6.1 کشف کمیابی دیجیتال
با بیتکوین، نوع جدیدی از کالا کشف شده است... نوعی کالای دیجیتال که توسط کامپیوترها تولید میشود و تا حدی برای کامپیوترها ساخته شده است. بشریت تاریخچهای از اختراعات مهم دارد. در کتابهای تاریخی که در آینده نوشته خواهند شد، بیتکوین به عنوان یکی از این اختراعات ذکر خواهد شد.
پروفسور دکتر فیلیپ زاندر
۶.۱.۰ کمیابی در اقتصاد
در حوزه اقتصاد، به خوبی درک شده است که کمیابی یک اصل کلیدی است که ارزش را ایجاد میکند. کالاها و خدماتی که با تقاضای قابل توجهی روبرو هستند، اگر عرضه آنها به اندازهای محدود باشد که نتوان به راحتی پاسخگوی تقاضا بود، ارزشمندتر میشوند. علاوه بر این، کمیابی باعث افزایش رقابت شده و عامل کشف قیمت در بازار است. در بازاری با رقابت آزاد، منصفانه و باز، قیمتها باید در نقطهای تثبیت شوند که عرضه و تقاضا با هم تلاقی پیدا میکنند.
منابعی که با تقاضای قابل توجهی مواجه هستند، اگر محدود یا به دست آوردن آنها دشوارتر باشد، ارزشمندتر تلقی میشوند. این موضوع میتواند باعث افزایش تقاضا برای آن منبع شود، زیرا شرکتکنندگان بازار برای دسترسی به آن با یکدیگر رقابت میکنند. این پویایی را میتوان در منابع طبیعی مانند فلزات گرانبها، نفت یا به اصطلاح «کالاهای نرم» مانند مواد غذایی مشاهده کرد. بنابراین، کمیابی زیربنای تصمیمگیری اقتصادی، تخصیص منابع و هزینه فرصت است. در دنیایی با منابع نامحدود، همه چیز به یک اندازه در دسترس و دارای ارزش بسیار پایین خواهد بود. در مقابل، کمیابی به چیزها ارزش میبخشد و تجارت، سرمایهگذاری و نوآوری را ترویج میکند، زیرا جوامع را مجبور میکند منابع محدود را به طور مؤثر مدیریت کنند.
۶.۱.۱ چالش کمیابی دیجیتال
چالش کمیابی دیجیتال در سهولت کپی و توزیع اطلاعات دیجیتال نهفته است. اطلاعات دیجیتال ذاتاً نسبت به اطلاعات فیزیکی دشوارتر برای محافظت هستند، زیرا برخلاف کالاهای فیزیکی - برخی از
آنها به طور طبیعی به دلیل محدودیتهای مادی کمیاب هستند - اقلام دیجیتال مانند فایلهای موسیقی، اسناد یا تصاویر را میتوان بینهایت و تقریباً بدون هزینه تکرار کرد.
به طور سنتی، قابلیت تکرار دادههای دیجیتال به این معنا بوده است که این داراییها نمیتوانستند ارزش اقتصادی مشابهی با داراییهای فیزیکی داشته باشند، زیرا هیچ نوع کمیابی قابل اجرا نداشتند. برای پول دیجیتال، این موضوع به ویژه مشکلساز است و به عنوان مشکل «دوبار خرج کردن» شناخته میشود، جایی که یک واحد دیجیتال (مثلاً یک توکن یا ارز) میتواند کپی و چندین بار خرج شود و در نتیجه ارزش خود را از دست بدهد. اگر دوبار خرج کردن یک ارز ممکن باشد، آن را بیارزش میکند، زیرا دیگر قابل تشخیص از پول تقلبی یا جعلی نیست.
