ماژول 2 از 8

رفع سوء‌برداشت‌ها

2.1 بیت‌کوین ارزش ذاتی ندارد

در غیاب استاندارد طلا، هیچ راهی برای محافظت از پس‌اندازها در برابر مصادره از طریق تورم وجود ندارد. هیچ محل امنی برای حفظ ارزش وجود ندارد.
آلن گرینسپن

عبارت «بیت‌کوین هیچ ارزش ذاتی ندارد» اغلب توسط منتقدان استفاده می‌شود. این جمله هوشمندانه و عینی به نظر می‌رسد، اما نه این است و نه آن. یا ریشه در سردرگمی عمدی یا ناآگاهانه معنایی دارد یا یک اظهار نظر متناقض است. در اینجا بررسی می‌کنیم چرا.

به نظر می‌رسد دو تعریف جداگانه از ارزش ذاتی وجود دارد که اغلب هنگام بحث درباره ارزش ذاتی باعث سردرگمی معنایی می‌شود. یکی را «تعریف اقتصادی» و دیگری را «تعریف فلسفی» می‌نامیم.

مقدمه

برای پیشرفت در بحث، ابتدا با چند تعریف شروع می‌کنیم که باید به رفع ابهام معنایی کمک کند و عناصر اقتصادی و فلسفی را از هم جدا کند.

ما یک دارایی را هر چیزی تعریف می‌کنیم که دارای قیمت بازار باشد یا ارزش آن جایی اندازه‌گیری شود، مثلاً در ترازنامه یک شرکت.

ما دارایی را دارای ارزش اقتصادی می‌دانیم اگر دارایی دارای قیمت باشد یا ارزش آن جایی اندازه‌گیری شود، مثلاً در ترازنامه یک شرکت.

توجه: از آنجا که دارایی‌ها را چیزهایی تعریف می‌کنیم که دارای قیمت بازار هستند یا ارزش آن‌ها جایی اندازه‌گیری می‌شود، مثلاً در ترازنامه یک شرکت، چیزی دارایی است اگر و فقط اگر ارزش اقتصادی داشته باشد.

ما دارایی را دارای ارزش ذاتی اقتصادی می‌دانیم فقط اگر بتوان آن را به صورت ریاضی از چیزی غیر از قیمت آن به تنهایی استخراج کرد. برای مثال علاوه بر قیمت، جریان‌ها (به ریال)، و سایر متغیرهای قابل محاسبه یا تعریف‌شده مانند زمان، نرخ بهره و نوسان. یک استثنا برای واحد اندازه‌گیری خود قائل می‌شویم، که در اینجا دلار آمریکا است، که منطقی است باید ارزش ذاتی اقتصادی داشته باشد.

ارزش، ارزش ذاتی، اقتصادی و فلسفی

جدول زیر نشان می‌دهد که آیا یا چگونه دارایی‌های مختلف دارای ارزش یا ارزش ذاتی هستند.

ارزش ارزش ذاتی
دلار آمریکا بله بله
سهام / سهم بله بله
دارایی نامشهود بله احتمالاً
اختیار معامله بر اوراق بهادار بله بله
طلا بله خیر
سهام شرکت‌های استخراج طلا بله بله
مشتقات طلا بله بله
Bitcoin بله خیر
سهام شرکت‌های استخراج بیت‌کوین بله بله
مشتقات بیت‌کوین بله بله
اکسیژن در جو خیر خیر
آب در اقیانوس‌ها خیر خیر

داشتن ارزش ذاتی اقتصادی هیچ چیزی درباره موضع فلسفی به شما نمی‌گوید، هرچند نیازی به دانستن آن ندارید زیرا هیچ چیز ارزش ذاتی فلسفی ندارد (به بخش بعدی مراجعه کنید).

از آنجا که هیچ چیز ارزش ذاتی فلسفی ندارد و فقط برخی چیزها ارزش ذاتی اقتصادی دارند، در مسیر معکوس نیز هیچ استنتاج منطقی وجود ندارد.

سردرگمی معنایی زمانی ایجاد می‌شود که افراد پیشنهاد می‌کنند که نوعی جریان منطقی وجود دارد. مثلاً اینکه وضعیت بیت‌کوین به عنوان چیزی که ارزش ذاتی فلسفی ندارد، به نوعی منطقی از یا ناشی از نبود ارزش ذاتی اقتصادی آن است.

از آنجا که ارزش ذاتی اقتصادی فقط توسط و در محدوده واحد اندازه‌گیری (در اینجا دلار آمریکا) تعریف می‌شود، نمی‌تواند چیزی درباره واحدهای اندازه‌گیری متفاوت مانند طلا یا بیت‌کوین به ما بگوید. هرچند اگر ما از طلا یا بیت‌کوین به عنوان واحد اندازه‌گیری در جدول دیگری استفاده می‌کردیم، آن‌ها به طور خودکار ارزش ذاتی اقتصادی پیدا می‌کردند چون واحد اندازه‌گیری بودند. واحدهای اندازه‌گیری ارزش را می‌توان مشابه واحدهای SI مانند متر، گرم یا کلوین دانست. هرچند واحدهای دیگری برای این ویژگی‌های فیزیکی وجود دارد، اما تعاریف و ویژگی‌های این واحدهای خاص آن‌ها را از نظر علمی واجد شرایط کرده تا به استانداردهای جهانی تبدیل شوند. در نهایت انتظار داریم My First Bitcoin معادل واحد SI برای ارزش شود.

ارزش ذاتی فلسفی

شما نمی‌توانید ارزشی را که برای یک دوست یا عضو خانواده قائل هستید لمس یا نگه دارید، حتی اگر بتوانید دست او را بگیرید. همین موضوع درباره سکه طلا نیز صدق می‌کند؛ شما می‌توانید سکه را در دست بگیرید، اما خود ارزش را نه. هیچ‌کس هرگز «ارزش» را به عنوان یک موجودیت فیزیکی مشاهده نکرده است. هیچ‌کس ادعا نکرده که «ارزش» یا مقداری «ارزش» را جایی پیدا کرده است. ممکن است اطراف ما چیزهای فیزیکی وجود داشته باشد که برایشان ارزش قائل هستیم، اما آن‌ها خود ارزش نیستند. ممکن است ما، یا شاید هم نه، در زمانی خاص به آن‌ها ارزش بدهیم. برای مثال ممکن است ارزش آب را در نظر بگیریم که برای ادامه حیات ضروری است. با این حال، ارزشی که برای آب قائل می‌شویم می‌تواند بسته به زمان و مکان متفاوت باشد. ارزش آن را در این موقعیت‌ها مقایسه کنید:

  • در خانه، با شیرهایی که هر زمان بخواهیم مقدار زیادی آب تمیز فراهم می‌کنند (ارزش پایین در هر لحظه؟)
  • در حال عبور از یک بیابان یا اقیانوس، در سفری چند روزه (ارزش بالا در بیشتر مواقع؟)
  • در وسط یک دریاچه آب شیرین، در معرض خطر غرق شدن (ارزش منفی؟)

بنابراین، در غیاب شواهد فیزیکی باید نتیجه بگیریم که «ارزش» به عنوان یک موجودیت فیزیکی مجسم وجود ندارد.

پس اگر فیزیکی نیست، ارزش باید فقط در دنیای مجازی ایده‌ها، احساسات و نظرات وجود داشته باشد. چون یک مفهوم مجازی است، استدلال خود را به ذهن انسان محدود می‌کنیم و مفهوم حس ارزش در سایر موجودات زنده، اگر وجود داشته باشد، را کنار می‌گذاریم.

استدلال و محدودیت بالا منجر به این مشاهده می‌شود که فقط انسان‌ها به اشیای فیزیکی واقعی ارزش می‌دهند. ارزش یک فکر، ایده یا نظر است: چیزی مجازی. بنابراین، ارزش نمی‌تواند ذاتی هیچ شیء یا ماده فیزیکی باشد، چون ذاتی به معنای «متعلق به ماهیت یا ساختار اساسی یک چیز» است (فرهنگ لغت Merriam-Webster). فکر، ایده یا نظر شما نمی‌تواند بخشی از ماهیت اساسی یک شیء فیزیکی باشد، چون اگر این‌طور بود، پس تکلیف افکار، ایده‌ها و نظرات متفاوت دیگران چه می‌شود؟ اگر شیء را زیر میکروسکوپ بگذاریم، بدون توجه به میزان بزرگنمایی، این افکار، ایده‌ها و نظرات جمعی را در هیچ جا مشاهده نخواهیم کرد.

اگر یک شیء فیزیکی ارزش ذاتی داشت، آنگاه ارزش آن مستقل از وجود هر انسان وجود می‌داشت. اما چون خود ارزش فقط توسط انسان‌ها اعطا می‌شود، این منجر به تناقض می‌شود. بنابراین «ارزش ذاتی» درونی متناقض است، یک ترکیب متضاد.

اکنون بررسی می‌کنیم که آیا یک انسان یا یک مورد غیر فیزیکی ساخته دست انسان می‌تواند ارزش ذاتی داشته باشد یا نه. شاید بتوان گفت انسان ارزش ذاتی دارد، چون حداقل یک انسان وجود دارد که ارزش می‌دهد: خود شخص. اما اگر او احساس خودکشی کند، آیا این به این معناست که دیگر برای خود ارزش قائل نیست، که در این صورت حتی خود انسان‌ها هم ممکن است ارزش ذاتی نداشته باشند؟

در مورد اشیای فیزیکی ساخته دست انسان (مثلاً ماشین‌ها / هنر) و موارد غیر فیزیکی (مثلاً ایده‌ها) آینده‌ای را تصور می‌کنیم که هیچ انسانی وجود ندارد. در چنین جهانی هیچ ارزشی در هیچ چیز ساخته دست انسان باقی نمی‌ماند، چون کسی نیست که آن ارزش را اعطا کند. بنابراین حتی اشیا و ایده‌های ساخته دست انسان هم نمی‌توانند ارزش ذاتی داشته باشند.

وقتی افراد از عبارت «ارزش ذاتی ندارد» استفاده می‌کنند، یا نمی‌دانند که هیچ چیز ارزش ذاتی ندارد و بنابراین گفته‌شان بی‌معنی است، یا واقعاً چیز دیگری می‌گویند، مثلاً: «من برایش ارزشی قائل نیستم». این یک استدلال حمایتی نیست، صرفاً بیان دیدگاه آن‌هاست، اما به گونه‌ای بیان می‌شود که ادعا را هوشمندانه‌تر از آنچه هست جلوه دهد. در واقع آنچه نشان می‌دهد این است که مدعی نمی‌داند ارزش چیست، چه ذاتی و چه غیر ذاتی. در اینجا نوعی طنز وجود دارد؛ اینکه آن‌ها این ادعا را مطرح می‌کنند شاید یکی از دلایل اصلی باشد که برای بیت‌کوین ارزش قائل نیستند، چون برخی دانش‌های بنیادی درباره ماهیت ارزش را ندارند.

چیز دیگری که افراد ممکن است هنگام استفاده از عبارت «بیت‌کوین ارزش ذاتی ندارد» منظورشان باشد این است که «فکر نمی‌کنم بیت‌کوین هیچ کاربردی داشته باشد». بدیهی است که این یک اظهار نظر ذهنی است و بسیاری دیگر مخالف‌اند و فکر می‌کنند بیت‌کوین کاربردهای متعددی دارد، از آن استفاده می‌کنند و می‌توانند به طور مستقیم شواهدی از موارد استفاده در حال رشد و تحول ارائه دهند.

ارزش، ارزش ذاتی، اقتصادی و فلسفی

ارزش و پول چیزهای واقعی فیزیکی نیستند، آن‌ها ایده‌اند، مجازی‌اند.

برای توضیح مفصل‌تر درباره انگیزه‌ها و مسیرهای توسعه پول توسط انسان به بخش ۱، فصل‌های ۱ تا ۴ کتاب Broken Money نوشته لین آلدن مراجعه کنید. پاراگراف بعدی یک توصیف متا در سطح بسیار بالا از آنچه رخ داده است می‌باشد؛ ما ادعا نمی‌کنیم که دقیقاً این‌گونه رخ داده، بلکه توضیح می‌دهیم چرا این اتفاق افتاده است با بهره‌گیری از دیدگاه تاریخی.

انسان‌ها خیلی زود دریافتند که از طریق مبادله داوطلبانه هر دو طرف معامله می‌توانند سود ببرند. هر طرف به هر دلیلی چیزی را که طرف مقابل حاضر به معامله بود، بیشتر از چیزی که خود حاضر به معامله برایش بود، ارزشمند می‌دانست. در نهایت این پتانسیل برای سود بردن باعث شد انسان‌ها ایده‌ای مرتبط با ارزش را ابداع کنند که بسیار مفید واقع شد. اگر اجماع اجتماعی به وجود می‌آمد که برخی اشیای فیزیکی به طور گسترده ارزشمند تلقی شوند، آنگاه با مبادله این اشیا می‌توانستیم از تجارت بیشتر سود بیشتری ببریم، ارزش را بین خودمان در حال حاضر و شاید حتی در طول زمان منتقل کنیم. همان‌طور که در بالا اشاره شد، تقریباً قطعاً این ایده را از طریق فرآیند فکری یا برای این هدف اختراع نکردیم، بلکه احتمالاً به طور طبیعی از بازار و به عنوان پیامد میل به تجارت پدید آمد و تحلیل بالا را برای توضیح علت پیدایش آن ارائه می‌دهیم. این ایده برای اندازه‌گیری و انتقال ارزش اکنون پول نامیده می‌شود.

