ شبکه، شانس موفقیت Rogue فقط ۰.۱۰۰۱۱۳ است.

نظریه بازی وارد عمل می‌شود

شانس موفقیت Rogue بسیار پایین است، اما اوضاع بدتر هم می‌شود. هر دقیقه‌ای که به تلاش ادامه می‌دهد، Rogue مقدار زیادی برق مصرف می‌کند. همه این تلاش‌ها بی‌فایده خواهد بود. علاوه بر این، برای هر بلاکی که به طور صادقانه استخراج نمی‌کند، Rogue پاداش بلاک را از دست می‌دهد که در حال حاضر ۳.۱۲۵ سکه به ازای هر بلاک است و ارزش آن در حال حاضر بیش از ۳۰۰ هزار یورو می‌باشد.

دلیل اصلی شکست Rogue این بود که فروشنده ملک درخواست شش تأیید کرد. هرچه تعداد تأییدهای لازم بیشتر باشد، ساختن زنجیره‌های جایگزین برای استخراج‌کنندگان غیرصادق سخت‌تر می‌شود. در واقع، برای یک تراکنش بسیار بزرگ، فروشنده ممکن است تأییدهای بیشتری بخواهد. برای مثال، ده تأیید (که باید حدود ۱۰۰ دقیقه طول بکشد) شانس موفقیت Rogue را به فقط ۰.۰۰۳ کاهش می‌دهد.

به این ترتیب، نظریه بازی پیرامون استخراج باعث می‌شود همه انگیزه داشته باشند که صادقانه عمل کنند و منابع محاسباتی را هدر ندهند یا پاداش بلاک را از دست ندهند. علاوه بر این، به نفع همه استخراج‌کنندگان است که شبکه بیت‌کوین امن و قابل اعتماد باشد. این موضوع باعث می‌شود سرمایه‌گذاری عظیم آن‌ها در قدرت محاسباتی محافظت شود. اگر شبکه با موفقیت مورد حمله قرار گیرد، ارزش بازار سکه‌ها به شدت کاهش می‌یابد زیرا اعتماد به شبکه از بین می‌رود.

۶.۱.۳ آیا تمرکز استخراج تهدیدی است؟

همانطور که در جدول بالا مشاهده شد، تمرکز استخراج می‌تواند تهدیدی بالقوه برای محافظت بیت‌کوین در برابر دابل اسپند باشد، زیرا احتمال وقوع حمله ۵۱ درصدی را افزایش می‌دهد - سناریویی که در آن یک استخراج‌کننده یا گروهی از استخراج‌کنندگان بیش از نیمی از قدرت محاسباتی شبکه را کنترل می‌کنند. اگر این اتفاق بیفتد، نهاد کنترل‌کننده می‌تواند به طور نظری تراکنش‌های اخیر را تغییر دهد یا با بازنویسی دفتر کل، تلاش کند دابل اسپند انجام دهد و همان سکه‌ها را بیش از یک بار خرج کند.

چنین وضعیتی یکپارچگی شبکه بیت‌کوین را تضعیف می‌کند، زیرا تأیید تراکنش‌ها را به تعداد کمی از بازیگران با نفوذ نامتناسب می‌سپارد. با این حال، اگرچه از نظر تئوری ممکن است، اجرای حمله ۵۱ درصدی همچنان بسیار پیچیده و پرهزینه خواهد بود و نیازمند منابع محاسباتی عظیم، برق و هماهنگی است که احتمالاً منافع بالقوه دابل اسپند را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

تدابیری وجود دارد که به محدود کردن ریسک‌های تمرکز استخراج کمک می‌کند. برای مثال، استخرهای استخراج به استخراج‌کنندگان کوچک‌تر اجازه می‌دهند منابع خود را ترکیب کرده و پاداش بلاک را تقسیم کنند و سلطه هر نهاد واحد را کاهش دهند. اگرچه این روش خوبی برای مشارکت استخراج‌کنندگان کوچک در شبکه است، اما این ریسک وجود دارد که نهاد کنترل‌کننده استخر رفتار مخربی داشته باشد و تلاش کند به شبکه حمله کند. با این حال، شفافیت دفتر کل بیت‌کوین همچنین باعث می‌شود هرگونه تمرکز قدرت استخراج قابل مشاهده باشد و جامعه را نسبت به ریسک‌های احتمالی آگاه کند و امکان اقدامات متقابل را فراهم آورد. استخراج‌کنندگان به خوبی می‌دانند که هر حمله‌ای به شبکه بیت‌کوین ریسک آسیب جدی به ارزش آن را به همراه دارد، بنابراین برای استخراج‌کنندگان کوچک بسیار ساده است که به استخر جدیدی منتقل شوند تا قدرت استخراج آن‌ها به شکل مخرب استفاده نشود. اگرچه ریسک صفر نیست، اما ماهیت باز و توزیع‌شده اکوسیستم بیت‌کوین، همراه با هزینه بالای حمله، باعث می‌شود تمرکز استخراج بیشتر یک تهدید نظری باشد تا یک تهدید قریب‌الوقوع، زیرا حفظ چنین کنترلی برای مدت طولانی از نظر مالی برای هر مهاجمی غیرقابل دوام خواهد بود.