به طور سنتی، مؤسسات مالی متمرکز مانند بانکها این ریسک را با نگهداری یک دفتر کل که هر تراکنش را تأیید و موجودیها را به طور مناسب کسر میکند، کاهش میدهند تا اطمینان حاصل شود که پس از خرج شدن پول، دیگر توسط همان دارنده حساب قابل استفاده مجدد نیست. با این حال، این رویکرد نیازمند یک مرجع مرکزی مورد اعتماد یا «اوراکل» برای مدیریت و تأیید تراکنشها است که وابستگی و نقطه کنترل واحدی را تحمیل میکند. داشتن یک اوراکل متمرکز اطلاعات، داراییهای دیجیتال را در معرض دستکاری و سانسور قرار میدهد.
برای سیستمی غیرمتمرکز و مبتنی بر حداقل اعتماد مانند بیتکوین، که هیچ مرجع مرکزی برای نظارت بر تراکنشها وجود ندارد، جلوگیری از دوبار خرج کردن یک چالش عظیم است. بدون سازوکاری برای اطمینان از یکتایی هر تراکنش، بیتکوین در معرض سوءاستفاده قرار میگیرد و به عنوان ذخیره ارزش و واسطه مبادله قابل اعتماد، غیرعملی خواهد بود. بیتکوین مشکل دوبار خرج کردن را از طریق یک دفتر کل غیرمتمرکز حل میکند که تراکنشها توسط هزاران شرکتکننده شبکه به طور همزمان تأیید میشوند. این سازوکار به بیتکوین اجازه میدهد تا سابقهای تغییرناپذیر از هر تراکنش را حفظ کند و اطمینان حاصل کند که هر سکه فقط یک بار خرج میشود.
این راهحل کمیابی دیجیتال را بدون تکیه بر کنترل مرکزی ایجاد میکند. بیتکوین اولین راهحل موفق برای کمیابی دیجیتال را معرفی میکند و راه را برای اکوسیستم داراییهای دیجیتال کمیاب و مبتنی بر حداقل اعتماد هموار میسازد؛ چیزی که قبلاً غیرممکن تصور میشد.
۶.۱.۲ اعمال کمیابی دیجیتال با بیتکوین
ما راهحلی برای مشکل دوبار خرج کردن پیشنهاد میدهیم که از یک سرور زمانبندی توزیعشده همتا به همتا برای ایجاد اثبات محاسباتی ترتیب زمانی تراکنشها استفاده میکند. سیستم تا زمانی امن است که گرههای صادق به طور جمعی قدرت پردازشی بیشتری نسبت به هر گروه متعامل از گرههای مهاجم داشته باشند.
ساتوشی ناکاموتو
ساتوشی ناکاموتو بیتکوین را به عنوان راهحلی مهندسی برای مشکلات مرتبط با پول فیات ایجاد کرد. با این حال، این راهحل نیازمند آن بود که ساتوشی راهی برای اعمال کمیابی مطلق دیجیتال بیابد. برای دستیابی به این هدف، ساتوشی یک پروتکل ارتباطی متنباز توسعه داد که روی شبکهای غیرمتمرکز از کامپیوترها یا گرهها اجرا میشود. هر یک از این گرهها یک نسخه قابل تأیید محلی از دفتر کل تغییرناپذیر، یعنی همان بلاکچین یا تایمچین را نگهداری میکند. پروتکل بیتکوین قوانین را تعریف میکند و شبکه غیرمتمرکز به طور مستقل تراکنشها را طبق همان قوانین تأیید میکند، بدون نیاز به مرجع مرکزی.
کمیابی بیتکوین به نقش آن به عنوان ذخیره ارزش کمک میکند. درست مانند طلا، بیتکوین نه تنها به دلیل عرضه محدودش ارزشمند است، بلکه به خاطر تلاشی که برای «استخراج» یا تولید سکههای جدید لازم است نیز ارزش دارد. استخراج بیتکوین (فرآیندی که دفتر کل را حفظ و سکههای جدید را صادر میکند) فرآیندی پرهزینه و انرژیبر است که شبیه عمل فیزیکی استخراج مواد معدنی از زمین است. این «اثبات کار» دیجیتال، محدودیت تولیدی را اعمال میکند که بیتکوین را با کالاهای ملموس همراستا میسازد و به آن ویژگیهای دوام و قابلیت تأیید میدهد که کالاهای دیجیتال سنتی فاقد آن هستند. سختی ذاتی و نرخ کاهشیابنده صدور سکههای جدید از طریق «هاوینگ»های دورهای، ساختار اقتصادیای ایجاد میکند که عرضه بیتکوین را با گذشت زمان کمیابتر میسازد و جذابیت آن را به عنوان ذخیره ارزش بلندمدت افزایش میدهد.