پول امروز

تقریباً در تمام طول تاریخ بشر تا سال ۱۹۷۱ انسان‌ها مجبور بودند از اشیای فیزیکی برای «حمل» ارزش استفاده کنند و این اشیا امکان مبادلات ارزشی لازم برای توسعه اقتصادهای پیچیده را فراهم می‌کردند. سپس، در سال ۱۹۷۱، زمانی که ریچارد نیکسون قابلیت تبدیل دلار آمریکا به طلا را تعلیق کرد، ما وارد یک آزمایش تقریباً بی‌سابقه تاریخی شدیم تا ببینیم آیا می‌توانیم پول را با پیوند دادن آن به چیزی غیر از کالای فیزیکی، با موفقیت مجازی کنیم یا نه. ایده‌ای داشتیم که شاید بتوانیم ارزش را به چیزی مجازی پیوند بزنیم، آن چیز مجازی خود ایده‌ای بود که نمی‌توان آن را لمس یا فیزیکی نگه داشت – قدرت دولت؛ این بود جدایی پول از کالا.

این کار توسط کشورهای مختلف کم و بیش با موفقیت انجام شده است. در موفق‌ترین حالت، فرانک سوئیس بین سال‌های ۱۹۵۶ تا ۲۰۲۴ حدود ۷۸٪ از ارزش خود را از دست داد، در حالی که دلار آمریکا در همان بازه زمانی بیش از ۹۱٪ از ارزش خود را از دست داد (منبع: in2013dollars.com). در مقایسه، بولیوار ونزوئلا تنها در سال ۲۰۱۸ بیش از ۹۹٪ از ارزش خود را از دست داد، این علاوه بر از دست دادن ۹۰٪ از ارزش خود در سال ۲۰۱۷ بود.

تفاوت همچنین وابستگی به فرآیندهای سیاسی برای ساختن ایده‌ای که پول بر آن استوار است را نشان می‌دهد و اینکه مردم چقدر به شایستگی دولتی که در آن زندگی می‌کنند وابسته‌اند. متأسفانه، در همه کشورها، فرآیندهای سیاسی غیرقابل پیش‌بینی هستند و این شروع خوبی برای پایه‌گذاری چنین بنیان مهمی برای اقتصاد ما نیست. بدتر از آن، فرآیندهای سیاسی که توسط انسان‌ها هدایت می‌شوند، به طور اجتناب‌ناپذیری در معرض تأثیر همان چیزی (پول) قرار دارند که در این ساختار قرار است آن را پشتیبانی کنند. این یک حلقه بازخورد ایجاد می‌کند که وقتی با غیرقابل پیش‌بینی بودن ذاتی ترکیب می‌شود، بی‌ثباتی ایجاد می‌کند. توانایی پول برای تأثیرگذاری بر فرآیندهای سیاسی پشتیبان خود همچنین انگیزه‌های بسیار معیوبی برای دولت‌ها و سایر گروه‌ها یا افراد قدرتمند سیاسی یا مالی ایجاد می‌کند. این انگیزه‌ها به طور قابل بحثی باعث، اما قطعاً در تضعیف سیاست و کاهش عدالت ادراک‌شده سیستم نقش داشته‌اند. بحران مالی بزرگ ۲۰۰۸-۲۰۰۹ و پیامدهای آن نشانه‌ای از این افول بود.

دولت آن سازمانی در جامعه است که تلاش می‌کند انحصار استفاده از زور و خشونت را در یک منطقه جغرافیایی حفظ کند
موری راتبارد

با وجود تمام ایراداتش، حداقل این پشتوانه پول از همان جنس خود پول است – مجازی است – یک ایده – یعنی باور انسان به قدرت دولت (یا ارزشی که انسان‌ها برای اجتناب از پیامدهای نقض قانونی که توسط نهادی با انحصار خشونت در آن قلمرو وضع شده قائل‌اند). نه دولت‌ها و نه قدرت دولت ذاتی واقعیت فیزیکی نیستند. در غیاب ذهن انسان، چیزی به نام دولت یا قدرت دولت وجود ندارد. حتی پول کاغذی، که اکنون سهم کمی از کل پول موجود را دارد، به وضوح فقط نشانه‌ای از یک ایده است، هیچ‌کس واقعاً خود کاغذ را ارزشمند نمی‌داند و مستقیماً توسط هیچ کالای فیزیکی که کسی برایش ارزش قائل باشد پشتیبانی نمی‌شود.

در اواخر ۲۰۰۸ / اوایل ۲۰۰۹، بر اساس کشفیات در علوم کامپیوتر، ایده‌ای جدید پدید آمد که به نظر می‌رسد نشان می‌دهد می‌توان پولی داشت که مجازی باشد بدون اینکه به فرآیندهای سیاسی برای پشتیبانی از آن نیاز باشد. پولی که از ارزشش قابل تمایز نباشد؛ پولی که هیچ کاربردی جز پول بودن نداشته باشد؛ پولی که (وجود مجازی‌اش) کاملاً به این دلیل باشد که پول است و اگر نبود، وجود نداشت. پولی که بر پایه ریاضیات و فیزیک استوار است، که بسیار قابل پیش‌بینی‌تر از فرآیندهای سیاسی هستند. علاوه بر این، ریاضیات و فیزیک تحت تأثیر خود پول قرار نمی‌گیرند؛ هیچ بازخوردی از پول به ریاضیات میدان‌های متناهی وجود ندارد، پول استثنایی بر قانون بقای انرژی نیست. این پول عصاره ایده ارزشی است که ما به اشیای فیزیکی می‌بخشیم یا سعی می‌کردیم با فرآیندهای سیاسی غیرقابل پیش‌بینی پشتیبانی کنیم؛ جدایی پول از کالا و دولت.

این پول کاملاً مجازی است، از ارزشی که برای آن قائل می‌شوند قابل تمایز نیست، از هر چیز واقعی جدا شده، اما به اندازه کافی به واقعیت فیزیکی متصل است تا آن را امن و کمیاب کند. وجود یک لنگر ضروری است تا با وجود اینکه این پول به طور فیزیکی در جهان حضور ندارد، همچنان بتوان آن را با محدودیت‌های واقعیت فیزیکی مقید کرد. این یک ضرورت است، زیرا بدون آن، پول از محیطی بدون محدودیت پدید می‌آید، در حالی که برای انتقال ارزش در محیط محدود واقعیت فیزیکی استفاده می‌شود. پول باید محدود شود تا بازتاب‌دهنده محدودیت‌های خود طبیعت باشد.

لنگر جدیدی که به زمان و انرژی متصل است و از نوآوری ساتوشی پدید آمده، می‌تواند به عنوان جایگزینی برای جرم و فضا-زمانی که در اقلام فیزیکی قبلی مانند سکه‌های طلا وجود داشت، دیده شود؛ سکه‌هایی که فقط می‌توانستند در یک زمان در یک مکان باشند و بنابراین محدودیت‌های طبیعت را نشان می‌دادند. طلا به عنوان لنگری عمل می‌کرد تا خلق پول را به یک کالای فیزیکی متصل کند و به حفظ ارزش آن کمک نماید. اما امنیت، هزینه‌ها و دشواری انتقال طلا از خریدار به فروشنده در مسافت‌های طولانی، این کار را غیرممکن ساخت و باعث شد طلا در خزانه‌ها نگهداری شود و به جای آن، رسیدهای بانکی جایگزین گردد. بیت‌کوین به جای آن، خلق و امنیت پول را به انرژی فیزیکی متصل می‌کند، اما ارزش روی شبکه ذخیره می‌شود و می‌تواند با هزینه کم در سراسر جهان منتقل گردد و امنیت فیزیکی را با رمزنگاری جایگزین می‌کند.

این پول ماست، این پول شماست یا خواهد بود، و پول فرزندان شما نیز خواهد بود. این پول بیت‌کوین است.

شگفت‌انگیز است که اجرای این ایده‌ها - که در شبکه و پروتکل بیت‌کوین جای گرفته‌اند - از زمان انتشار اولیه تقریباً بدون تغییر باقی مانده و با این حال، پایداری و عملکرد بی‌وقفه استثنایی از خود نشان داده است. به این ترتیب، به نظر می‌رسد ساتوشی اهمیت طراحی پایدار و پیاده‌سازی قابل اعتماد را که همه عملکردهای اساسی (و ویژگی‌هایی که آن‌ها را ممکن می‌سازد) را از روز اول در بر می‌گیرد، درک کرده است. به این صورت، بیت‌کوین شبیه یک راه‌حل مهندسی نرم‌افزار بلادرنگ، ایمنی-محور و تحت فشار است، مانند سیستم‌های پروازی که شکست در آن‌ها هزینه انسانی و آسیب اعتباری قابل توجهی به همراه دارد.

بیت‌کوین نخستین شکل پولی است که بشر خلق کرده و به طور مؤثر در دنیای دیجیتالی که به سرعت به سوی آن حرکت می‌کنیم، کار می‌کند. این پتانسیل را دارد که جایگزین چرخه صد ساله انتقال از یک ارز ذخیره جهانی به ارز دیگر شود که در هزار سال گذشته شاهد آن بوده‌ایم و به تنها ارزی تبدیل شود که برای آینده به آن نیاز داریم.

2.2 بیت‌کوین برای محیط زیست مضر است

  • بیت‌کوین اغلب به خاطر مصرف بیش از حد انرژی مورد انتقاد قرار گرفته است.
  • در سال ۲۰۱۷، مجمع جهانی اقتصاد (WEF) مقاله‌ای در وب‌سایت خود منتشر کرد که ادعا می‌کرد «تا سال ۲۰۲۰، بیت‌کوین بیش از آنچه جهان قادر به تولید است انرژی مصرف خواهد کرد».
  • حتی در سال ۲۰۲۱، بی‌بی‌سی مقاله‌ای از دانشگاه کمبریج منتشر کرد که بیان می‌کرد بیت‌کوین سالانه بیش از کل آرژانتین برق مصرف می‌کند. دیوید ژرار، نویسنده کتاب حمله بلاک‌چین ۵۰ فوتی، نقل قول شده است: «این یعنی مصرف انرژی بیت‌کوین، و در نتیجه تولید CO2 آن، فقط رو به افزایش است. واقعاً بد است که این همه انرژی عملاً در یک قرعه‌کشی هدر می‌رود.»

۲.۲.۰ مقدمه

یکی از انتقاداتی که اغلب به بیت‌کوین وارد می‌شود این است که انرژی زیادی مصرف می‌کند و بنابراین برای محیط زیست مضر است. همانطور که مثال‌های بالا نشان می‌دهد، این بحث سال‌هاست که ادامه دارد. پس آیا واقعاً بیت‌کوین بیش از حد انرژی مصرف می‌کند یا شاید بتواند به گذار به منابع انرژی تجدیدپذیر کمک کند و شرکت‌ها را در تعهدات ESG یاری دهد؟

اولین سوالی که باید در نظر گرفت این است که چگونه می‌توان به طور عینی تعیین کرد که چیزی مانند بیت‌کوین بیش از حد انرژی مصرف می‌کند یا «برای محیط زیست مضر» است؟ اگر هیچ مرجع مرکزی به ارزش بیت‌کوین باور نداشته باشد، هر انرژی مصرف‌شده توسط آن را هدررفته اعلام می‌کند، چون می‌توانست برای هدف بهتری استفاده شود. اگر شرکت‌کنندگان داوطلب انرژی لازم برای اجرای شبکه بیت‌کوین را تأمین کنند، چه مرجع مرکزی باید بتواند تعیین کند که آیا آن‌ها مجاز به این کار هستند یا نه.

مصرف انرژی بیت‌کوین عمدتاً از عملکرد استخراج (ماینینگ) ناشی می‌شود. به جای اینکه این موضوع یک مشکل باشد، این ویژگی که منابع دنیای واقعی را برای ساخت بلاک‌ها، تسویه تراکنش‌ها و تأمین امنیت شبکه بیت‌کوین به کار می‌گیرد، یکی از نوآوری‌های کلیدی بیت‌کوین است.

شبکه بیت‌کوین مقدار قابل توجهی انرژی مصرف می‌کند، اما همین مصرف انرژی است که شبکه بیت‌کوین را مقاوم و امن می‌سازد.

پس آیا بیت‌کوین بیش از حد انرژی مصرف می‌کند؟

هنگام بررسی این سوال، مهم است که ارزیابی کنید آن را با چه چیزی مقایسه می‌کنید.