۶.۱.۴ تأثیر گسترده‌تر کمیابی دیجیتال

بیت‌کوین نحوه‌ی تفکر ما درباره کمیابی در دنیای دیجیتال را متحول کرده است. زیرا کالاهای دیجیتال - مانند نرم‌افزار، فایل‌های موسیقی، کتاب‌های الکترونیکی و محتوای آنلاین - ویژگی‌هایی دارند که آن‌ها را از کالاهای فیزیکی متمایز می‌کند؛ این کالاها می‌توانند با هزینه‌ای ناچیز تکثیر شده و به‌صورت آنی به اشتراک گذاشته شوند. برخلاف اقلام فیزیکی که محدودیت‌های مادی مانند هزینه تولید و محدودیت‌های ذخیره‌سازی دارند، کالاهای دیجیتال به‌صورت داده وجود دارند و می‌توان آن‌ها را بی‌نهایت بار بدون کاهش کیفیت کپی کرد. این بدان معناست که در حالی که کالاهای فیزیکی ذاتاً به دلیل این محدودیت‌های مادی کمیاب هستند، کالاهای دیجیتال به طور سنتی فراوان بوده‌اند و هیچ سازوکار ذاتی برای محدود کردن عرضه نداشته‌اند.

نکته مهم این است که کالاهای دیجیتال غیررقابتی هستند. یعنی مصرف یک نفر از یک کالای دیجیتال، از دسترسی دیگران به آن کالا نمی‌کاهد. برای مثال، وقتی یک آهنگ دانلود می‌شود، می‌توان آن را بی‌نهایت بار کپی و توزیع کرد بدون اینکه از ارزش آن کاسته شود. این فراوانی در طول تاریخ، چالشی برای ایجاد ارزش بوده است، زیرا مدل سنتی اقتصاد عرضه و تقاضا زمانی که عرضه (حداقل به طور نظری) نامحدود باشد، دچار اختلال می‌شود. در پاسخ به این موضوع، مدیریت حقوق دیجیتال (DRM) و سایر تدابیر مصنوعی کمیابی تلاش کرده‌اند دسترسی را محدود کنند. با این حال، این سازوکارها قابل دور زدن هستند و اعتماد را به نهادهای متمرکز واگذار می‌کنند. نوآوری بیت‌کوین در این است که این مشکل را به‌صورت ذاتی حل می‌کند و اولین دارایی دیجیتال است که کمیابی را از طریق فناوری غیرمتمرکز و بدون تکیه بر این محدودیت‌های سنتی، پیاده‌سازی می‌کند.

بیت‌کوین نقش تحول‌آفرینی در ایجاد کمیابی دیجیتال ایفا می‌کند، چرا که پروتکلی را معرفی کرده که عرضه محدود را تضمین می‌کند. سقف ۲۱ میلیون سکه به‌صورت کدنویسی‌شده در پروتکل قرار دارد و این محدودیت بدون اجماع شبکه قابل تغییر نیست؛ یعنی همه هزاران مشارکت‌کننده‌ای که در سراسر جهان نودهای بیت‌کوین را اجرا می‌کنند. به این ترتیب، بیت‌کوین دارایی‌ای خلق کرده که ماهیت محدودیت منابع فیزیکی مانند طلا را تقلید می‌کند، در حالی که کاملاً در دنیای دیجیتال وجود دارد. سقف عرضه، اساس ارزش بیت‌کوین است و با ترکیبی از رمزنگاری، سازوکارهای اجماع و کد منبع‌باز و شفاف حفظ می‌شود. این موضوع تضمین می‌کند که همه مشارکت‌کنندگان شبکه از قوانین یکسان پیروی می‌کنند و همچنین انگیزه اقتصادی کلیدی برای اطمینان از محدود بودن و اثبات‌پذیر بودن عرضه سکه‌ها را فراهم می‌کند.

با حل مشکل دوبار خرج کردن، بیت‌کوین از تورم یا تکثیر دارایی جلوگیری می‌کند؛ چالشی که آزمایش‌های قبلی پول دیجیتال را با مشکل مواجه کرده بود. در بیت‌کوین، هیچ مرجع واحدی کنترل عرضه را در دست ندارد و همین موضوع آن را در برابر دستکاری‌های متمرکز مانند چاپ بی‌رویه پول یا کاهش ارزش پول که در سیستم پولی فیات دیده می‌شود، مصون می‌سازد. این نوآوری به بیت‌کوین اجازه می‌دهد تا به‌عنوان ذخیره ارزش و پوششی در برابر تورم عمل کند و جایگاهی منحصربه‌فرد مشابه «طلای دیجیتال» - یک منبع دیجیتال کمیاب با ارزش قابل اثبات - داشته باشد.

۶.۱.۵ جمع‌بندی

در پایان، اکنون به طور گسترده‌تری درک می‌شود که نوآوری بیت‌کوین در کمیابی دیجیتال، مفهوم پول را بازتعریف کرده است. با این حال، گاهی اوقات این نکته نادیده گرفته می‌شود که بیت‌کوین همچنین با حل مشکل دیرینه ایجاد کمیابی در دنیای ذاتاً فراوان دیجیتال، چشم‌انداز دیجیتال را نیز متحول کرده است. بیت‌کوین عملاً دسته جدیدی از دارایی دیجیتال را معرفی کرده که ویژگی‌های کالاهای فیزیکی را منعکس می‌کند.