کمیابی دیجیتال چگونه اعمال میشود؟
راهحل بیتکوین برای مشکل دوبار خرج کردن در استفاده از یک دفتر کل غیرمتمرکز و قابل مشاهده برای عموم نهفته است. دفتر کل بیتکوین را میتوان به عنوان یک پایگاه داده تغییرناپذیر در نظر گرفت که هر تراکنش را در زنجیرهای متوالی از دستههای زمانی ثبت میکند که به آنها بلاک گفته میشود. هر بلاک کاملاً به ترتیب زمانی است و شامل تراکنشهایی است که توسط شرکتکنندگان شبکه تأیید و پذیرفته شدهاند. هر بلاک به بلاک قبلی متصل است و یک سابقه دائمی ایجاد میکند که در هزاران گره در سراسر جهان توزیع شده است. با ذخیره و به اشتراکگذاری این دفتر کل در یک شبکه غیرمتمرکز، بیتکوین نیاز به مرجع مرکزی برای تأیید تراکنشها را حذف میکند. زمانی که یک تراکنش بیتکوین انجام میشود، گرههای شبکه آن را به طور مستقل اعتبارسنجی میکنند تا اطمینان حاصل شود که هر تراکنش فقط یک بار خرج میشود. این دفتر کل مشترک همچنین هک کردن شبکه یا تغییر تراکنشهای گذشته را برای مهاجمان بسیار دشوار میکند، زیرا هر تغییری نیازمند تأیید اکثریت شرکتکنندگان شبکه است.
مکانیسم اثبات کار (PoW) بیتکوین حفاظت از دوبار خرج کردن را با الزام ماینرها به حل یک مسئله رمزنگاری برای کسب اجازه اعتبارسنجی تراکنشهای جدید و ایجاد بلاک جدید تقویت میکند. این فرآیند که به آن استخراج گفته میشود، نیازمند قدرت محاسباتی است و سطحی از دشواری و هزینه را برای تغییر دفتر کل اضافه میکند. هر بلاک افزوده شده به دفتر کل باید شامل یک پیوند رمزنگاری به بلاک قبلی باشد که یکپارچگی زنجیره را تثبیت و از دستکاری جلوگیری میکند.
نقش یک گره، ذخیره جدیدترین نسخه دفتر کل است که شامل تاریخچه کامل تراکنشها میباشد. گرهها ماینرها را «صادق» نگه میدارند، زیرا تأیید میکنند که دوبار خرج کردن رخ نداده و مهمتر از آن، همه سکهها مطابق با برنامه انتشار بیتکوین ایجاد شدهاند. هر کاربر بیتکوین میتواند یک گره اجرا کند و مالکیت سکههای خود را بدون نیاز به اعتماد به شخص ثالث تأیید کند. در بیتکوین نیازی به مراجع برای حل اختلافات نیست، زیرا هر تراکنشی که در یک بلاک گنجانده شده باشد، به طور عینی معتبر است.
یک مهاجم چگونه میتواند کنترل شبکه بیتکوین را به دست بگیرد؟
اگر مهاجمی بخواهد یک تراکنش گذشته را تغییر دهد تا در حمله دوبار خرج کردن موفق شود، باید اثبات کار آن بلاک و همه بلاکهای بعدی را دوباره انجام دهد و با قدرت محاسباتی ترکیبی کل شبکه رقابت کند. این سازوکار امنیتی تضمین میکند که اگر کسی بخواهد دوبار خرج کند، باید بیش از ۵۰٪ قدرت استخراج شبکه را در اختیار داشته باشد تا موفق شود. این به عنوان حمله ۵۱٪ شناخته میشود.