  1. طلا یک پول سالم جایگزین است. بنابراین مقایسه منطقی این است که بررسی کنیم چقدر انرژی برای یافتن، استخراج، فرآوری و ذخیره طلا (معمولاً در یک خزانه) مصرف می‌شود.
  2. سیستم پولی فیات شامل تمام زیرساخت‌های بانکی، شعب، مراکز داده و دفاتر است.
  3. این موضوع چگونه با سایر مصارف انرژی مقایسه می‌شود؟
  4. در ازای انرژی مصرف‌شده، بیت‌کوین چه ارزشی برای جهان فراهم می‌کند؟
  5. آیا جایگزین معتبری برای اثبات کار (POW) وجود دارد که امنیت لازم برای یک پول غیرمتمرکز با عرضه ثابت قابل اعتماد را فراهم کند؟
  6. شبکه بیت‌کوین چگونه می‌تواند منافع بالقوه‌ای برای صنایع دیگر، مانند پذیرش منابع انرژی تجدیدپذیر، کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای یا کاهش هزینه انرژی برای برخی کاربردها فراهم کند؟

۲.۲.۱ طلا به عنوان ذخیره ارزش غیرحاکمیتی

ارزیابی میزان مصرف انرژی صنعت استخراج طلا به آسانی بیت‌کوین نیست.

بازار مصرف عظیم انرژی توسط صنعت استخراج طلا را دست کم می‌گیرد.
استیو سنت‌آنجلو

اگرچه مقاله ذکر شده در بالا چند سالی از انتشارش می‌گذرد، اما نظرات مطرح‌شده همچنان معتبر هستند.

دوران یافتن طلا به مقدار زیاد و به راحتی دسترس، مانند تب طلای کالیفرنیا، مدت‌هاست که گذشته است. مشابه فرآیند اثبات کار بیت‌کوین که به تدریج سخت‌تر می‌شود تا همان خروجی را تولید کند، یک معدن‌کار طلا معمولاً باید مقدار بیشتری سنگ را جستجو و غربال کند تا چند اونس طلا استخراج کند.

پیشرفت‌های فناوری برای کمک به یافتن و استخراج طلا در طول زمان با افزایش دشواری یافتن آن متعادل شده است تا افزایش نسبتاً ثابتی در عرضه طلا یا تورم سالانه حدود ۲٪ ایجاد کند.

  1. اکتشاف: ۱ تا ۵ سال برای شناسایی منابع بالقوه و حفاری نمونه‌ها.
  2. استخراج: استخراج تن‌ها سنگ و بارگیری روی کامیون‌های بزرگ.
  3. حمل و نقل: این کامیون‌ها از سوخت فسیلی استفاده می‌کنند، معمولاً چند کیلومتر با هر گالن طی می‌کنند و تولید آن‌ها نیز انرژی نیاز دارد.
  4. آسیاب‌کنی: پس از رسیدن تن‌ها سنگ معدن به محل، باید خرد و سپس بیشتر آسیاب شود تا طلا آزاد شود.
  5. ذوب: ذوب کردن نیاز به حرارت دادن طلا تا دمای بالا دارد تا ناخالصی‌ها جدا و طلا بیشتر تصفیه و خالص شود.
  6. ریخته‌گری: طلا ذوب شده و با ریختن در قالب‌ها به شمش تبدیل می‌شود.
  7. حمل و نقل: شمش‌های طلا سپس تحت تدابیر امنیتی شدید جابجا می‌شوند.
  8. ذخیره‌سازی: شمش‌های طلا سپس در خزانه‌های بانکی نگهداری می‌شوند.

تمام این فرآیندها به مقدار زیادی انرژی نیاز دارند. بدون مصرف زیاد سوخت فسیلی، نمی‌توانستیم به اندازه فعلی طلا استخراج کنیم.

۲.۲.۲ سیستم بانکی فیات

سیستم بانکی فیات فعلی مقایسه مستقیمی با بیت‌کوین نیست. برای دستیابی به قابلیت تسویه نهایی که بیت‌کوین ارائه می‌دهد، به لایه‌های تسویه متعدد و همکاری بین بانک‌ها در سطوح مختلف محلی، ملی و بین‌المللی نیاز است. لایتنینگ نیز قابلیت تسویه‌ای مشابه سیستم کارت فعلی ارائه می‌دهد. محاسبه مصرف انرژی این سیستم بسیار دشوار است، اما باید شامل موارد زیر باشد:

  • زیرساخت‌های اداری مورد استفاده بانک‌ها در سراسر جهان
  • مراکز داده‌ای که برای اجرای سیستم مالی فعلی به کار می‌روند
  • تمام شعب خرده‌فروشی که خدمات مالی ارائه می‌دهند
  • شبکه جهانی دستگاه‌های خودپرداز (ATM)
  • زیرساخت ارائه‌دهندگان کارت (عمدتاً ویزا و مسترکارت)

برآورد میزان انرژی مصرفی برای نگهداری این زیرساخت بسیار دشوار است، اما شرکت Galaxy Digital Mining در گزارشی به تاریخ مه ۲۰۲۱ تلاش کرد این کار را انجام دهد.

Estimated Annual Energy Consumption (TWh/yr)
برآورد مصرف سالانه انرژی (TWh/yr). منبع: Galaxy Digital.

مصرف انرژی بیت‌کوین در مقایسه با این دو جایگزین، وضعیت مطلوب‌تری دارد.

دلار آمریکا پس از کنار زدن پوند بریتانیا در اوایل قرن بیستم، به عنوان ارز ذخیره جهانی شناخته شد. پس از قطع نهایی ارتباط با استاندارد طلا و ایجاد پترو دلار در اوایل دهه ۷۰ میلادی، پایه اساسی دلار آمریکا زیرساخت نظامی است که امنیت این ارز را تأمین می‌کند. توانایی نمایش قدرت فیزیکی، ارزش دلار آمریکا را پشتیبانی می‌کند، اما هزینه مالی و انسانی این رویکرد به سختی قابل اندازه‌گیری است.

اول از همه، بیت‌کوین و ویزا اساساً سیستم‌های متفاوتی هستند. بیت‌کوین یک سیستم تسویه پولی کامل و مستقل است؛ تراکنش‌های ویزا، تراکنش‌های اعتباری غیرنهایی هستند که به زیرساخت‌های تسویه خارجی متکی‌اند. ویزا به ACH، فدوایر، سوئیفت، سیستم بانکداری کارگزاری جهانی، فدرال رزرو و البته قدرت نظامی و دیپلماتیک دولت آمریکا وابسته است تا همه این موارد به‌درستی کار کنند.
نیک کارتر

۲.۲.۳ این موضوع با سایر مصارف انرژی چگونه مقایسه می‌شود؟

بیت‌کوین برای محافظت از شبکه خود مقدار قابل توجهی انرژی مصرف می‌کند، اما این مصرف انرژی در مقایسه با سایر مصارف انرژی چگونه است؟

Industrial and residential uses of electricity, a comparison.
مصارف صنعتی و خانگی برق، یک مقایسه. (منبع: دانشگاه کمبریج)

دانشگاه کمبریج به‌روزرسانی زنده‌ای از مصرف انرژی بیت‌کوین ارائه می‌دهد و تخمینی فعلی (۲۰۲۲) را در اختیار ما قرار می‌دهد؛

  • از نظر مصرف انرژی جهانی، سهم بیت‌کوین را ۰.۲۸٪ محاسبه کرده‌اند (کل مصرف انرژی جهانی ۱۱۵٬۵۷۵ تراوات ساعت است)
  • از نظر مصرف برق جهانی، سهم بیت‌کوین را ۰.۵۶٪ محاسبه کرده‌اند (کل مصرف برق جهانی ۲۲٬۳۱۵ تراوات ساعت است)

همانطور که می‌بینید، اگرچه بیت‌کوین انرژی مصرف می‌کند، اما این مقدار در مقایسه با کل مصرف انرژی بسیار ناچیز است و می‌توان استدلال کرد که ایجاد و تأمین امنیت یک ارز جهانی بدون نیاز به مجوز، سود بیشتری برای بشریت دارد تا مثلاً استفاده از انرژی برای خشک کردن لباس‌ها یا داشتن راحتی دستگاه‌های الکترونیکی مانند تلویزیون‌هایی که همیشه در حالت آماده‌باش هستند.

پس، جهان چه ارزشی از انرژی مصرف‌شده توسط بیت‌کوین به دست می‌آورد؟

۲.۲.۴ مزایای این مصرف انرژی توسط بیت‌کوین چیست؟

دیدیم که مصرف انرژی بیت‌کوین در مقایسه با جایگزین‌های مالی دیگر مانند طلا و سیستم فیات فعلی چگونه است، اما در ازای انرژی‌ای که بیت‌کوین مصرف می‌کند چه چیزی به دست می‌آوریم؟

تراکنش‌های بیت‌کوین از این جهت کارآمد هستند که امکان انتقال ارزش به سراسر جهان تقریباً به صورت آنی و با تسویه نهایی را فراهم می‌کنند، که بی‌نظیر است.

  • پول نقد می‌تواند تسویه فوری و نهایی یک تراکنش را فراهم کند، اما فقط برای افرادی که در نزدیکی یکدیگر هستند کاربرد دارد.
  • استفاده از کارت‌های اعتباری ممکن است این احساس را ایجاد کند که تسویه دیجیتال آنی انجام می‌شود، اما در واقع بیشتر شبیه به یک وام کوتاه‌مدت است که توسط مجموعه‌ای پیچیده از بازیگران پشت صحنه ممکن می‌شود و هرکدام سهم کوچکی از هر تراکنش می‌خواهند.

دو حوزه‌ای که بیت‌کوین در آن‌ها به عنوان پرمصرف یا هدررفته توصیف می‌شود، یکی مکانیزم اجماع اثبات کار (Proof of Work) و دیگری ماهیت توزیع‌شده دفترکل است که در آن هر نود ممکن است یک نسخه کامل از دفترکل را داشته باشد. این ویژگی‌های کلیدی همان چیزی است که بیت‌کوین را به یک پول واقعاً غیرمتمرکز تبدیل می‌کند. این امکان را می‌دهد که هر نود اعتبار هر تراکنش را تأیید کند و هزینه انرژی واقعی را به فرآیند ایجاد بلاک‌ها گره می‌زند. این همان چیزی است که بیت‌کوین را از هر مرجع مرکزی که می‌تواند قوانین را به دلخواه تغییر دهد، بیت‌کوین جدید ایجاد کند، تراکنش‌ها را لغو کند یا دوباره خرج کند، یا شبکه را تعطیل کند، مصون می‌سازد. نیاز به مصرف انرژی، تصاحب بلاکچین بیت‌کوین را به دلیل هزینه بسیار بالا برای تولید بلاک‌های کافی در مدت زمان کوتاه، بعید می‌کند. این موضوع «هزینه جعل‌ناپذیر» حمله به بیت‌کوین را تضمین می‌کند و کم‌یابی طلا را در دنیای دیجیتال شبیه‌سازی می‌کند.

۲.۲.۵ آیا جایگزین مناسبی برای اثبات کار و دفترکل توزیع‌شده برای تأمین امنیت لازم یک پول غیرمتمرکز با عرضه ثابت وجود دارد؟

اگر فکر می‌کنید انرژی مصرف‌شده توسط بیت‌کوین هدررفته است اما همچنان مزیت داشتن یک پول جهانی غیرمتمرکز و بدون نیاز به مجوز با عرضه ثابت را می‌بینید، چه جایگزین‌هایی وجود دارد؟

مدل متمرکز

یکی از گزینه‌ها این است که سیستمی مبتنی بر سرور(های) مرکزی داشته باشیم که تراکنش‌ها را هنگام ورود با دفترکل تطبیق می‌دهد. برای مقیاس‌پذیری و تاب‌آوری، احتمالاً این سیستم شامل مجموعه‌ای توزیع‌شده از سرورها خواهد بود که هماهنگ با هم سیستم را اجرا و عرضه سکه‌های جدید را مدیریت می‌کنند. سؤال این است که چه کسی این سرورها را اداره می‌کند و پایبندی به پروتکل را تضمین می‌کند؟ همانطور که ساتوشی ناکاموتو در سال ۲۰۰۹ بیان کرد:

تلاش‌های قبلی برای ایجاد ارز دیجیتال شامل نمونه‌هایی از سیستم‌هایی با سرورهای متمرکز بود که توسط مقامات تعطیل شدند. این تجربه بر توسعه بیت‌کوین تأثیر گذاشت تا از این مشکلات اجتناب شود.

مشکل اصلی ارزهای متعارف، اعتمادی است که برای کارکرد آن‌ها لازم است. باید به بانک مرکزی اعتماد کرد که ارزش پول را کاهش ندهد، اما تاریخ ارزهای فیات پر از نقض این اعتماد است.
ساتوشی ناکاموتو
ارز دیجیتال بانک مرکزی

بسیاری از بانک‌های مرکزی در سراسر جهان در حال توسعه ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) هستند - جایگزینی مبتنی بر بلاکچین برای سیستم فعلی پول. یک گزارش اخیر از کمیته اقتصادی مجلس اعیان بریتانیا (ژانویه ۲۰۲۲) نتیجه‌گیری کرد که CBDCها «راه‌حلی در جستجوی یک مشکل» هستند که می‌توانند به طور بالقوه منجر به موارد زیر شوند:

  • حذف هرگونه حریم خصوصی برای تراکنش‌های ناشناس
  • الزامات احراز هویت (KYC) برای همه کیف پول‌ها و استفاده‌ها
  • سیاست‌های پولی غیرمتعارف (مانند تعیین تاریخ انقضا برای پول ذخیره‌شده یا محدودیت در استفاده، مثلاً محدودیت در خرید الکل)
  • ریسک‌های امنیتی ناشی از حملات سایبری

به جای دستیابی به هدف مورد نظر یعنی یک پول جهانی و بدون نیاز به مجوز، CBDCها قدرت بیشتری را در دست دولت و مقامات مالی متمرکز خواهند کرد.