این دستاورد نشان می‌دهد که یک سیستم غیرمتمرکز می‌تواند کمیابی، تغییرناپذیری و ارزش را مستقل از هر مرجع مرکزی ایجاد کند. افزون بر این، ممکن است کاربردهایی فراتر از پول داشته باشد، چرا که الهام‌بخش حوزه‌ای کامل از پژوهش و توسعه پیرامون این فناوری شده است.

با نگاهی به آینده، مدل کمیابی دیجیتال بیت‌کوین در حال شکل دادن به آینده پول و ذخیره ارزش است. با افزایش نگرانی‌ها درباره تورم و پرسش‌هایی پیرامون مدیریت ارزهای فیات، عرضه ثابت بیت‌کوین آن را به گزینه‌ای جذاب‌تر برای پوشش در برابر بی‌ثباتی‌های مالی سنتی تبدیل می‌کند.

در نهایت، کشف کمیابی دیجیتال توسط بیت‌کوین ممکن است آغاز یک تغییر پارادایم باشد؛ جایی که دارایی‌های دیجیتال با کمیابی شناخته‌شده و اعتماد قابل اثبات، به‌عنوان اجزای ارزشمند اقتصاد مدرن به رسمیت شناخته می‌شوند و پایه‌ای برای آینده امور مالی غیرمتمرکز و مالکیت دیجیتال ایجاد می‌کنند. این موضوع پیامدهای مهمی برای حوزه اقتصاد دارد - بیت‌کوین الگویی ارائه داده است که چگونه کمیابی و ارزش می‌توانند در قالب دیجیتال وجود داشته باشند.

فراتر از کمیابی دیجیتال، بیت‌کوین همچنین اولین نمونه از کمیابی مطلق است؛ تنها کالای نقدشونده (دیجیتال یا فیزیکی) با مقدار ثابت مشخص که به هیچ وجه قابل افزایش نیست. تا پیش از اختراع بیت‌کوین، کمیابی همواره نسبی بود، نه مطلق.
سیف‌الدین عَمّوس

یادداشت‌ها
  1. بلندترین زنجیره توسط نودهای بیت‌کوین به‌عنوان معتبرترین نسخه دفترکل پذیرفته می‌شود و به‌عنوان زنجیره‌ای تعریف می‌شود که بیشترین تلاش (یا بیشترین اثبات کار) برای ساخت آن صرف شده است. اطلاعات بیشتر در اینجا:https://learnmeabitcoin.com/technical/blockchain/longest-chain/

6.2 چرخه پذیرش بیت‌کوین

6.2.0 مقدمه

خب من مقداری بیت‌کوین دارم. با آن چه کار می‌توانم انجام دهم؟

بسیاری از ما این سؤال را شنیده‌ایم (شاید با کمی طعنه) از کسانی که نسبت به اینکه بیت‌کوین بتواند به پذیرش گسترده به عنوان پول برسد، تردید دارند. این یک مشاهده رایج (و درست) از سوی فعالان مالی سنتی و رسانه‌های جریان اصلی است که تا به امروز، این فناوری با وجود بیش از ۱۵ سال فعالیت مداوم، هنوز به طور گسترده پذیرفته نشده است.

آیا این به این معناست که بیت‌کوین فرصت خود را برای پذیرش گسترده از دست داده است؟ یا هنوز در ابتدای چرخه پذیرش این فناوری هستیم؟ آیا می‌توانیم با بررسی روند پذیرش سایر فناوری‌های نوآورانه در طول تاریخ، معیاری برای پیشرفت فعلی بیت‌کوین و نشانه‌ای برای پذیرش آینده آن به دست آوریم؟ آیا چارچوبی رایج برای کمک به پاسخ این پرسش‌ها وجود دارد؟

6.2.1 مدل نوآوری راجرز

در سال ۱۹۶۲، پروفسور جامعه‌شناسی اورت راجرز مدلی برای پذیرش نوآوری در کتاب خود با عنوانDiffusion of Innovationsارائه داد. ایده‌های او به سرعت در میان دانشگاهیان و فعالان کسب‌وکار محبوب شد و هنوز هم به طور گسترده مورد استناد قرار می‌گیرد.

Adoption curve
ارتباط بین انواع پذیرندگان بر اساس نوآور بودن و جایگاه آن‌ها روی منحنی پذیرش (منبع: Everett M. Rogers, Diffusions of Innovations)

مدل راجرز پنج عنصر کلیدی در پذیرش فناوری را پیشنهاد می‌کند و آن‌ها را به انواع مصرف‌کنندگانی که یک نوآوری جدید را می‌پذیرند تقسیم کرده و روی یک منحنی زنگوله‌ای توزیع می‌کند. پنج دسته پذیرندگان راجرز بر اساس وضعیت اجتماعی گروه‌بندی شده‌اند. این دسته‌ها عبارت‌اند از:

  • نوآوران (۲.۵٪ از کاربران) – این افراد خود خالقان فناوری یا کسانی هستند که بیشترین ریسک را می‌پذیرند، زیرا یا بیشترین نقدینگی مالی را دارند یا به منابع فناوری یا سایر نوآوران نزدیک‌ترند.
  • پذیرندگان اولیه (۱۳.۵٪ از کاربران) – این افراد به عنوان رهبران فکری شناخته می‌شوند. آن‌ها به دلیل نگرش اجتماعی پیشروتر و/یا نقدینگی مالی بیشتر نسبت به پذیرندگان بعدی، سریع‌تر به چرخه‌های فناوری واکنش نشان می‌دهند.
  • اکثریت اولیه (۳۴٪ از کاربران) – این گروه آماده پذیرش زودهنگام فناوری هستند، هرچند فقط زمانی که مفید بودن آن اثبات شده باشد. این گروه ممکن است شامل برخی رهبران فکری نیز باشد، اما به طور کلی محتاط‌تر از پذیرندگان اولیه هستند.
  • اکثریت دیرهنگام (۳۴٪ از کاربران) – این گروه محتاط‌تر هستند و ممکن است نسبت به مصرف‌کنندگان قبلی تردید بیشتری داشته باشند.
  • عقب‌ماندگان (۱۶٪ از کاربران) – این گروه بیشترین مقاومت را در برابر تغییر دارند. آن‌ها معمولاً فقط در صورت اجبار یا منسوخ شدن فناوری‌ها یا روش‌های قدیمی، فناوری جدید را می‌پذیرند.
The chasm

عبور از پذیرندگان اولیه به اکثریت اولیه گاهی به عنوانعبور از شکافتوصیف می‌شود. این ایده توسط جفری ای. مور در کتابی با همین عنوان که در سال ۱۹۹۱ منتشر شد، محبوب شد. این انتقال نماد گذار مصرف‌کنندگان از علاقه‌مندان و آینده‌نگران فناوری به عمل‌گرایانی است که فناوری را به دلیل ترکیبی از ضرورت و راحتی می‌پذیرند. مور استدلال می‌کند که عبور از این شکاف چالش‌برانگیزترین مرحله برای یک فناوری جدید است، اما پس از تحقق آن، آغازگر مرحله‌ای جدید با پذیرش گسترده و شتاب قابل توجه خواهد بود.

6.2.2 تاریخچه پذیرش اینترنت

در این مرحله، مفید است که یک گام به عقب برداریم و پیشرفت بیت‌کوین را با اینترنت مقایسه کنیم. این مقایسه آموزنده است، زیرا مانند اینترنت، پروتکل بیت‌کوین مبتنی بر نرم‌افزار متن‌باز است و شبکه آن برای هر کسی که به زیرساخت مناسب دسترسی دارد، در سراسر جهان قابل دسترسی است.

اینترنتی که امروز می‌شناسیم با ایجاد ARPANET در وزارت دفاع آمریکا در دهه ۱۹۶۰ آغاز شد. این فناوری در دهه بعد با توسعه پروتکل TCP/IP و پیدایش ارتباطات ایمیلی پیشرفت کرد. در سال ۱۹۸۳، ایجاد سیستم نام دامنه (DNS) نشانه‌ای از گذار به اینترنت مدرن بود و توسعه کلیدی بعدی در سال ۱۹۹۰ با ایجاد شبکه جهانی وب (World Wide Web) بر پایه پروتکل لایه کاربردی HTTP رخ داد. اواسط دهه ۱۹۹۰ شاهد معرفی اولین مرورگرهای وب و راه‌اندازی خدمات اینترنتی تجاری مانند AOL بود. در این زمان، مرور وب و ایمیل پایه (بر پایه پروتکل SMTP) در میان جامعه فناوری محبوبیت بیشتری پیدا می‌کرد.

در سال ۱۹۹۷، رونق سرمایه‌گذاری دات‌کام آغاز شد و پلتفرم‌های تجارت الکترونیک مانند آمازون و ای‌بی محبوبیت بیشتری یافتند. اولین موتورهای جستجوی اینترنتی نیز در این زمان به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفتند. شکست بسیاری از شرکت‌های اینترنتی اولیه در اوایل دهه ۲۰۰۰ (که به عنوان سقوط دات‌کام شناخته می‌شود) سرمایه‌گذاری در این بخش را کاهش داد، اما در عین حال کسب‌وکارهای سودآور و پایدار را تقویت کرد.

ظهور اینترنت پرسرعت در اواسط دهه ۲۰۰۰ امکان اتصال بسیار سریع‌تر را فراهم کرد و توسعه برنامه‌های پرسرعت مانند بازی‌های اینترنتی و پخش فیلم را ممکن ساخت. در این زمان، اولین شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک و توییتر میلیون‌ها کاربر جدید اینترنت را جذب کردند و عرضه آیفون نیز مجموعه‌ای از برنامه‌های موبایلی جدید را معرفی کرد.

رایانش ابری در دهه ۲۰۱۰ به طور گسترده پذیرفته شد و مدل‌های نرم‌افزار به عنوان سرویس، سرویس‌های پخش و اپلیکیشن‌های موبایل را به وجود آورد. همچنین با توسعه شبکه‌های موبایل سریع‌تر (۳G، ۴G و غیره)، بسیاری از مناطقی که قبلاً از اتصال سریع محروم بودند، توانستند به اینترنت متصل شوند.

6.2.3 مقایسه بیت‌کوین و پروتکل‌های اینترنت

بیت‌کوین به عنوان پروتکل پایه

از آنجا که بیت‌کوین یک پروتکل لایه پایه برای «اینترنت ارزش» است، مقایسه آن با TCP/IP، پروتکل پایه ارتباطات اینترنتی، مفید است. بیت‌کوین، مانند TCP/IP، لایه پایه‌ای برای اکوسیستمی از برنامه‌ها و پروتکل‌های جدید برای ذخیره و انتقال ارزش فراهم می‌کند.