در سالهای اولیه بیتکوین، زمانی که امکان داشت افراد منفرد با سختافزارهای رایانهای معمولی بلاکهای جدید ایجاد یا استخراج کنند، حداقل از نظر تئوری ممکن بود که قدرت محاسباتی کافی برای موفقیت در حمله ۵۱٪ فراهم شود. امروزه قدرت محاسباتی ترکیبی شبکه اثبات کار از ۷۰۰ اگزا هش بر ثانیه فراتر رفته است. این بدان معناست که در مجموع، رایانههای استخراجکننده بیش از ۷۰۰ کوینتیلیون هش (محاسبات رمزنگاری) را در هر ثانیه انجام میدهند. به نقطهای رسیدهایم که هزینه و هماهنگی عظیم مورد نیاز برای بازنویسی دفتر کل و موفقیت در حمله ۵۱٪، دوبار خرج کردن را عملاً غیرممکن میسازد.
تأییدیهها و سازماندهی مجدد
لایه دیگری از حفاظت (که گاهی نادیده گرفته میشود) از فرآیند تأیید تراکنشهای بیتکوین ناشی میشود. زمانی که یک تراکنش برای اولین بار پخش میشود، تأیید نشده تلقی میشود و در «ممپول» جمعآوری میشود تا منتظر گنجاندن در یک بلاک و اعتبارسنجی توسط ماینرها باشد. زمانی که یک تراکنش به بلاک افزوده میشود، «تأیید شده» محسوب میشود. هر بلاک افزوده شده پس از آن به عنوان یک تأییدیه بیشتر برای تراکنش شمرده میشود. در حالی که یک تراکنش پس از یک تأییدیه رسمی تلقی میشود، اما تا زمانی که تأییدیههای بیشتری اضافه نشود، نهایی محسوب نمیشود.
برای امنیت کامل، کاربران بیتکوین اغلب منتظر چندین تأییدیه میمانند (معمولاً شش تأییدیه)، زیرا هر بلاک اضافی که به بلاکچین افزوده میشود، تراکنش را بیشتر ایمن میکند و احتمال موفقیت حمله دوبار خرج کردن را به شدت کاهش میدهد. این فرآیند تأییدیه، بازه زمانیای را ایجاد میکند که طی آن تراکنشها نهایی میشوند.
چرا باید منتظر شش تأییدیه ماند؟
کاربران بیتکوین منتظر تأییدیههای بیشتر میمانند، زیرا ممکن است جدیدترین بلاک تراکنشها از زنجیره بلاکها حذف شود، اگر دیگر بخشی از طولانیترین زنجیره نباشد. مهم است بدانیم که استخراج یک رقابت بین استخرهای بسیار بزرگ قدرت محاسباتی است. بنابراین، ممکن است دو ماینر رقیب به طور همزمان راهحل رمزنگاری معتبری پیدا کنند و بلاکهای جداگانهای تقریباً همزمان به زنجیره افزوده شوند. اگر این اتفاق بیفتد، زنجیره عملاً تقسیم میشود. ماینرها به تلاش برای افزودن بلاک به هر شاخه زنجیره ادامه میدهند. با این حال، به محض استخراج بلاک بعدی، طولانیترین زنجیره۱ (که به عنوان زنجیرهای با بیشترین اثبات کار سرمایهگذاری شده تعریف میشود) غالب میشود و بلاک روی زنجیره کوتاهتر «یتیم» شده و نامعتبر است. همه تراکنشهای بلاک یتیم به ممپول بازگردانده میشوند تا در بلاک معتبر بعدی گنجانده شوند. این فرآیند سازماندهی مجدد یا به اختصار «ریاورگ» نامیده میشود.