اثبات سهام

یک روش جایگزین برای مدیریت یک پول مبتنی بر بلاکچین در حالی که سطحی از غیرمتمرکز بودن را حفظ می‌کند، جایگزینی فرآیند اثبات کار با اثبات سهام (Proof of Stake یا POS) است.

اتریوم، یک ارز دیجیتال دیگر، اخیراً به POS مهاجرت کرد و ادعا کرد که بهره‌وری انرژی حاصل از این کار، آن را به عنوان یک پروتکل جذاب‌تر می‌کند. اما این روش چگونه کار می‌کند؟

در اثبات سهام، شرکت‌کنندگان که به آن‌ها «اعتبارسنج» گفته می‌شود، مقدار معینی از رمزارز یا توکن‌های خود را—یعنی سهامشان—در یک قرارداد هوشمند روی بلاکچین قفل می‌کنند. در ازای این کار، شانس اعتبارسنجی تراکنش‌های جدید و دریافت پاداش را به دست می‌آورند. اما اگر داده‌های نادرست یا جعلی را به‌درستی اعتبارسنجی نکنند، ممکن است بخشی یا تمام سهام خود را به عنوان جریمه از دست بدهند.

الگوریتم بلاکچین اعتبارسنج‌ها را برای بررسی هر بلاک جدید داده بر اساس میزان رمزارزی که سهام‌گذاری کرده‌اند انتخاب می‌کند. هرچه سهام بیشتری داشته باشید، شانس بیشتری برای انتخاب شدن و انجام کار دارید. زمانی که داده‌های تأییدشده توسط اعتبارسنج به بلاکچین افزوده می‌شود، آن‌ها رمزارز تازه ایجادشده را به عنوان پاداش دریافت می‌کنند.

منطقاً با این رویکرد، افرادی که بیشترین منابع را در سیستم سهام‌گذاری کرده‌اند، بیشترین فرصت را برای اعتبارسنجی بلاک‌های جدید و دریافت پاداش خواهند داشت و این روند به مرور زمان به سمت تمرکزگرایی پیش می‌رود. آن‌ها همچنین تأثیر زیادی بر جهت‌گیری پروتکل خواهند داشت و این موضوع شبکه را در معرض حملات رشوه و تغییرات به نفع بزرگ‌ترین دارندگان قرار می‌دهد. ایجاد پول «رایگان» توسط سهام‌داران و بهره‌برداری آن‌ها از این مزایا، سیستم پولی فیات را که در آن افراد داخلی به ضرر سایر کاربران ارزش کسب می‌کنند، تقلید می‌کند. این موضوع برخلاف اصول پول sound و توزیع عادلانه مبتنی بر تلاش است که بیت‌کوین نماینده آن است.

۲.۲.۶ آیا روشی که بیت‌کوین انرژی مصرف می‌کند می‌تواند به سایر صنایع نیز سود برساند؟

اگرچه انتقادها درباره مصرف انرژی بیت‌کوین از همان زمانی که این شبکه به مقیاسی رسید که توجه دیگران را جلب کند، مطرح شده است، اما یک تحول جالب‌تر و جدیدتر این است که روش منحصربه‌فرد بیت‌کوین در مصرف انرژی می‌تواند در واقع سودمند باشد:

  • امکان‌پذیر کردن انرژی تجدیدپذیر
  • رساندن برق به مناطق دورافتاده
  • پاسخ به تقاضای شبکه برق
  • بازیافت گرما
  • بانکداری برای افراد بدون دسترسی به بانک
  • بهره‌برداری از انرژی اقیانوس‌ها
  • کاهش انتشار گاز متان
  • استفاده از انرژی پایدار
امکان‌پذیر کردن انرژی تجدیدپذیر

استخراج بیت‌کوین یک عرصه بسیار رقابتی است؛ استخراج‌کنندگان برای بهینه‌سازی عملیات و مدیریت دقیق هزینه‌های تولید خود انگیزه دارند و بزرگ‌ترین ورودی آن‌ها برق است. بنابراین، استخراج‌کنندگان دائماً به دنبال ارزان‌ترین منابع برق هستند که اغلب به نیروگاه‌های هیدرو، بادی یا خورشیدی کم‌استفاده مربوط می‌شود.

انرژی بادی و خورشیدی محدودیت‌هایی دارند؛ تولید باد متغیر است و خورشید همیشه نمی‌تابد. نیروگاه‌های انرژی تجدیدپذیر نیز اغلب برای تحویل برق مطابق با قراردادهای خود تشویق می‌شوند. این موضوع می‌تواند منجر به عدم تطابق عرضه و تقاضا شود که باید برطرف گردد.

ماینرهای بیت‌کوین می‌توانند در هر مکانی مستقر شوند، از جمله در نزدیکی منابع انرژی تجدیدپذیر که بار مصرفی انعطاف‌پذیری را ارائه می‌دهند و می‌توانند با الگوهای عرضه و تقاضا هماهنگ کار کنند. این توانایی برای تنظیم پویا مصرف برق در دوره‌هایی که عرضه بیش از حد یا تقاضای بازار پایین است، می‌تواند مشوق‌های بیشتری برای توسعه ظرفیت‌های جدید ایجاد کند. این امر می‌تواند اقتصاد انرژی‌های تجدیدپذیر را بهبود بخشد. به عنوان مثال، یک گزارش اخیر بیان کرده است که 

«برنامه اخیر دولت بریتانیا برای کاهش میانگین زمان انتظار پروژه‌ها جهت اتصال به شبکه از ۵ سال به تنها ۶ ماه، می‌تواند نویدبخش تسریع راه‌اندازی مزارع بادی باشد.» تصور کنید اگر همه این مزارع بادی می‌توانستند در مدت انتظار برای اتصال به شبکه، بیت‌کوین استخراج کنند.

پاسخ به تقاضا

علاوه بر اینکه خریدار نهایی برق در زمان پایین بودن تقاضا هستند، ماینرهای بیت‌کوین این فرصت را دارند که از طریق مشارکت در برنامه‌های پاسخ به تقاضا که به تعادل شبکه‌های برق کمک می‌کند، به عنوان یک بار انعطاف‌پذیر عمل کنند. این امر به دلیل ماهیت قابل قطع عملیات ماینینگ است؛ به این معنا که آن‌ها می‌توانند مصرف برق خود را در لحظه کاهش دهند تا در صورت افزایش تقاضا نسبت به عرضه در زمان اوج مصرف، برق را به شبکه بازگردانند. در زمان‌های عادی یا مصرف پایین، تولیدکننده برق نیاز به خریدار آماده برای هر وات تولیدی دارد تا از هدررفت جلوگیری و بازگشت سرمایه را به حداکثر برساند. افزایش نمایی استخراج بیت‌کوین، تولیدکنندگان برق را برای سرمایه‌گذاری‌شان پاداش می‌دهد و همچنین در اوج تولید، تعادل بار را حفظ می‌کند.

کاهش متان

متان یک گاز گلخانه‌ای است که از منابع مختلفی مانند معادن زغال‌سنگ، محل‌های دفن زباله و فرآیندهای صنعتی مانند استخراج نفت و گاز منتشر می‌شود. تمرکز زیادی بر کاهش انتشار متان وجود دارد، زیرا طبق برنامه محیط زیست سازمان ملل، متان حدود ۸۰ برابر قوی‌تر از دی‌اکسید کربن به عنوان گاز گلخانه‌ای است.

پس چگونه استخراج بیت‌کوین می‌تواند کمک کند؟ شرکت‌هایی که در ساخت مراکز داده ماژولار با استفاده از گاز طبیعی بلااستفاده تخصص دارند، اکنون با شرکت‌های نفت و گاز همکاری می‌کنند تا گاز مشعل را به برق برای استخراج بیت‌کوین تبدیل کنند. این کار باعث کاهش انتشار گازها و ایجاد یک منبع درآمد اضافی برای بهره‌برداری از انرژی‌ای می‌شود که در غیر این صورت هدر می‌رفت.

محل‌های دفن زباله نیز منبع قابل توجهی از انتشار متان هستند و برخی استارتاپ‌ها در آمریکا بر استخراج بیت‌کوین در محل‌های دفن زباله شهری تمرکز کرده‌اند که این امکان را برای اپراتورهای محل دفن فراهم می‌کند تا متان را به برق مفید تبدیل کرده و اثرات زیست‌محیطی تأسیسات خود را کاهش دهند.

رساندن برق به مناطق دورافتاده

برآورد می‌شود که حدود ۷۷۰ میلیون نفر در سراسر جهان به برق دسترسی ندارند که اکثریت آن‌ها در آفریقای جنوب صحرا زندگی می‌کنند. کمبود زیرساخت یکی از عوامل اصلی این موضوع است و نیاز به میکروگریدهایی که بر منابع انرژی تجدیدپذیر محلی تکیه دارند را ایجاد می‌کند. بسیاری از این میکروگریدها در ابتدا توسط خیریه‌ها تأمین مالی می‌شوند و برای حفظ پایداری مالی با مشکل مواجه‌اند. ماینرهای بیت‌کوین می‌توانند در این میکروگریدها مستقر شوند و به اپراتورها اجازه دهند انرژی‌ای را که به دلیل عدم تطابق عرضه و تقاضا هدر می‌رفت، به درآمد تبدیل کنند. این کار به نوبه خود با افزایش بار مفید شبکه محلی و کاهش هزینه‌ها، برق پایدارتر و ارزان‌تری را برای ساکنان فراهم می‌کند. شرکت استخراج بیت‌کوین همچنین شانس بیشتری برای دریافت وام جهت توسعه خواهد داشت، زیرا یک جریان درآمدی فوری برای پروژه ایجاد می‌کند.

بانکداری برای افراد بدون حساب بانکی

امکان ارائه خدمات مالی به نزدیک به ۱.۴ میلیارد نفری که به خدمات مالی دسترسی ندارند، با گسترش شبکه بیت‌کوین و لایتنینگ فراهم شده است؛ استخراج می‌تواند دسترسی به بیت‌کوین بدون احراز هویت را ممکن کند. اگرچه این موضوع مستقیماً ناشی از مصرف انرژی شبکه بیت‌کوین نیست، اما همان‌طور که در بالا توضیح داده شد، پذیرش آن در مناطق دورافتاده می‌تواند به ارائه خدمات مالی به کسانی که در غیر این صورت دسترسی نداشتند، کمک کند.

بازیافت گرما

استخراج بیت‌کوین موجی از نوآوری را با استفاده مجدد از گرمای تولیدشده برای سرمایش پیشرفته، عایق حرارتی و گرمایش خانه‌ها، استخرها و گلخانه‌ها در آغوش گرفته است. استخراج بیت‌کوین گرمای قابل توجهی تولید می‌کند. این گرما می‌تواند برای گرم کردن خانه‌ها، ساختمان‌ها، گلخانه‌ها و استخرها مورد استفاده قرار گیرد.

بهره‌برداری از انرژی اقیانوس‌ها

تبدیل انرژی حرارتی اقیانوس (OTEC) دهه‌هاست که به عنوان یک ایده مطرح بوده و نمونه‌هایی برای بهره‌برداری از اختلاف دمای بین آب گرم سطحی مناطق استوایی و آب سرد عمیق برای تولید انرژی قابل استفاده ساخته شده است. بیت‌کوین به دلیل ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود این پتانسیل را دارد که گذار از نمونه اولیه به نیروگاه عملیاتی را ممکن سازد.

استفاده از منابع انرژی پایدار

یکی دیگر از انتقادها به بیت‌کوین، مصرف انرژی و در نتیجه تأثیرات اقلیمی شبکه است. بیت‌کوین می‌تواند با استفاده از روش‌های ذکرشده در بالا، بخش عمده نیاز انرژی خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کند. در واقع، یک مطالعه در سال ۲۰۲۱ نشان داد که تنها با استفاده از گاز مشعل بالقوه در ایالات متحده و کانادا می‌توان کل شبکه بیت‌کوین را تأمین انرژی کرد.

دنیل بتن، مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری اکوسیستم بیت‌کوین CH4 Capital و نویسنده گزارش The Bitcoin ESG Forecast، در یادداشتی در ژانویه ۲۰۲۴ نوشت که صنعت استخراج بیت‌کوین تنها صنعت بزرگ جهانی است که عمدتاً با انرژی پایدار تغذیه می‌شود.

به گفته بتن، صنعت استخراج بیت‌کوین بیش از هر زمان دیگری از انرژی پایدار استفاده می‌کند و سهم «استخراج پایدار» در سال ۲۰۲۳ به رکورد ۵۴.۵٪ رسیده است.