پروتکل انتقال ابرمتن (HTTP) یک پروتکل لایه کاربردی است که بر روی TCP/IP قرار می‌گیرد و انتقال صفحات وب بین سرورها و مرورگرها را تسهیل می‌کند. در مقایسه، شبکه لایتنینگ بیت‌کوین به عنوان یک پروتکل انتقال پرداخت عمل می‌کند و تراکنش‌های تقریباً فوری و کم‌هزینه را ممکن می‌سازد که ممکن است در آینده روی لایه پایه بیت‌کوین تسویه شوند.

راهکارهای لایه کاربردی دیگر مانند شبکه لیکوئید امکان تراکنش‌های سریع و محرمانه و صدور اوراق بهادار توکنیزه شده را فراهم می‌کنند. پروتکل‌های دیگری که هنوز ایجاد نشده‌اند ممکن است امکان بهبود کمک‌های مالی، انعام، پرداخت به ازای پیام یا انتقال ارزش برای محتوای رسانه‌ای را فراهم کنند.

با وجود برخی شباهت‌های مفهومی بین پروتکل‌های ساخته شده بر بستر بیت‌کوین و اینترنت پیش از آن، حدود ۱۷ سال بین معرفی TCP/IP (۱۹۷۴) و HTTP (۱۹۹۱) فاصله بود. این در حالی است که راهکارهای لایه کاربردی روی بیت‌کوین (لایتنینگ و لیکوئید) کمتر از یک دهه پس از پیدایش بیت‌کوین عرضه شدند – که نشان‌دهنده چرخه پذیرش بسیار سریع‌تر است. این امر چندان عجیب نیست، زیرا خود اینترنت راه را برای گسترش اطلاعات دیجیتال هموار کرد و این امر باعث شد دانش مربوط به شبکه بیت‌کوین نسبتاً سریع در سراسر جهان منتشر شود.

بیت‌کوین به عنوان پروتکل کاربردی

از سوی دیگر، به جای تفسیر بیت‌کوین به عنوان یک لایه پایه مشابه TCP/IP، می‌توان آن را دارای جایگاهی منحصربه‌فرد در پشته پروتکل اینترنت فعلی دانست که عملاً آن را برای تسهیل تبادل ارزش گسترش می‌دهد. به این ترتیب می‌توان بیت‌کوین را لایه پایه برای «انتقال ارزش» دانست، همان‌طور که HTTP استاندارد تحویل محتوای وب است. هر دوی این‌ها بر روی TCP/IP به عنوان لایه پایه ارتباط داده قرار دارند.

همزمان با اینکه بیت‌کوین (دارایی) خود را به عنوان دارایی ذخیره خزانه جهانی تثبیت می‌کند، بیت‌کوین (پروتکل) می‌تواند به استاندارد جهانی برای تسویه تجارت اینترنتی در سراسر جهان تبدیل شود.

صرف‌نظر از اینکه بیت‌کوین را با توسعه اینترنت مدرن چگونه مقایسه کنیم، روشن است که هنوز در ابتدای مسیر تکامل بیت‌کوین هستیم.

6.2.4 بیت‌کوین و چرخه پذیرش فناوری

در زمانی که «بلاک پیدایش» بیت‌کوین در ژانویه ۲۰۰۹ ایجاد شد (و شاید تا ماه‌ها بعد از آن)، این فناوری فقط برای تعداد کمی از علاقه‌مندان «سایفرپانک» شناخته شده بود. با گذشت زمان تا امروز، مدیران دارایی بزرگ مستقر در وال استریت محصولات قابل معامله در بورس و راهکارهای نگهداری ارائه می‌دهند که هر روز صدها میلیون تومان معامله می‌شوند.

با بازگشت به مدل پذیرش راجرز، بیت‌کوین اکنون در کدام مرحله پذیرش قرار دارد؟ برای پاسخ به این سؤال باید به تاریخچه و ویژگی‌های پذیرش بیت‌کوین نگاه کنیم.

* مراحل و تاریخ‌های زیر پیشنهادی هستند و تحلیل‌گران بدون شک نظرات و تفسیرهای خود را خواهند داشت!

نوآوران (۲۰۰۹-۲۰۱۵)

پذیرندگان: اولین «سایفرپانک‌ها» یا متخصصان رمزنگاری و کسانی که به مفهوم ارز غیرمتمرکز بومی اینترنت علاقه‌مند بودند. این مرحله همچنین شامل آزادی‌خواهان و علاقه‌مندان نوپای فناوری یا اینترنت بود. برخی سرمایه‌گذاران اولیه نیز با استارتاپ‌هایی که پتانسیل بیت‌کوین یا فناوری زیرساختی آن را برای ذخیره‌سازی و پرداخت بررسی می‌کردند، وارد شدند.