یک عامل مخرب که قصد دوبار خرج کردن دارد، باید به اندازه کافی کنترل شبکه را به دست آورد تا بتواند زنجیره را «ریاورگ» کند. همانطور که در بالا دیدیم، به دست آوردن کنترل کامل نیازمند مقدار عظیمی از قدرت محاسباتی است، اما اگر یک عملیات استخراج بزرگ - که فرضاً کمی بیش از یک سوم کل قدرت محاسباتی شبکه را کنترل میکند - تلاش کند سکهها را دوبار خرج کند چه میشود؟
بیایید یک مثال را مرحله به مرحله بررسی کنیم:
فرض کنید، به عنوان مثال، کل قدرت استخراج شبکه بیتکوین ۵۵۰ اگزا هش بر ثانیه است. شرکت Rogue، که ۲۰۰ اگزا هش بر ثانیه را کنترل میکند، یک خرید بزرگ املاک انجام میدهد و قصد دارد با بیتکوین پرداخت کند. با این حال، Rogue همچنین برنامه دارد که تلاش کند همان سکهها را دوباره خرج کند (دابل اسپند). فروشنده به Rogue میگوید که تا شش تأیید منتظر میماند تا سند مالکیت را تحویل دهد. برای انجام حمله دابل اسپند، Rogue باید به طور مخفیانه یک شاخه جایگزین در زنجیره بسازد و زنجیرهای طولانیتر شامل تراکنش دابل اسپند را استخراج کند. زمانی که فروشنده شش تأیید شامل تراکنش خود را دید و دارایی را تحویل داد، Rogue باید تمام بلاکهایی که در شاخه جدید استخراج کرده را بارگذاری کند تا آن زنجیره طولانیترین شود. چقدر این کار ممکن است؟
در هر لحظه، احتمال اینکه Rogue بلاک بعدی را استخراج کند برابر است با ۲۰۰ تقسیم بر ۵۵۰ یعنی ۰.۳۶. حتی اگر Rogue بزرگترین استخر استخراج باشد، احتمال اینکه استخراجکنندگان صادق بلاک بعدی را پیدا کنند ۱ منهای ۰.۳۶ یعنی ۰.۶۴ است. بلاکها باید در زنجیره صادقانه بسیار سریعتر استخراج شوند. اما فرض کنیم Rogue خوششانس باشد، یک بلاک استخراج کند و آن را مخفی نگه دارد. سپس تلاش میکند بلاک دیگری روی این شاخه مخفی استخراج کند. با این حال، زنجیره صادقانه یک بلاک استخراج میکند و با استخراج بلاک دیگری جلو میافتد، قبل از اینکه Rogue بلاک دوم خود را استخراج کند.
در این مرحله Rogue تسلیم میشود. چرا؟
| تعداد بلاکهای عقبمانده | ۱٪ | ۱۰٪ | ۳۶٪ (Rogue) | ۵۱٪ |
|---|---|---|---|---|
| ۱ | ۰.۰۱۰۱۰۱ | ۰.۱۱۱۱۱۱ | ۰.۵۶۲۵۰۰ | ۱.۰ |
| ۲ | ۰.۰۱۰۱۰۲ | ۰.۰۱۲۳۴۶ | ۰.۳۱۶۴۰۶ | ۱.۰ |
| ۳ | ۱.۰e-۰۶ | ۰.۰۰۱۳۷۲ | ۰.۱۷۷۹۱۹ | ۱.۰ |
| ۴ | ۱.۰e-۰۸ | ۰.۰۰۰۱۵۲ | ۰.۱۰۰۱۱۳ | ۱.۰ |
| ۵ | ۱.۰e-۱۰ | ۰.۰۰۰۰۱۷ | ۰.۰۵۶۳۱۴ | ۱.۰ |
| ۶ | ۱.۰e-۱۲ | ۱.۹e-۰۶ | ۰.۰۳۱۶۷۶ | ۱.۰ |
منبع: بر اساس جدولی در کتاب Grokking Bitcoin نوشته Kalle Rosenbaum
Rogue متوجه میشود که قدرت هش کافی برای انجام دابل اسپند ندارد، با وجود اینکه ۳۶٪ از قدرت هش بیتکوین را در اختیار دارد. برای موفقیت باید چهار بلاک دیگر استخراج کند تا از زنجیره صادقانه جلو بیفتد. با وجود قدرت محاسباتی عظیم و کنترل ۳۶٪ شبکه، شانس موفقیت Rogue فقط ۰.۱۰۰۱۱۳ است.