منابع
  1. بیش از ۶۰ آمار درباره انرژی و استخراج بیت‌کوین
  2. نقش بیت‌کوین در الزامات ESG - KPMG
  3. چگونه بیت‌کوین می‌تواند انرژی اقیانوس را برای ۱ میلیارد نفر آزاد کند
  4. بیت‌کوین و ESG: نقش نوظهور بیت‌کوین در سرمایه‌گذاری پایدار
  5. جمع‌بندی انرژی بادی فراساحلی بریتانیا در ۲۰۲۳ و چشم‌انداز ۲۰۲۴
  6. اشتباه بلومبرگ درباره ردپای اقلیمی بیت‌کوین

2.3 بیت‌کوین برای تبدیل شدن به پول جهانی بیش از حد کند است

آینده‌نگرها آینده‌ای را می‌بینند که در آن کارمندان از راه دور کار می‌کنند، کتابخانه‌های تعاملی و کلاس‌های چندرسانه‌ای وجود دارد. آن‌ها از جلسات شهری الکترونیکی و جوامع مجازی صحبت می‌کنند... حقیقت این است که هیچ پایگاه داده آنلاینی جای روزنامه روزانه شما را نمی‌گیرد، هیچ سی‌دی‌رومی نمی‌تواند جای یک معلم ماهر را بگیرد و هیچ شبکه کامپیوتری شیوه کار دولت را تغییر نخواهد داد.
کلیفورد استرول

۱۷ سال بعد، مجله نیوزویک چاپ خود را متوقف کرد و فقط به صورت آنلاین در دسترس قرار گرفت. تصور کنید در سال ۱۹۷۴ زنده بودید، زمانی که پروتکل کنترل انتقال (TCP) برای اولین بار ایجاد شد.

هیچ‌کس تلفن هوشمند را با تمام برنامه‌هایش که در دست شما قرار دارد، پیش‌بینی نکرد. هیچ‌کس سیستم ناوبری ماهواره‌ای در خودروی شما را ندید.

اینترنت به صورت ناگهانی به وجود نیامد، بلکه به تدریج و به عنوان تکاملی از پروتکل‌ها و لایه‌ها شکل گرفت. این تکامل‌ها بر پایه TCP ساخته شده‌اند، اما عمدتاً آن را تغییر نداده‌اند.

پس وقتی به انتقال به پلتفرم‌های ارتباطی آینده نگاه می‌کنم، می‌بینم که زیبایی پروتکل‌های اینترنت در این است که شما جدایی لایه‌ها بین سرویس و فناوری را به دست می‌آورید.
مایکل کی پاول

تکامل بیت‌کوین را با تکامل اینترنت مقایسه کنید

TCP لازم بود اما برای ظهور همه چیزهای دیگر در اینترنت کافی نبود. به نظر می‌رسد تکامل بیت‌کوین نیز مسیری مشابه را دنبال می‌کند. سیستم‌های باز زمانی که به صورت لایه‌ای توسعه می‌یابند، مقاوم‌تر و موفق‌تر هستند، هرچند ممکن است زمان زیادی بین گذاشتن اولین بلوک‌های ساختمانی و پذیرش گسترده بگذرد. راه‌حل‌های همه‌جانبه در سیستم‌های باز به اندازه راه‌حل‌هایی که بر پایه پروتکل‌ها و به صورت لایه‌ای ساخته می‌شوند، مؤثر نیستند. همان‌طور که هیچ‌کس مجبور نشده اینترنت را دوباره بسازد چون فیلم‌ها را نمی‌شد با TCP پخش کرد، احتمالاً درباره بیت‌کوین هم همین‌طور خواهد بود.

در حال حاضر چندین پروتکل لایه دوم بر روی بیت‌کوین وجود دارد و بسیاری از برنامه‌ها نیز بر روی این پروتکل‌های لایه دوم ساخته شده‌اند (برای جزئیات بیشتر به بخش ۲۰۱.۴ مراجعه کنید).

به جای تمرکز بر آنچه بیت‌کوین و شبکه بیت‌کوین امروز نمی‌توانند انجام دهند، به آنچه همین امروز می‌توان انجام داد فکر کنید و آن را با قابلیت‌های ده سال پیش مقایسه کنید. این تمرین را با اینترنت از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۵ انجام دهید و سپس ببینید که اینترنت در ۳۰ سال بعد چقدر سریع‌تر شد و چه برنامه‌هایی ممکن شد. از این بینش استفاده کنید تا آینده بیت‌کوین را تصور کنید و ببینید که فقط در ۱۰ سال دیگر یا اگر تخیلتان یاری کند، در ۳۰ سال دیگر چگونه خواهد بود.

بیت‌کوین را با سیستم پولی جهانی فعلی مقایسه کنید

ادعای اصلی که بیت‌کوین برای پول جهانی بودن خیلی کند است، اگر قرار باشد فقط به لایه پایه بیت‌کوین محدود شویم، تا حدی درست است. همچنین این واقعیت وجود دارد که لایه پایه سیستم‌های پولی فعلی ما نیز اگر زیرساخت پرداختی که بانک‌ها و خدمات پرداخت خصوصی مانند ویزا و مسترکارت روی آن ساخته‌اند وجود نداشت، برای پول جهانی بودن خیلی کند بود. سیستم فعلی ما به صورت لایه‌ای ساخته شده است، پس می‌توان انتظار داشت که آینده نیز مشابه باشد. برخی مصالحه‌های طراحی مانند اعتماد، سرعت و هزینه ممکن است بین سیستم‌هایی که راه‌حل‌های مشابه ارائه می‌دهند، منتقل شود، هرچند این سیستم‌ها برای انتقال توکن‌های مختلف ارزش ساخته شده‌اند.

برخی از لایه دوم‌های فعلی بیت‌کوین مستقیماً به مسئله سرعت می‌پردازند، مانند لیکوئید و شبکه لایتنینگ (برای جزئیات بیشتر به بخش ۲۰۱.۴ مراجعه کنید). لیکوئید سریع‌تر و ارزان‌تر از بلاکچین بیت‌کوین است و شبکه لایتنینگ حتی سریع‌تر و ارزان‌تر از لیکوئید است. افزایش تعداد لایه دوم‌ها، هرکدام با مصالحه‌های متفاوت، قابل انتظار و سالم است.

احتمالاً لایه دوم و سوم‌های بیشتری ایجاد خواهد شد و انفجاری از برنامه‌ها که از این‌ها استفاده می‌کنند رخ خواهد داد، درست مانند تکامل اینترنت.

انگیزه

وقتی این انتقاد مطرح می‌شود، ارزش دارد که بررسی کنیم آیا منتقد انگیزه‌های دیگری دارد یا نه. مثلاً آیا پروژه بلاکچین جدید یا متفاوتی دارند؟ این ممکن است شبیه تلاش برای فروش یک پروتکل کنترل انتقال بهتر باشد.

سه‌گانه مقیاس‌پذیری یا بلاکچین، اولین بار توسط ویتالیک بوترین در سال ۲۰۱۷ مطرح شد. این نظریه می‌گوید که همیشه در طراحی بلاکچین بین ویژگی‌های تمرکززدایی، امنیت و مقیاس‌پذیری یک مصالحه وجود دارد. هر کسی که انتقاد کند بیت‌کوین خیلی کند است و راه‌حل سریع‌تری در یک بلاکچین لایه اول دارد، برای رسیدن به این هدف بخشی از امنیت یا تمرکززدایی را قربانی می‌کند. هرچند چنین مصالحه‌ای برای بلاکچینی که برای کاربردهای دیگر طراحی شده منطقی باشد، اما ترتیب اولویت‌ها برای پول جهانی باید این باشد:

  • تمرکززدایی
    • امکان حذف طرف‌های مورد اعتماد را فراهم می‌کند
  • امنیت
    • مانع از دستکاری افراد بد در تراکنش‌ها یا دفتر کل می‌شود
  • مقیاس‌پذیری
    • امکان مقیاس‌پذیری اقتصادی سیستم از نظر تعداد کاربران و سرعت را فراهم می‌کند

دو ویژگی اول محیطی را ایجاد می‌کنند که انتشار بدون سازنده، پرداخت بدون واسطه و نگهداری بدون مدیر ممکن می‌شود.

بیت‌کوین با توجه به اینکه کاربرد هدفمند آن پول جهانی است، مصالحه درستی بین سه ویژگی طراحی بلاکچین انجام می‌دهد و با استفاده از لایه‌ها، مصالحه‌های مربوط به مقیاس‌پذیری و سرعت را کاهش می‌دهد.

ساتوشی کشف کرد که چگونه می‌توان یکپارچگی پول دیجیتال را بدون طرف‌های مورد اعتماد حفظ کرد - بدون نیاز به سازنده، واسطه یا مدیر.
Resistance Money، ۲۰۲۴، بیلی، رتر، وارمکه

2.4 هیچ نوآوری‌ای در بیتکوین اتفاق نمی‌افتد

خلق هزار جنگل در یک بلوط نهفته است.
رالف والدو امرسون

منتقدان اغلب تلاش می‌کنند ادعا کنند که بیت‌کوین یک فناوری «قدیمی» یا «مرده» است، زیرا لایه پایه پروتکل آن به اندازه بلاک‌چین‌های رقیب تغییر نمی‌کند. این ادعا هم دلایل کند بودن پذیرش تغییرات در بیت‌کوین را نادیده می‌گیرد و هم میزان نوآوری‌هایی که برای مقیاس‌پذیری شبکه در لایه‌های بالاتر مانند شبکه لایتنینگ رخ می‌دهد. همچنین این واقعیت را نادیده می‌گیرد که بسیاری از فناوری‌های انعطاف‌پذیر و بادوام ما نیز در لایه پایه به سرعت مقیاس نمی‌گیرند.

برای مثال، هیچ نوآوری‌ای در پروتکل کنترل انتقال (TCP) که زیرساخت اینترنت است، رخ نمی‌دهد. TCP اولین بار در سال ۱۹۷۴ ایجاد شد. آخرین بار TCP در سال ۱۹۸۲ به‌روزرسانی شد. این پروتکل کار خود را انجام می‌دهد. کامل نیست و بحث‌هایی درباره نیاز به ارتقای IPv4 برای پشتیبانی از توسعه‌های آینده اینترنت وجود دارد. با این حال، گفتن اینکه از سال ۱۹۸۲ هیچ نوآوری‌ای در اینترنت رخ نداده، ادعای عجیبی خواهد بود. تمام این نوآوری‌ها «بر روی» TCP بوده‌اند، نه «درون» آن.

اکثریت قریب به اتفاق نوآوری‌هایی که رخ می‌دهد، «درون» بیت‌کوین نیست بلکه «بر روی» بیت‌کوین است. روزی خواهد رسید که احتمالاً هیچ نوآوری‌ای «درون» بیت‌کوین رخ ندهد و این باید هدف باشد نه انتقاد، زیرا این موضوع بازتابی از بنیادی شدن آن در حمایت از اقتصاد جهانی است؛ با فراهم کردن زیرساخت برای پول سالم، جهانی، بی‌طرف و بدون نیاز به مجوز. پولی که هم از نظر اقتصادی سالم است (عرضه ثابت و دفترکل تغییرناپذیر) و هم از نظر فناوری، چون تغییر نمی‌کند و آنچه اجرا می‌شود سال‌ها بدون وقفه فعال بوده است. بیت‌کوین در ۱۰ سال گذشته به ۱۰۰٪ آپ‌تایم دست یافته است.

با این حال، اگر هیچ نوآوری‌ای «بر روی» بیت‌کوین رخ ندهد، جای نگرانی است. بیایید نگاهی به این موضوع در ۱۰ سال گذشته بیندازیم:

«درون» بیت‌کوین

Segregated Witness (SegWit) در سال ۲۰۱۷ پیاده‌سازی شد تا از تغییرپذیری تراکنش‌ها جلوگیری کند و ظرفیت بلاک را افزایش دهد. SegWit همچنین پیش‌نیاز لازم برای عملکرد مؤثر لایتنینگ و برخی سایدچین‌ها بود.

Taproot در سال ۲۰۲۱ پیاده‌سازی شد تا امکان تجمیع و اعتبارسنجی چندین امضا را با استفاده از امضاهای اشنور فراهم کند، یک زبان اسکریپت‌نویسی معرفی کند تا قابلیت‌های پیچیده‌تری را ممکن سازد و حریم خصوصی و مقاومت در برابر سانسور تراکنش‌ها را افزایش دهد.

«بر روی» بیت‌کوین

سایدچین لیکوئید

سایدچین لیکوئید در سال ۲۰۱۸ پیاده‌سازی شد. لیکوئید، مانند سایر سایدچین‌ها، یک دفترکل بلاک‌چین جداگانه است که طبق مجموعه‌ای از قوانین از پیش تعیین‌شده به بلاک‌چین اصلی بیت‌کوین متصل است. این قوانین به اندازه کافی انعطاف‌پذیر هستند تا زنجیره لیکوئید بتواند در طول زمان توسعه یافته و بهبودهای طراحی و مقیاس‌پذیری را در خود جای دهد. با این حال، اتصال به بلاک‌چین بیت‌کوین تضمین می‌کند که سقف کل عرضه ۲۱ میلیون بیت‌کوین در هر دو زنجیره ثابت باقی بماند.