رویدادهای کلیدی:

  • ۲۰۰۹: انتشار وایت‌پیپر بیت‌کوین توسط ساتوشی ناکاموتو.
  • ۲۰۱۰: ایجاد «بلاک پیدایش» توسط الگوریتم اثبات کار و اولین تراکنش تجاری ۱۰٬۰۰۰ بیت‌کوین برای دو پیتزا.
  • ۲۰۱۲: اولین «هاوینگ» و اجرای برنامه کاهش انتشار بیت‌کوین.
  • ۲۰۱۱-۲۰۱۳: ظهور صرافی‌هایی مانند Mt. Gox و استفاده در «وب تاریک» (جاده ابریشم).
  • ۲۰۱۳-۲۰۱۵: رشدهای شدید قیمتی باعث افزایش آگاهی عمومی شد.
پذیرندگان اولیه (۲۰۱۶-۲۰۲۲)

پذیرندگان: کارشناسان زیرساخت فناوری که بر روی محصولات مرتبط مانند تجهیزات استخراج و کیف پول‌ها کار کردند و بهبودهایی ایجاد نمودند. صرافی‌های کاربرپسند باعث افزایش پذیرش توسط کاربران عادی شدند. اولین سرمایه‌گذاران نهادی (Microstrategy، Tesla) وارد شدند و یک مدیر دارایی بزرگ (Fidelity) خدمات نگهداری بیت‌کوین را ارائه داد. با این حال، تردید در میان نظام مالی سنتی باقی ماند، که نبود شفافیت مقرراتی در اکثر کشورهای توسعه‌یافته و پوشش منفی رسانه‌های جریان اصلی، با تأکید بر مصرف انرژی بالای بیت‌کوین و برداشت‌هایی درباره نقش آن در فعالیت‌های مجرمانه، به آن دامن زد. دولت‌ها شروع به بررسی بیت‌کوین و فناوری زیربنایی آن برای انتشار ارزهای دیجیتال آینده کردند.

رویدادهای کلیدی

  • ۲۰۱۶: اختلاف قابل توجهی میان کاربران درباره مسیر فناوری بیت‌کوین (جنگ‌های اندازه بلاک) به وجود آمد.
  • ۲۰۱۷: رسانه‌های جریان اصلی موج سفته‌بازی تا حدود ۲۰٬۰۰۰ دلار برای هر بیت‌کوین را گزارش کردند.
  • ۲۰۱۸: شبکه لایتنینگ برای پرداخت‌های سریع‌تر راه‌اندازی شد.
  • ۲۰۲۰: شرکت نرم‌افزاری Microstrategy استراتژی خزانه‌داری بیت‌کوین را اعلام کرد.
  • ۲۰۲۱/۲۰۲۲: یک روند صعودی قیمت بیت‌کوین را به بالای ۶۰٬۰۰۰ دلار رساند.
  • ۲۰۲۱: السالوادور اولین کشوری شد که بیت‌کوین را به عنوان پول قانونی پذیرفت.
اکثریت اولیه / عبور از شکاف (۲۰۲۳-۲۰۲۹)

پذیرندگان: مؤسسات مالی سنتی به لطف شفافیت مقرراتی بهبود یافته، محصولات مرتبط با بیت‌کوین ارائه می‌دهند. افراد و شرکت‌ها به دلایل عملی یا مدیریت ریسک سرمایه‌گذاری می‌کنند. دولت‌ها همچنان استفاده از بیت‌کوین را به عنوان بخشی از سیاست خزانه‌داری و پولی بررسی می‌کنند و برخی سرمایه‌گذاری‌های بزرگی انجام می‌دهند. مقاومت در میان نظام مالی سنتی شروع به فروپاشی می‌کند، هرچند موانع مقرراتی و آموزشی قابل توجهی برای افراد و شرکت‌ها باقی می‌ماند.

رویدادهای کلیدی (تا کنون):

  • ۲۰۲۳/۲۰۲۴: Microstrategy برنامه خرید بیت‌کوین خود را تسریع می‌کند و استراتژی‌های نوآورانه مالی شرکتی را بررسی می‌کند.
  • ۲۰۲۴: چندین بازیگر مالی سنتی ETFهای بیت‌کوین را در آمریکا راه‌اندازی می‌کنند که به سریع‌ترین محصولات ETF تاریخ تبدیل می‌شوند.
  • ۲۰۲۳/۲۰۲۴: تعداد کمی از صندوق‌های بازنشستگی در آمریکا، بریتانیا و کانادا سرمایه‌گذاری اولیه انجام می‌دهند.
  • ۲۰۲۴: پوشش رسانه‌های جریان اصلی مطلوب‌تر می‌شود و حملات به بیت‌کوین کاهش می‌یابد.
  • اواخر ۲۰۲۴: یک نامزد ریاست‌جمهوری «دوستدار بیت‌کوین» در انتخابات آمریکا پیروز می‌شود.
اکثریت دیرهنگام / عقب‌ماندگان (از ۲۰۳۰ به بعد)؟

پذیرندگان: در مرحله اکثریت دیرهنگام، ممکن است بیت‌کوین به طور گسترده به عنوان دارایی ذخیره خزانه‌داری پذیرفته شود. در این زمان، بازیگران مالی سنتی ممکن است بپذیرند که داشتن یک «استراتژی بیت‌کوین» برای بقا ضروری است - شعار در این نقطه «سازگار شو یا نابود شو» می‌شود.

سیستم‌های پولی فیات به طور فزاینده‌ای بی‌ثبات می‌شوند زیرا سرمایه از سیستم قدیمی خارج می‌شود و شفافیت مقرراتی به طور قابل توجهی بهبود می‌یابد، و نهادهای ناظر نیاز به سازگاری با واقعیت جدید را می‌پذیرند.