نظریه بازی وارد عمل میشود
شانس موفقیت Rogue بسیار پایین است، اما اوضاع بدتر هم میشود. هر دقیقهای که به تلاش ادامه میدهد، Rogue مقدار زیادی برق مصرف میکند. همه این تلاشها بیفایده خواهد بود. علاوه بر این، برای هر بلاکی که به طور صادقانه استخراج نمیکند، Rogue پاداش بلاک را از دست میدهد که در حال حاضر ۳.۱۲۵ سکه به ازای هر بلاک است و ارزش آن در حال حاضر بیش از ۳۰۰ هزار یورو میباشد.
دلیل اصلی شکست Rogue این بود که فروشنده ملک درخواست شش تأیید کرد. هرچه تعداد تأییدهای لازم بیشتر باشد، ساختن زنجیرههای جایگزین برای استخراجکنندگان غیرصادق سختتر میشود. در واقع، برای یک تراکنش بسیار بزرگ، فروشنده ممکن است تأییدهای بیشتری بخواهد. برای مثال، ده تأیید (که باید حدود ۱۰۰ دقیقه طول بکشد) شانس موفقیت Rogue را به فقط ۰.۰۰۳ کاهش میدهد.
به این ترتیب، نظریه بازی پیرامون استخراج باعث میشود همه انگیزه داشته باشند که صادقانه عمل کنند و منابع محاسباتی را هدر ندهند یا پاداش بلاک را از دست ندهند. علاوه بر این، به نفع همه استخراجکنندگان است که شبکه بیتکوین امن و قابل اعتماد باشد. این موضوع باعث میشود سرمایهگذاری عظیم آنها در قدرت محاسباتی محافظت شود. اگر شبکه با موفقیت مورد حمله قرار گیرد، ارزش بازار سکهها به شدت کاهش مییابد زیرا اعتماد به شبکه از بین میرود.
۶.۱.۳ آیا تمرکز استخراج تهدیدی است؟
همانطور که در جدول بالا مشاهده شد، تمرکز استخراج میتواند تهدیدی بالقوه برای محافظت بیتکوین در برابر دابل اسپند باشد، زیرا احتمال وقوع حمله ۵۱ درصدی را افزایش میدهد - سناریویی که در آن یک استخراجکننده یا گروهی از استخراجکنندگان بیش از نیمی از قدرت محاسباتی شبکه را کنترل میکنند. اگر این اتفاق بیفتد، نهاد کنترلکننده میتواند به طور نظری تراکنشهای اخیر را تغییر دهد یا با بازنویسی دفتر کل، تلاش کند دابل اسپند انجام دهد و همان سکهها را بیش از یک بار خرج کند.
چنین وضعیتی یکپارچگی شبکه بیتکوین را تضعیف میکند، زیرا تأیید تراکنشها را به تعداد کمی از بازیگران با نفوذ نامتناسب میسپارد. با این حال، اگرچه از نظر تئوری ممکن است، اجرای حمله ۵۱ درصدی همچنان بسیار پیچیده و پرهزینه خواهد بود و نیازمند منابع محاسباتی عظیم، برق و هماهنگی است که احتمالاً منافع بالقوه دابل اسپند را تحتالشعاع قرار میدهد.
تدابیری وجود دارد که به محدود کردن ریسکهای تمرکز استخراج کمک میکند. برای مثال، استخرهای استخراج به استخراجکنندگان کوچکتر اجازه میدهند منابع خود را ترکیب کرده و پاداش بلاک را تقسیم کنند و سلطه هر نهاد واحد را کاهش دهند. اگرچه این روش خوبی برای مشارکت استخراجکنندگان کوچک در شبکه است، اما این ریسک وجود دارد که نهاد کنترلکننده استخر رفتار مخربی داشته باشد و تلاش کند به شبکه حمله کند. با این حال، شفافیت دفتر کل بیتکوین همچنین باعث میشود هرگونه تمرکز قدرت استخراج قابل مشاهده باشد و جامعه را نسبت به ریسکهای احتمالی آگاه کند و امکان اقدامات متقابل را فراهم آورد. استخراجکنندگان به خوبی میدانند که هر حملهای به شبکه بیتکوین ریسک آسیب جدی به ارزش آن را به همراه دارد، بنابراین برای استخراجکنندگان کوچک بسیار ساده است که به استخر جدیدی منتقل شوند تا قدرت استخراج آنها به شکل مخرب استفاده نشود. اگرچه ریسک صفر نیست، اما ماهیت باز و توزیعشده اکوسیستم بیتکوین، همراه با هزینه بالای حمله، باعث میشود تمرکز استخراج بیشتر یک تهدید نظری باشد تا یک تهدید قریبالوقوع، زیرا حفظ چنین کنترلی برای مدت طولانی از نظر مالی برای هر مهاجمی غیرقابل دوام خواهد بود.