دارایی در لیکوئید، L-BTC، به صورت دوطرفه به بیت‌کوین در زنجیره اصلی متصل است. هزینه، سرعت، حریم خصوصی و امنیت هرکدام مزایا و معایبی دارند که L-BTC را برای برخی کاربردها ایده‌آل می‌کند. هزینه، سرعت و حریم خصوصی با L-BTC بهبود می‌یابد، اما در عوض باید به سازمان‌هایی که فدراسیون لیکوئید را تشکیل می‌دهند اعتماد کرد؛ این سازمان‌ها با فرآیند چندامضایی ۱۱ از ۱۵، عملیات ورود و خروج L-BTC به بیت‌کوین و بالعکس را کنترل می‌کنند.

شبکه لایتنینگ

شبکه لایتنینگ در سال ۲۰۱۸ پیاده‌سازی شد. لایتنینگ به عنوان یک شبکه پرداخت همتا به همتا به شکل گرافی از نودها که از طریق کانال‌ها به هم متصل‌اند طراحی شده است؛ این شبکه بلاک‌چین نیست. بیت‌کوین توسط اجراکننده نود در بلاک‌چین اصلی قفل می‌شود تا برای استفاده در شبکه لایتنینگ در دسترس قرار گیرد؛ این کار تضمین می‌کند که فقط بیت‌کوین «واقعی» استفاده می‌شود. نودها سپس می‌توانند از طریق قراردادهای هوشمند چندامضایی با یکدیگر کانال نقدینگی باز کنند. پرداخت‌ها مسیر خود را از مبدا تا مقصد در شبکه پیدا می‌کنند و هزینه را در برابر نیاز به وجود نقدینگی کافی در جهت درست بین هر نود در مسیر بهینه می‌کنند. شبکه لایتنینگ هزینه، سرعت و حریم خصوصی را به طور چشمگیری بهبود می‌بخشد، در عوض امنیت کاهش می‌یابد (یا نیاز به اعتماد افزایش می‌یابد) و پیچیدگی بیشتر می‌شود. با این حال، این شبکه برای پرداخت‌های روزمره با حجم بالا و ارزش پایین طراحی شده است، بنابراین این معاوضه برای میلیون‌ها تراکنش روزانه آن (منبع: River، ۲۰۲۳) کاملاً منطقی است.

مینت‌های eCash چومیان

فدیمینت‌ها را می‌توان به عنوان یک شبکه لایتنینگ محدود به جامعه در نظر گرفت. آن‌ها برای بهره‌گیری از اعتماد ذاتی که در برخی جوامع (مانند خانواده‌ها، روستاها، گروه‌های دوستانه) وجود دارد طراحی شده‌اند تا در عوض پیچیدگی را کاهش داده و حریم خصوصی کاربران را افزایش دهند. آن‌ها پروتکل‌های ماژولار و متن‌بازی هستند برای نگهداری و انتقال بیت‌کوین در بستر جامعه. این پروتکل‌ها با خود شبکه لایتنینگ نیز سازگار هستند.

کاشو یک توکن حامل است که می‌تواند روی دستگاهی مانند تلفن همراه ذخیره شود؛ طراحی آن با هدف بازتولید مزایای پول نقد فیزیکی اما به صورت دیجیتال انجام شده است. کاشو نمونه‌ای از eCash چومیان مبتنی بر بیت‌کوین است که حریم خصوصی و مقاومت در برابر سانسور را افزایش می‌دهد و پیچیدگی را کاهش می‌دهد، در عوض باید به مینت eCash مورد استفاده اعتماد کرد. مینت‌های کاشو توکن‌های eCash صادر می‌کنند که نماینده بیت‌کوین هستند و کاربران می‌توانند بدون افشای هویت خود آن‌ها را خرج کنند. کاشو با شبکه لایتنینگ سازگار است.

احتمالاً در آینده برنامه‌های لایه ۲ بیشتری ساخته خواهد شد و بسیاری از برنامه‌های لایه ۳ نیز به نوبه خود بر روی هر یک از آن‌ها توسعه خواهند یافت.

برای نمونه‌ای از تعداد شگفت‌انگیز برنامه‌هایی که بر روی لایتنینگ ساخته می‌شوند، اینجا بخشی از یک گزارش پژوهشی شبکه لایتنینگ از River آورده شده است.

The Lightning Network Industry Market Map 2023

2.5 آیا دولت‌ها بیت‌کوین را ممنوع خواهند کرد؟

«ارزهای دیجیتال یا کار نمی‌کنند که در این صورت سرمایه‌گذاران پول زیادی از دست می‌دهند، یا شاید به اهداف خود می‌رسند و دلار آمریکا را کنار می‌زنند یا مانع از آن می‌شوند که دلار آمریکا عملاً تنها ارز ذخیره جهان باشد.»
برد شرمن

۲.۵.۰ مقدمه

از میان تمام استدلال‌هایی که علیه پذیرش بیتکوین مطرح می‌شود، شاید رایج‌ترین موردی که یک مدرس خواهد شنید، احتمال محدودیت یا حتی ممنوعیت کامل استفاده از بیتکوین توسط دولت است.

این پیشنهاد چندان هم دور از ذهن نیست. حتی اگر مدتی بیتکوین را مطالعه کرده باشید و به پتانسیل آن برای تأثیر مثبت بر اقتصادها و جوامع باور پیدا کرده باشید، باز هم بعید به نظر می‌رسد که دولت‌ها و نهادهای نظارتی به سادگی بنشینند و اجازه دهند یک سیستم پولی جدید، خارج از کنترل سیاسی، بدون هیچ محدودیتی جایگاهی در اقتصاد پیدا کند. این موضوع به ویژه زمانی جدی‌تر می‌شود که این پول جدید تهدیدی برای ارز فیات دولتی یا نظام بانکی موجود تلقی شود.

کنترل عرضه پول، به بسیاری از جهات، نهایت قدرت سیاسی است. این مهم‌ترین ابزاری است که یک کشور برای کنترل اقتصاد داخلی و نحوه تجارت بازیگران خارجی با خود در اختیار دارد. این کنترل به دولت اجازه می‌دهد جریان پول را از طریق سیستم بانکی سنتی رصد کند و محدودیت‌های نظارتی بر پول اعمال کند تا جریان سرمایه را در داخل و خارج از مرزهای خود کنترل کند.

حتی مهم‌تر از آن، کنترل پول به دولت‌ها اجازه می‌دهد پول جدیدی برای جبران کسری بودجه ایجاد کنند. این کنترل به دولت‌ها امکان می‌دهد هزینه‌های خود را بسیار فراتر از سطح درآمدهای مالیاتی و استقراض بازار افزایش دهند. این دلیل اصلی کنار گذاشتن استاندارد طلا بود.

با این حال، افزایش پول جدید برای هزینه‌های دولتی، بدون انضباط مالی که اتصال ارز دولتی به دارایی سختی مانند طلا ایجاد می‌کند، عملاً ارزش ارز را کاهش می‌دهد.

نگرانی درباره بیتکوین فقط محدود به برخی سیاستمداران نیست. بعضی بانکداران هم از آن خوششان نمی‌آید.

خود بیتکوین یک کلاهبرداری پر سر و صداست. مثل یک سنگ خانگی است.
جیمی دایمون

اگر از تناقض این موضوع بگذریم که مدیرعامل بزرگ‌ترین بانک آمریکا از نظر دارایی (که نزدیک به ۳۹ میلیارد دلار جریمه بابت تخلفات نظارتی پرداخت کرده است) شبکه بیتکوین را متهم به کلاهبرداری می‌کند، می‌توان درک کرد چرا جیمی دایمون نگران است. شاید او تهدیدی را که یک پول جایگزین خارج از سیستم موجود برای کسب‌وکار ممتاز بانکداری سنتی و نقش کلیدی آن در انتشار پول فیات جدید دارد، تشخیص داده است.

۲.۵.۱ آیا دولت‌ها می‌توانند جلوی پول جایگزین را بگیرند؟

من باور ندارم که دوباره پول خوبی داشته باشیم مگر اینکه آن را از دست دولت خارج کنیم، یعنی نمی‌توانیم آن را با زور از دست دولت بگیریم، تنها کاری که می‌توانیم بکنیم این است که به روشی زیرکانه و غیرمستقیم چیزی معرفی کنیم که نتوانند جلویش را بگیرند.
فریدریش آ. هایک

این نظر اقتصاددان برنده جایزه نوبل، فریدریش هایک، در دهه ۱۹۸۰ و مدت‌ها پیش از پیدایش بیتکوین بود. هایک تشخیص داده بود که کنترل سیاسی بر نظام پولی آن‌قدر عمیق است که برای کنار زدن آن، ایده‌ای باید آن‌قدر قدرتمند باشد که حمله به آن عملاً بی‌فایده باشد.

پس آیا بیتکوین همان ایده پولی است که زمانش فرا رسیده؟

بیتکوین ایده‌ای بسیار قدرتمند است زیرا یک شبکه و پروتکل باز، بی‌طرف، بدون مرز، بدون نیاز به اجازه و غیرمتمرکز است. در اصل، بیتکوین صرفاً ریاضیات و نرم‌افزار متن‌باز است. بنابراین، نمی‌توان آن را دستکاری یا کنترل کرد و هیچ مزیتی برای یک کاربر خاص نسبت به دیگری ندارد. مهم‌تر از همه، بیتکوین مانند ریاضیات و نرم‌افزار، هیچ مرجع مرکزی ندارد که بتوان به آن فشار آورد، وادارش کرد یا متوقفش کرد.
دارن فریمنتل

۲.۵.۲ وضعیت فعلی بیتکوین نزد نهادهای نظارتی چیست؟

در زمان نگارش این متن، بیتکوین در هر دو بازار سرمایه بزرگ جهان، یعنی آمریکا و اتحادیه اروپا (EU)، به نوعی پذیرش نظارتی دست یافته است. این در حالی است که برخی سیاستمداران برجسته پیام‌های ضد بیتکوین مطرح می‌کنند که اغلب بر اساس داده‌های قدیمی و نادرست است.

خوشبختانه، بیتکوین در میان سیاستمداران نیز حامیان زیادی دارد، مانند سناتور سینتیا لومیس در ایالات متحده. این موضوع تعادل مهمی در برابر سخنان منفی ایجاد می‌کند.

استدلال علیه نرم‌افزارهای نگهداری شخصی [برای بیتکوین] تهدیدی برای حقوق مالکیت اساسی است که هسته اصلی آمریکایی بودن است. من برای حق شما در نگهداری کلیدهای خود و اجرای نود شخصی‌تان مبارزه خواهم کرد.
سینتیا لومیس

در ژانویه ۲۰۲۴، بیتکوین به یک نقطه عطف مهم نظارتی دست یافت. کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا مجوز داد تا صندوق‌های قابل معامله در بورس (ETF) بیتکوین را نگهداری کنند و به سرمایه‌گذاران خرد عرضه کنند. این ETFها موفقیت بزرگی داشته‌اند و در زمان نگارش این متن ده‌ها میلیارد دلار جذب کرده و گروه جدیدی از سرمایه‌گذاران را وارد بیتکوین کرده‌اند.

اتحادیه اروپا یک گام فراتر رفته و مقررات بازار دارایی‌های رمزارزی (MiCA) را تدوین کرده که تلاش دارد چارچوب و شفافیت نظارتی برای صنعت و سرمایه‌گذاران فراهم کند.

پس فعلاً نشانه‌ای از ممنوعیت در آمریکا یا اتحادیه اروپا دیده نمی‌شود.

۲.۵.۳ اگر بیتکوین قدرتمندتر شود، آیا دوباره درخواست‌هایی برای محدود کردن آن مطرح خواهد شد؟

تقریباً قطعاً همین‌طور است. هرچه بیتکوین بیشتر توسط بازارهای سنتی پذیرفته شود، ممکن است سرمایه‌های بزرگی را از سایر طبقات دارایی مانند سهام، اوراق قرضه، املاک و ارزهای فیات جذب کند.

اگر این اتفاق بیفتد، ممکن است سیاستمداران و نهادهای نظارتی را نگران کند. اما چه کاری می‌توانند انجام دهند؟

آیا یک دولت می‌تواند با موفقیت به شبکه بیتکوین حمله کند؟

یک حمله موفق به شبکه بیتکوین مستلزم آن است که مهاجم کنترل اکثریت قدرت استخراج شبکه (حمله موسوم به ۵۱٪) را به دست آورد و آن را حفظ کند. اگر موفق شود، مهاجم می‌تواند به طور نظری ورودی‌های جعلی (بلوک‌ها) به دفتر کل بیتکوین اضافه کند. این باعث سقوط ارزش شبکه می‌شود، زیرا مشخص خواهد شد که شبکه دیگر امن نیست.