کشورهای بزرگ بیت‌کوین را به عنوان دارایی خزانه‌داری و پول قانونی می‌پذیرند و انفجاری در امور مالی فرامرزی، مبتنی بر هوش مصنوعی و ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته، اقتصادها را به سمت بیت‌کوین سوق می‌دهد، چرا که تنها ارز امن، غیرمتمرکز و کم‌اعتماد مبتنی بر پروتکل‌های متن‌باز و برنامه‌پذیر است.

بیت‌کوین به یک دارایی مالی کلیدی در گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر تبدیل می‌شود و جایگاه خود را به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از نظام مالی جهانی تثبیت می‌کند، به گونه‌ای که به اندازه اینترنت یا گوشی‌های هوشمند فراگیر می‌شود.

در این زمان، بیت‌کوین فقط به عنوان ذخیره ارزش دیده نمی‌شود، بلکه استفاده از آن به عنوان واسطه مبادله و واحد حساب برای کالاها و خدمات نیز ممکن است فراگیر شود، زیرا ارز فیات عموماً کمتر مورد تمایل است.

تناقض با مدل راجرز

موارد بالا نشان می‌دهد که بیت‌کوین (در زمان نگارش) در حال عبور از شکاف به مرحله پذیرندگان اولیه است. با این حال، در مورد بیت‌کوین، یک تناقض آشکار با پیشنهاد مدل راجرز وجود دارد که می‌گوید یک فناوری باید حدود ۱۵٪ نفوذ در بازار هدف خود را در این نقطه به دست آورده باشد. در زمان نگارش، BiTBO، نشان می‌دهد که کمی بیش از ۱۰۰ میلیون کاربر بیت‌کوین در سراسر جهان وجود دارد که درصد نفوذی در حد ارقام تک‌رقمی پایین را نشان می‌دهد. برآوردهای Triple-A اطمینان بیشتری دارند و می‌گویند حدود ۵۶۰ میلیون نفر در جهان مالک ارز دیجیتال هستند. این رقم نفوذی حدود ۷٪ از جمعیت جهان را نشان می‌دهد.

در عوض، می‌توانیم کل بازار را ۵ میلیارد نفری در نظر بگیریم که در سراسر جهان به اینترنت دسترسی دارند. این رقم نشان می‌دهد حدود ۱۱٪ در معرض مالی ارز دیجیتال قرار دارند، که به ۱۶٪ پیشنهادی مدل راجرز نزدیک‌تر است.

در زیر عدد کلی، باید انتظار داشته باشیم که تفاوت‌های جمعیتی زیادی وجود داشته باشد. برای مثال، ممکن است در حال حاضر نفوذ بسیار بالاتری در گروه سنی زیر ۲۵ سال و بسیار پایین‌تر در گروه بالای ۴۵ سال وجود داشته باشد، جایی که پذیرش می‌تواند در ارقام تک‌رقمی پایین باشد.

به این ترتیب، می‌توانیم مدل راجرز را برای زیرمجموعه‌هایی از بازارهای هدف متمایز با ویژگی‌های خاص خود در نظر بگیریم. این زیرمجموعه‌ها می‌توانند بر اساس جغرافیا، جمعیت‌شناسی یا پروفایل ثروت تعریف شوند. همچنین می‌توانیم بازار دارایی‌های «ذخیره ارزش» را در نظر بگیریم، جایی که بیت‌کوین در کشورهای توسعه‌یافته بیشتر تثبیت شده است، در مقابل بازار «واسطه مبادله» که در کشورهای در حال توسعه یا مناطق تحت کنترل رژیم‌های اقتدارگرا بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.

۶.۲.۵ آیا بیت‌کوین از شکاف عبور کرده است؟

پس از تأیید توسط کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا و راه‌اندازی متعاقب آن در ژانویه ۲۰۲۴، صندوق‌های قابل معامله بیت‌کوین در سال اول خود رکورد جذب سرمایه را شکستند. ارزش خالص دارایی‌های نگهداری شده توسط این ETFها در حال حاضر بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار است. ممکن است در آینده به این تحول به عنوان یک نقطه عطف برای این بخش نگاه کنیم. این می‌تواند همان لحظه «عبور از شکاف» باشد که آغاز پذیرش گسترده بیت‌کوین را نشان می‌دهد، مشابه انتشار مرورگر اینترنت Netscape در اکتبر ۱۹۹۴ که به محبوبیت دسترسی به «وب جهانی» نوپا کمک کرد.

این موضوع اهمیت رابط کاربری را برای پذیرش فناوری برجسته می‌کند. علاقه‌مندان به فناوری در مراحل نوآوران و پذیرندگان اولیه غالب هستند، زیرا این کاربران با کار با سیستم‌های پیچیده IT راحت‌اند و مشکلات دسترسی به قابلیت‌های فناوری از طریق رابطی که هنوز کامل یا شهودی نیست، آن‌ها را دلسرد نمی‌کند. بهبود رابط کاربری یک فناوری که دسترسی به ویژگی‌های آن را ساده‌تر کند، کاربران متنوع‌تری را جذب خواهد کرد. راه‌اندازی ETFها می‌تواند همان بهبود برای بیت‌کوین باشد.