۶.۱.۴ تأثیر گستردهتر کمیابی دیجیتال
بیتکوین نحوهی تفکر ما درباره کمیابی در دنیای دیجیتال را متحول کرده است. زیرا کالاهای دیجیتال - مانند نرمافزار، فایلهای موسیقی، کتابهای الکترونیکی و محتوای آنلاین - ویژگیهایی دارند که آنها را از کالاهای فیزیکی متمایز میکند؛ این کالاها میتوانند با هزینهای ناچیز تکثیر شده و بهصورت آنی به اشتراک گذاشته شوند. برخلاف اقلام فیزیکی که محدودیتهای مادی مانند هزینه تولید و محدودیتهای ذخیرهسازی دارند، کالاهای دیجیتال بهصورت داده وجود دارند و میتوان آنها را بینهایت بار بدون کاهش کیفیت کپی کرد. این بدان معناست که در حالی که کالاهای فیزیکی ذاتاً به دلیل این محدودیتهای مادی کمیاب هستند، کالاهای دیجیتال به طور سنتی فراوان بودهاند و هیچ سازوکار ذاتی برای محدود کردن عرضه نداشتهاند.
نکته مهم این است که کالاهای دیجیتال غیررقابتی هستند. یعنی مصرف یک نفر از یک کالای دیجیتال، از دسترسی دیگران به آن کالا نمیکاهد. برای مثال، وقتی یک آهنگ دانلود میشود، میتوان آن را بینهایت بار کپی و توزیع کرد بدون اینکه از ارزش آن کاسته شود. این فراوانی در طول تاریخ، چالشی برای ایجاد ارزش بوده است، زیرا مدل سنتی اقتصاد عرضه و تقاضا زمانی که عرضه (حداقل به طور نظری) نامحدود باشد، دچار اختلال میشود. در پاسخ به این موضوع، مدیریت حقوق دیجیتال (DRM) و سایر تدابیر مصنوعی کمیابی تلاش کردهاند دسترسی را محدود کنند. با این حال، این سازوکارها قابل دور زدن هستند و اعتماد را به نهادهای متمرکز واگذار میکنند. نوآوری بیتکوین در این است که این مشکل را بهصورت ذاتی حل میکند و اولین دارایی دیجیتال است که کمیابی را از طریق فناوری غیرمتمرکز و بدون تکیه بر این محدودیتهای سنتی، پیادهسازی میکند.
بیتکوین نقش تحولآفرینی در ایجاد کمیابی دیجیتال ایفا میکند، چرا که پروتکلی را معرفی کرده که عرضه محدود را تضمین میکند. سقف ۲۱ میلیون سکه بهصورت کدنویسیشده در پروتکل قرار دارد و این محدودیت بدون اجماع شبکه قابل تغییر نیست؛ یعنی همه هزاران مشارکتکنندهای که در سراسر جهان نودهای بیتکوین را اجرا میکنند. به این ترتیب، بیتکوین داراییای خلق کرده که ماهیت محدودیت منابع فیزیکی مانند طلا را تقلید میکند، در حالی که کاملاً در دنیای دیجیتال وجود دارد. سقف عرضه، اساس ارزش بیتکوین است و با ترکیبی از رمزنگاری، سازوکارهای اجماع و کد منبعباز و شفاف حفظ میشود. این موضوع تضمین میکند که همه مشارکتکنندگان شبکه از قوانین یکسان پیروی میکنند و همچنین انگیزه اقتصادی کلیدی برای اطمینان از محدود بودن و اثباتپذیر بودن عرضه سکهها را فراهم میکند.