بیتکوین بزرگ‌ترین شبکه رایانه‌ای جهان از نظر قدرت محاسباتی است و این قدرت از زمان ایجاد آن هر سال افزایش یافته است. بنابراین، به دست آوردن «کنترل ۵۱٪» شبکه احتمالاً ده‌ها میلیارد هزینه سخت‌افزار و انرژی دارد و این هزینه با رشد شبکه افزایش می‌یابد. این جدای از چالش‌های تهیه سخت‌افزار استخراج لازم برای انجام و حفظ حمله‌ای است که شبکه را مختل کند. ممکن است سال‌ها تولید سخت‌افزار موجود تقریباً به طور کامل توسط مهاجم خریداری شود، آن هم در بازاری که رقابت آزاد برای این تجهیزات وجود دارد. و در این مدت، شبکه موجود احتمالاً متوجه خواهد شد که یک بازیگر مخرب در حال ساخت این توانایی‌هاست و اقدامات مقابله‌ای انجام می‌دهد، مانند تغییر الگوریتم اثبات کار تا سخت‌افزار استخراج مهاجم بی‌استفاده شود.

مشکل دیگر مهاجم این است که چگونه پس از به دست آوردن کنترل، آن را حفظ کند. نرم‌افزار بیتکوین متن‌باز است و در هزاران نود در سراسر جهان توزیع شده که وظیفه‌شان تأیید شبکه است.

احتمالاً زمانی که مشخص شود شبکه تحت حمله است، توسعه‌دهندگان بیتکوین نرم‌افزار را «هاردفورک» می‌کنند تا دفتر کل از نقطه‌ای که ورودی‌های جعلی توسط مهاجم ایجاد شده جدا شود. اکثریت نودها نسخه جدید نرم‌افزار را اجرا می‌کنند و تلاش مهاجم نادیده گرفته می‌شود.

Andreas Antonopoulos - 51% Bitcoin Attack
توصیف طنزآمیزتری از آندریاس آنتونوپولوس درباره احتمال حمله ۵۱٪ توسط دولت‌ها.
آیا می‌توان نگهداری شخصی بیتکوین و تراکنش‌های همتا به همتا را ممنوع کرد؟

این نوع حمله به بیتکوین بیشتر در سطح دولت‌های منفرد محتمل است. برخی کشورها نگهداری بیتکوین به صورت شخصی و انجام تراکنش با آن را ممنوع کرده‌اند؛ چین و نیجریه دو نمونه هستند. اگرچه نیجریه اخیراً موضع خود را نرم‌تر کرده، استفاده همتا به همتای بیتکوین تقریباً تحت تأثیر ممنوعیت قرار نگرفت و همچنان رایج بود. باید انتظار داشته باشیم کشورهای بیشتری قوانین مشابهی وضع کنند، به ویژه جایی که دولت اقتدارگرا باشد یا ارز محلی بسیار ضعیف باشد.

آیا ممنوعیت نگهداری شخصی بیتکوین عملی است؟

برای نگهداری بیتکوین به صورت شخصی و انجام تراکنش با آن، یک کیف پول محلی باید یک جفت کلید عمومی/خصوصی را بشناسد. این‌ها صرفاً رشته‌هایی از متن هستند که به عددی تبدیل می‌شوند که برای رمزنگاری تراکنش استفاده می‌شود.

بنابراین، ممنوعیت دولتی نگهداری شخصی بیتکوین شبیه به جلوگیری از دانستن یک عدد توسط فرد و انتقال دانش آن عدد به دیگری است.

هیچ دموکراسی آزادی تا به حال چنین کاری نکرده است.

آیا برخی دولت‌ها باز هم تلاش خواهند کرد آن را ممنوع کنند؟

بله، و باید انتظار داشته باشیم که تلاش کنند. برخی دولت‌ها سعی خواهند کرد ممنوعیت را اجرا کنند، حتی اگر چندان عملی نباشد. جالب است که برخی کشورها دقیقاً برعکس عمل می‌کنند و بیتکوین را می‌پذیرند، مانند السالوادور، یا حداقل منتظر می‌مانند تا ببینند آیا می‌توانند با اجازه رشد بیتکوین در مرزهای خود، مزیت اقتصادی به دست آورند یا نه.

یک نمونه جالب، بررسی پیامدهای ممنوعیت استخراج بیتکوین در چین در سال ۲۰۲۱ است (به نمودار زیر مراجعه کنید). پس از افت شدید اولیه در نرخ هش کل شبکه (قدرت استخراج) به دلیل خروج ماینرها از چین، نرخ هش در ماه‌های بعد به طور قابل توجهی بهبود یافت زیرا فعالیت استخراج به مکان‌های دیگری مانند آمریکا منتقل شد.

از آنجا که احتمالاً برخی دولت‌ها از رونق بیتکوین سود خواهند برد، یک ممنوعیت جهانی و هماهنگ بین‌المللی بر بیتکوین بعید است.

همچنین باید انتظار داشته باشیم برخی کشورها قوانین بد و غیرقابل اجرای بیتکوین وضع کنند که بعداً لغو شوند، به ویژه اگر مشخص شود که اقتصاد محلی با حفظ چنین قانون سختگیرانه‌ای به شدت متضرر می‌شود.

قانون پرچم قرمز بریتانیا در اواخر قرن نوزدهم نمونه تاریخی یک قانون بیش از حد سختگیرانه است که بعداً لغو شد.

تا اواسط قرن نوزدهم، صنایع کالسکه و به ویژه لوکوموتیو با تهدید قریب‌الوقوع پتانسیل مخرب خودرو روبرو بودند. آن‌ها می‌ترسیدند که خودرو جایگزینشان شود.بنابراین، آن‌ها تلاش زیادی کردند تا دولت را متقاعد کنند قوانین سختگیرانه‌ای وضع کند و عملاً رشد این فناوری جدید را محدود کند.

قانون لوکوموتیو ۱۸۶۵ سرعت «وسایل نقلیه بدون اسب» را در شهرها به ۲ مایل در ساعت و در خارج از شهرها به ۴ مایل در ساعت محدود کرد. نکته مهم این بود که این قانون همچنین سه راننده برای هر وسیله نقلیه الزامی می‌کرد – دو نفر باید در وسیله نقلیه باشند و یک نفر جلوتر راه برود و پرچم قرمز حمل کند.

سرانجام این قانون در سال ۱۸۹۶ لغو شد، زمانی که قانون لوکوموتیو‌ها در بزرگراه‌ها پرچم را حذف کرد و محدودیت سرعت را به ۱۴ مایل در ساعت افزایش داد.

آیا دولت‌ها راه‌های خروج از سیستم پولی فعلی را خواهند بست؟

برخی دولت‌ها هم‌اکنون در حال محدود کردن راه‌های خروج از سیستم پولی فعلی به سمت بیتکوین هستند. در برخی کشورها مانند بریتانیا، برخی بانک‌های سنتی (تحت راهنمایی‌های نظارتی) میزان پول فیات قابل انتقال به صرافی‌های رمزارز را محدود می‌کنند.

ممکن است شاهد تلاش‌های بیشتری برای سوق دادن سرمایه‌گذاران بیتکوین به محصولات تحت نظارت باشیم، مانند ETF تازه مجاز شده در آمریکا. با رشد ارزش این محصولات، آن‌ها به یک «ظرف عسل» وسوسه‌انگیز برای دولت‌ها تبدیل می‌شوند تا برای تأمین هزینه‌های کسری بودجه آن‌ها را مصادره کنند. این می‌تواند به شکل «مالیات بر ثروت» برای تصاحب بخشی از سود سرمایه تحقق‌نیافته باشد. حتی بدتر، دولت‌ها ممکن است تلاش کنند کل ثروت ETFها را مصادره کنند اگر این کار برای «ثبات بازار» ضروری تشخیص داده شود. ممکن است به سرمایه‌گذاران با دارایی کم‌ارزش‌تری مانند اوراق خزانه جبران شود.

Executive Order 6102

مهم است توجه داشته باشیم حتی در آمریکا، جایی که حقوق مالکیت در قانون اساسی آن تضمین شده است، این کشور قبلاً پول سخت را از شهروندان خود مصادره کرده است. فرمان اجرایی ۶۱۰۲ که توسط رئیس‌جمهور فرانکلین دی. روزولت در ۵ آوریل ۱۹۳۳ امضا شد، به شهروندان کمتر از یک ماه فرصت داد تا «تمام سکه‌های طلا، شمش طلا و گواهی‌های طلای خود را به بانک فدرال رزرو تحویل دهند».

البته طلا یک کالای فیزیکی است، بنابراین تلاش برای خروج از کشور با طلای خود برای محافظت از ثروت در سال ۱۹۳۳ بسیار دشوار بود. همچنین، بیشتر طلاها قبلاً در خزانه‌های بانک‌ها نگهداری می‌شد، بنابراین دولت کاملاً از محل نگهداری آن‌ها آگاه بود.

این اتفاق تأسف‌بار باید یادآور این باشد که نگهداری بیتکوین به صورت خودامانی بهترین راه برای محافظت از آن در برابر مصادره است. چون بیتکوین یک شیء فیزیکی نیست، مصادره آن بسیار دشوارتر است. اگر بیتکوین را در یک کیف پول محلی نگهداری کنید، در واقع فقط جفت کلید عمومی/خصوصی را نگه می‌دارید؛ یعنی اعداد. این کلیدها را می‌توان با استفاده از «عبارات بازیابی» انگلیسی بازتولید کرد. یک دارنده بیتکوین می‌تواند تمام کیف پول‌های خود را که کلید خصوصی دارند نابود کند و فقط با ۱۲ کلمه حفظ‌شده، در یک کشور دوستدار بیتکوین کیف پول جدید بسازد.

۲.۵.۴ انتظار سرکوب‌های بیشتر را داشته باشید

در نتیجه، باید انتظار داشته باشیم برخی دولت‌ها یا استفاده از بیتکوین را در مرزهای خود بیشتر محدود کنند یا به طور کامل ممنوع کنند.

با افزایش سطح بدهی دولت‌ها و ادامه کاهش ارزش پول فیات، مزایای بیتکوین به عنوان «راه خروج از سیستم» برای شهروندان و شرکت‌ها جذاب‌تر خواهد شد. این موضوع احتمال واکنش تدافعی دولت‌ها را افزایش می‌دهد. کنترل سرمایه چیز جدیدی نیست و نمونه‌های متعددی وجود دارد که این سازوکار در کشورهایی که بدهی دولت بیش از حد است برای تورم‌زایی استفاده شده است.

حتی ممکن است سیاستمداران و عوامل آن‌ها در رسانه‌های جریان اصلی، بیتکوین را مقصر بحران ارزی بدانند. در حالی که این شبیه مقصر دانستن قایق نجات برای غرق شدن کشتی است، دولت‌ها برای جلوگیری از خروج شهروندان با ثروت‌شان از سیستم، به طور فزاینده‌ای ناامید خواهند شد و عملاً آن‌ها را در طبقه پایین کشتی حبس می‌کنند تا همراه کشتی غرق شوند.

البته مقصر دانستن بیتکوین برای ایجاد بحران ارز فیات مضحک است. در نهایت، بیتکوین صرفاً ریاضیات قابل اثبات و نرم‌افزار متن‌باز است. اگر همین کافی باشد تا «سیستم را از بین ببرد»، نشان می‌دهد که سیستم از ابتدا بسیار شکننده بوده است.

همچنین مهم است توجه داشته باشیم که بیتکوین زمانی که مورد حمله قرار می‌گیرد قوی‌تر می‌شود. زیرا این حملات باعث می‌شود افسانه‌هایی که مخالفان درباره آسیب‌پذیری بیتکوین می‌سازند، از بین برود. بنابراین نه تنها باید انتظار داشته باشیم دولت‌ها بیتکوین را بیش از حد تنظیم کنند، بلکه باید از این موضوع استقبال کنیم.

دولت‌ها احتمالاً با تلاش برای تضعیف بیتکوین و مشاهده نتایج حمله به شبکه، درباره ضدشکنندگی بیتکوین خواهند آموخت. احتمالاً خواهند دید که در بیتکوین، بیش از هر طبقه دارایی دیگری در تاریخ، سرمایه به کشورهایی جریان می‌یابد که با آن بهترین رفتار را دارند. بنابراین، با رشد شبکه بیتکوین، باید آشکارتر شود که کشورهایی که آن را می‌پذیرند، نه آن‌هایی که با آن می‌جنگند، احتمال بیشتری دارد که برنده شوند.

یادداشت‌ها
  1. سایت DailyHodl.com در ۸ ژوئیه ۲۰۲۳ گزارش داد که JPMorgan Chase بابت تخلفات بانکی، اوراق بهادار و سایر موارد، ۳۸٬۹۹۵٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار جریمه پرداخت کرده است، همزمان با آغاز اجرای جدید SEC.https://dailyhodl.com/2023/07/08/jpmorgan-chase-has-paid-38995000000-in-fines-for-banking-securities-and-additional-violations-after-sec-enforcement-action/
  2. در سال ۲۰۱۵، مدرس بیتکوین آندریاس آنتونوپولوس به پرسشی درباره اینکه آیا یک دولت بزرگ توانایی حمله به شبکه بیتکوین را دارد و آیا چنین حمله‌ای می‌تواند بلاکچین بیتکوین را مختل کند، پاسخ می‌دهد.https://www.youtube.com/watch?v=ncPyMUfNyVM

2.6 هزاران سکه‌ی دیگر وجود دارد

صرفاً به این دلیل که یک توکن در بلاکچین «کوین» نامیده می‌شود، به این معنا نیست که هدف آن پول است یا اینکه ویژگی‌های لازم برای پول بودن را دارد.