۶.۲.۶ آهسته، سپس ناگهان: منحنی S پذیرش

در حالی که مدل راجرز برای مفهوم‌سازی فرآیند پذیرش فناوری مفید است، محدودیت اصلی آن این است که سرعت یا شاید مهم‌تر از آن، شتاب پذیرش را توضیح نمی‌دهد.

برای مثال، اگر فرض کنیم وارد مرحله پذیرندگان اولیه پس از ۱۵ سال فعالیت بیت‌کوین شده‌ایم، ممکن است وسوسه شویم که تصور کنیم با همان نرخ در منحنی مدل راجرز طی ۱۵ سال آینده ادامه خواهیم داد. اگر چنین باشد، بیت‌کوین حتی یک دهه دیگر نیز در مرحله پذیرندگان اولیه باقی خواهد ماند.

با این حال، مطالعه سایر فناوری‌های مخرب به ما نشان می‌دهد که پذیرش خطی نیست و مراحل اکثریت اولیه و اکثریت دیرهنگام ممکن است در دوره‌های بسیار کوتاه‌تری رخ دهند، زیرا پذیرش به صورت نمایی شتاب می‌گیرد. از این رو عبارت معروف «آهسته، سپس ناگهان».

بنابراین، اعمال مدل منحنی S برای پذیرش یک فناوری مخرب مفید است.

The S-Surve of Adoption
منحنی S پذیرش (منبع: Investaura)

شایان ذکر است که شیب نمودار تقریبی است و نرخ پذیرش هر چرخه فناوری متفاوت خواهد بود. با این حال، منحنی S نشان می‌دهد که مدت زمان مراحل برابر نیست و مراحل اکثریت اولیه و اکثریت دیرهنگام در مجموع زمان بسیار کمتری نسبت به نوآوران و پذیرندگان اولیه می‌برند. در مثال بالا، نوآوران و پذیرندگان اولیه حدود ۴۰٪ از کل مدت زمان را تشکیل می‌دهند. این در حالی است که اکثریت اولیه و اکثریت دیرهنگام در مجموع تنها حدود ۲۵٪ از کل مدت زمان را به خود اختصاص می‌دهند، با وجود اینکه این مراحل ۸۰٪ از نفوذ بازار را شامل می‌شوند.

رشد اینترنت نیز مشابه است، که لحظه «مرورگر» خود را در اواسط دهه ۱۹۹۰ با ظهور Netscape و Internet Explorer مایکروسافت تجربه کرد. پیش از این، اینترنت برای دهه‌ها در اختیار اقلیتی از علاقه‌مندان به فناوری بود. ظرف پنج سال پس از انتشار مرورگرهای اینترنتی، احساس می‌شد همه به «بزرگراه اطلاعات» که آن زمان نامیده می‌شد، می‌پیوندند. الگوهای مشابهی از رشد را می‌توان در تاریخ سایر فناوری‌ها مانند گوشی‌های هوشمند، تلویزیون، رادیو و خودرو مشاهده کرد.

۶.۲.۷ نتیجه‌گیری

از دید کسی که به فناوری نوظهوری مانند بیت‌کوین نزدیک است، به نظر می‌رسد پذیرش کند است و وسوسه‌انگیز است که باور کنیم پذیرش عمومی هنوز فاصله زیادی دارد. این دیدگاه اغلب نتیجه تفکر خطی است و به شکاکانی که بیت‌کوین را به عنوان «ناکام در تحقق وعده‌های اولیه» می‌دانند، سوخت می‌رساند.

حتی بسیاری از بیت‌کوینرهای قدیمی نیز ممکن است بیش از حد خطی فکر کنند. برخی از اینکه پذیرش نهادی در چرخه هاوینگ قبلی (۲۰۲۰-۲۰۲۴) گسترده‌تر نبود، ناامید شدند. بسیاری اکنون پیش‌بینی می‌کنند این اتفاق در چرخه فعلی (۲۰۲۴-۲۰۲۸) رخ خواهد داد و پذیرش گسترده توسط دولت‌ها تا چرخه هاوینگ بعدی (۲۰۲۸-۲۰۳۲) به تعویق می‌افتد. با این حال، منحنی S پذیرش نشان می‌دهد که ممکن است این رویدادها در بازه زمانی بسیار کوتاه‌تری رخ دهند.

مهم است که قدرت اعداد نمایی در پذیرش بازار را دست کم نگیریم. وقتی به معیارهایی مانند تعداد آدرس‌های کیف پول یا حساب‌های صرافی بیتکوین، یا تعداد شرکت‌هایی که استراتژی بیتکوین را اتخاذ کرده‌اند نگاه می‌کنیم، مشخص است که نفوذ بازار هنوز پایین است. با این حال، اگر از نظر زمان سپری‌شده بسنجیم، شاید آن‌قدرها هم زود نباشیم.

عرضه بسیار موفق صندوق‌های ETF بیتکوین در سال گذشته، بازار را به روی دسته جدیدی از مصرف‌کنندگان باز کرد و شاید همان «لحظه مرورگر» یا نقطه‌ای باشد که بیتکوین از شکاف عبور کرد. اگر این‌طور باشد، ممکن است شاهد افزایش چشمگیر پذیرش در بازه زمانی نسبتاً کوتاهی باشیم.

↑ بازگشت به فهرست