با حل مشکل دوبار خرج کردن، بیتکوین از تورم یا تکثیر دارایی جلوگیری میکند؛ چالشی که آزمایشهای قبلی پول دیجیتال را با مشکل مواجه کرده بود. در بیتکوین، هیچ مرجع واحدی کنترل عرضه را در دست ندارد و همین موضوع آن را در برابر دستکاریهای متمرکز مانند چاپ بیرویه پول یا کاهش ارزش پول که در سیستم پولی فیات دیده میشود، مصون میسازد. این نوآوری به بیتکوین اجازه میدهد تا بهعنوان ذخیره ارزش و پوششی در برابر تورم عمل کند و جایگاهی منحصربهفرد مشابه «طلای دیجیتال» - یک منبع دیجیتال کمیاب با ارزش قابل اثبات - داشته باشد.
۶.۱.۵ جمعبندی
در پایان، اکنون به طور گستردهتری درک میشود که نوآوری بیتکوین در کمیابی دیجیتال، مفهوم پول را بازتعریف کرده است. با این حال، گاهی اوقات این نکته نادیده گرفته میشود که بیتکوین همچنین با حل مشکل دیرینه ایجاد کمیابی در دنیای ذاتاً فراوان دیجیتال، چشمانداز دیجیتال را نیز متحول کرده است. بیتکوین عملاً دسته جدیدی از دارایی دیجیتال را معرفی کرده که ویژگیهای کالاهای فیزیکی را منعکس میکند.
این دستاورد نشان میدهد که یک سیستم غیرمتمرکز میتواند کمیابی، تغییرناپذیری و ارزش را مستقل از هر مرجع مرکزی ایجاد کند. افزون بر این، ممکن است کاربردهایی فراتر از پول داشته باشد، چرا که الهامبخش حوزهای کامل از پژوهش و توسعه پیرامون این فناوری شده است.
با نگاهی به آینده، مدل کمیابی دیجیتال بیتکوین در حال شکل دادن به آینده پول و ذخیره ارزش است. با افزایش نگرانیها درباره تورم و پرسشهایی پیرامون مدیریت ارزهای فیات، عرضه ثابت بیتکوین آن را به گزینهای جذابتر برای پوشش در برابر بیثباتیهای مالی سنتی تبدیل میکند.
در نهایت، کشف کمیابی دیجیتال توسط بیتکوین ممکن است آغاز یک تغییر پارادایم باشد؛ جایی که داراییهای دیجیتال با کمیابی شناختهشده و اعتماد قابل اثبات، بهعنوان اجزای ارزشمند اقتصاد مدرن به رسمیت شناخته میشوند و پایهای برای آینده امور مالی غیرمتمرکز و مالکیت دیجیتال ایجاد میکنند. این موضوع پیامدهای مهمی برای حوزه اقتصاد دارد - بیتکوین الگویی ارائه داده است که چگونه کمیابی و ارزش میتوانند در قالب دیجیتال وجود داشته باشند.
فراتر از کمیابی دیجیتال، بیتکوین همچنین اولین نمونه از کمیابی مطلق است؛ تنها کالای نقدشونده (دیجیتال یا فیزیکی) با مقدار ثابت مشخص که به هیچ وجه قابل افزایش نیست. تا پیش از اختراع بیتکوین، کمیابی همواره نسبی بود، نه مطلق.
سیفالدین عَمّوس
یادداشتها
- بلندترین زنجیره توسط نودهای بیتکوین بهعنوان معتبرترین نسخه دفترکل پذیرفته میشود و بهعنوان زنجیرهای تعریف میشود که بیشترین تلاش (یا بیشترین اثبات کار) برای ساخت آن صرف شده است. اطلاعات بیشتر در اینجا:https://learnmeabitcoin.com/technical/blockchain/longest-chain/