کمیابی در برابر کمیابی معتبر

از میان تمام ویژگی‌های بنیادی پول، مهم‌ترین ویژگی کمیابی است؛ بنابراین کمی عمیق‌تر به این ویژگی می‌پردازیم.

بسیاری از کوین‌ها ادعا می‌کنند که کمیاب هستند یا برنامه عرضه ثابتی دارند. با این حال، باید بپرسیم که آیا این ادعاها معتبر هستند یا خیر.

اعتبار از نتایج به دست می‌آید. هر چیز دیگری فقط بازاریابی است.
ریچی نورتون

اعتبار را نمی‌توان ادعا کرد، بلکه باید آن را به دست آورد. بیشتر کوین‌ها فاقد کمیابی معتبر هستند. گذر زمان و ثبات در طول زمان، پیش‌نیازهای لازم برای کسب اعتبار هر برنامه عرضه‌ای هستند. سه راه که ادعای کمیابی ممکن است معتبر نباشد:

  • زمان کافی برای کسب اعتبار نگذشته است؛ کوین خیلی جدید است
  • برنامه عرضه تاکنون چندین بار تغییر کرده است
  • یک گروه قابل شناسایی از افراد وجود دارد که قدرت ایجاد تغییرات را دارند

از آنجا که اعتبار باید به دست آید، ایجاد یک کوین جدید و ادعای کمیاب بودن آن کافی نیست تا واقعاً چنین باشد. باید زمان بگذرد و در این مدت ثبات نشان داده شود تا اعتبار به دست آید.

شواهدی از تغییرات تاریخی در برنامه عرضه، شواهد تجربی برای تضعیف اعتبار فراهم می‌کند. برای مثال، بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۱ قوانین عرضه اتریوم ۵ بار تغییر کرد (منبع: Galaxy Digital Research) و دو بار دیگر بین ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴.

جامعه پویای اتریوم که توسط بنیاد اتریوم هدایت می‌شود، تاکنون چندین هارد فورک ایجاد کرده که سیاست پولی آن را تغییر داده و برنامه‌هایی برای انجام دوباره این کار دارد.
Fidelity Digital Assets

حتی اگر سابقه‌ای از تغییرات در عرضه وجود نداشته باشد، اگر کوین توسط یک شرکت، بنیاد یا گروهی کنترل شود که می‌توانند اراده خود را اعمال کنند، آن کوین نیز فاقد کمیابی معتبر است.

اگرچه مکانیزمی برای تغییر کمیابی بیت‌کوین وجود دارد، اما این مکانیزم تحت کنترل هیچ گروه قابل شناسایی یا هدف‌گیری نیست؛ بیت‌کوین نسبت به هر کوین دیگری غیرمتمرکزتر است و اعتبار کمیابی با میزان غیرمتمرکز بودن رابطه مستقیم دارد.

در صورت توافق کاربران برای افزایش عرضه یا تغییر برنامه آن، زیان اقتصادی برای کاربران وجود خواهد داشت. هیچ سابقه‌ای از تغییر در عرضه بیت‌کوین وجود ندارد. هم سابقه و هم منطق اقتصادی احتمال هرگونه تغییر را بسیار پایین می‌آورد.

اعتبار کمیابی لزوماً یک قضاوت احتمالاتی است، زیرا به آینده مربوط می‌شود که نامشخص است. بنابراین، غیرممکن است که چیزی کمیابی کاملاً معتبر داشته باشد.

پس می‌توان گفت که بیت‌کوین معتبرترین کمیابی را در میان تمام راه‌حل‌های پولی کشف یا اختراع‌شده دارد و هیچ چیزی نمی‌تواند در آینده‌ای که ذاتاً نامطمئن است، به اعتبار صددرصدی برسد.

یک بیت‌کوین جدید؟

آیا ظهور یک کوین نظری دیگر که واقعاً ویژگی‌های لازم برای پول بودن، به‌ویژه کمیابی را نشان دهد، می‌تواند اعتبار برنامه عرضه خود را به دست آورد و در نتیجه ادعای کمیابی بیت‌کوین را به چالش بکشد؟

پول به سمت یکی شدن میل دارد. این حقیقت دارد و با منطق آن را ثابت می‌کنم.
آرمان پارمان

از آنجا که پول به سمت یکی شدن میل دارد، هر کوین نظری جدید یا جایگزین بیت‌کوین می‌شود یا نمی‌شود؛ بنابراین کمیابی بیت‌کوین را به چالش نمی‌کشد.

اثر شبکه‌ای ویژگی یک شرکت یا سیستم است که هرچه افراد بیشتری از شبکه استفاده کنند، ارزش شبکه برای هر کاربر به طور تصاعدی افزایش می‌یابد. این یکی از قوی‌ترین خندق‌های اقتصادی است که یک سیستم می‌تواند در برابر رقبا داشته باشد.
لین آلدن

از آنجا که بیت‌کوین تمام ویژگی‌های بنیادی پول را نشان می‌دهد و My First Bitcoin اثر شبکه‌ای بزرگی به دست آورده است، هر رقیب جدید باید ویژگی‌های پول را به مراتب بهتر برآورده کند تا بتواند بیت‌کوین را کنار بزند. علاوه بر این، باید این کار را از نقطه‌ای شروع کند که یک دهه یا بیشتر زمان برای کسب اعتبار برنامه عرضه خود از دست داده است.

عرضه ثابت

کوینی با عرضه ثابت، مانند بیت‌کوین، همچنین کمیابی مطلق را نشان می‌دهد. اگرچه این ویژگی برای پول پایه بسیار مفید است، اما ممکن است برای کاربردهایی با هدفی غیر از پول مفید نباشد. برای مثال، توکن‌هایی که برای خرید محاسبات استفاده می‌شوند، ممکن است در برخی شرایط اگر عرضه آن‌ها با تقاضا قابل تنظیم باشد، نقش خود را بهتر ایفا کنند.

جمع‌بندی

تقریباً تمام کوین‌های دیگر فاقد کمیابی معتبر هستند و بنابراین نمی‌توانند به طور مؤثر با My First Bitcoin به عنوان پول رقابت کنند. ادعای اینکه وجود کوین‌های دیگر به نوعی کمیابی بیت‌کوین را تضعیف می‌کند، اشتباه در دسته‌بندی است؛ مثل این است که سیب را گلابی حساب کنیم. عرضه ثابت ویژگی بسیار مفیدی برای پول پایه است، اما ممکن است برای کاربردهای دیگر ایده‌آل نباشد.

2.7 بیت‌کوین واقعاً غیرمتمرکز نیست

پیچیدگی دنیای کریپتو ناشی از تلاش برای غیرمتمرکزسازی است—با توزیع قدرت و حاکمیت در سیستم، به طور نظری دیگر نیازی به واسطه‌های مورد اعتماد مانند مؤسسات مالی وجود ندارد. این ایده اولیه در وایت‌پیپر بیت‌کوین مطرح شد که راه‌حلی رمزنگاری‌شده ارائه داد تا پرداخت‌ها بدون دخالت هیچ مؤسسه مالی یا واسطه مورد اعتماد دیگری انجام شود. با این حال، بیت‌کوین خیلی سریع متمرکز شد و اکنون برای عملکرد خود به گروه کوچکی از توسعه‌دهندگان نرم‌افزار و استخرهای استخراج وابسته است.
صندوق بین‌المللی پول

همانطور که نقل‌قول بالا از یکی از پست‌های نسبتاً جدید صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد، صنعت مالی جریان اصلی همچنان ادعا می‌کند که بیت‌کوین غیرمتمرکز نیست و همچنین بیت‌کوین را با سایر دارایی‌های رمزنگاری‌شده اشتباه می‌گیرد.

مقدمه
Trilemma

غیرمتمرکز بودن یکی از جنبه‌های حیاتی بیت‌کوین است. توانایی حفظ قوانین پروتکل مانند کمیابی و توزیع بدون وجود یک مرجع مرکزی تضمین می‌کند که بیت‌کوین می‌تواند به عنوان پول بدون نیاز به اجازه برای یک جامعه جهانی عمل کند.

همانطور که ساتوشی در مکاتبات آنلاین خود اشاره کرد، سرویس‌های غیرمتمرکزی مانند بیت‌تورنت در برابر سرکوب‌های دولتی «خودشان را حفظ کرده‌اند»، در مقایسه با سرویس‌هایی که مالک(ان) مشخص و سرورهای متمرکز دارند. او به وضوح نگران خطر احتمالی تعطیل شدن یا آسیب دیدن بیت‌کوین توسط دولت‌ها یا منافع دیگر بود.

در این زمینه، ما به غیرمتمرکز بودن موارد زیر علاقه‌مندیم:

  • توسعه و مدیریت کدی که پروتکل را اجرا می‌کند؛ چه کسی اجازه دارد قوانین را تغییر دهد؟
  • عملکرد استخراج که بلاک‌های جدید را مطابق با قوانین ایجاد می‌کند و از دوبار خرج شدن جلوگیری می‌کند
  • نودهایی که تراکنش‌ها را از نظر اعتبار بررسی می‌کنند و یک نسخه از بلاک‌چین را نگه می‌دارند
توسعه‌دهندگان

بیت‌کوین یک پروتکل متن‌باز است که هر کسی آزاد است آن را مشاهده، دانلود، کپی یا پیشنهاد تغییر دهد. این کد در یک مخزن گیت‌هاب در دسترس است و کد منبع آن در ابتدا در سال ۲۰۰۹ توسط ساتوشی ناکاموتو منتشر شد. هر کسی می‌تواند کد را دانلود کند و یک نود اجرا کند که اکثر آن‌ها از نرم‌افزار اصلی بیت‌کوین کور استفاده می‌کنند که با گذشت زمان به‌روزرسانی شده است.

How Does an idea Make Its Way Into Bitcoin Core?
منبع: https://river.com/learn/what-is-bitcoin-core/

توسعه بیت‌کوین کور از بهترین شیوه‌های توسعه متن‌باز پیروی می‌کند. در هر زمان، می‌تواند هر تعداد توسعه‌دهنده مشغول نوشتن یا بازبینی تغییرات کد باشند. آن‌ها باید به نگرانی‌های اپراتورهای نود و ماینرها و همچنین کاربران گوش دهند قبل از اینکه هر تغییر مهمی در کد ایجاد شود، که همانطور که در نمودار جریان بالا نشان داده شده، بازبینی و تأیید خواهد شد تا وارد کد شود.

قوانین بیت‌کوین سپس در این نرم‌افزار بیت‌کوین کور کدگذاری می‌شوند که روی هر نود اجرا می‌شود. هر کسی می‌تواند پیشنهاد تغییر قوانین را بدهد – قوانین، کد هستند، اما آن‌ها فقطصرفاًکد نیستند، بلکهکد مورد توافقهستند. اگر به صورت یک‌جانبه تغییر کنند، کد جدید دیگر بخشی از اجماع نیست و دیگر بخشی از بیت‌کوین محسوب نمی‌شود. تغییر چیزی در بیت‌کوین و باقی ماندن در اجماع کار دشواری است. تغییرات پیشنهادی به کد در یکی از سه دسته زیر قرار می‌گیرند:

  • در چارچوب قوانین موجود: به‌روزرسانی‌های جزئی مانند اصلاح غلط‌های املایی، رابط کاربری بهتر یا مدیریت داده‌ها ممکن است در این دسته قرار بگیرند و نسبتاً به راحتی تأیید می‌شوند.
  • افزودن یک قانون جدید که محدودیت‌هایی به قوانین اضافه می‌کند – مانند کاهش اندازه بلاک. به این نوع تغییر «سافت فورک» گفته می‌شود. نودهایی که تصمیم می‌گیرند این تغییر کد را اجرا نکنند و روی نسخه قدیمی بمانند، همچنان می‌توانند در شبکه شرکت کنند.
  • افزودن یک قانون جدید که قوانین فعلی را می‌شکند، مثلاً افزایش اندازه بلاک. نودهایی که به کد جدید ارتقا ندهند، بلاک ایجاد شده با اندازه بزرگ‌تر را نامعتبر می‌دانند. به این نوع تغییر «هارد فورک» گفته می‌شود و باعث تقسیم زنجیره بین نودهای اجراکننده کد اصلی و کد جدید می‌شود و یک کوین جدید ایجاد می‌کند. این اتفاق قبلاً رخ داده اما هیچ‌گاه موفقیت بلندمدتی برای کوین جدید به همراه نداشته، زیرا اکثریت نودها تصمیم گرفتند به کد اصلی پایبند بمانند.

بنابراین، هیچ فرد یا گروهی نمی‌تواند به صورت یک‌جانبه کد بیت‌کوین را بدون جلب توافق اجماعی تغییر دهد، وگرنه با خطر تقسیم زنجیره و ایجاد کوین جدید با مجموعه قوانین متفاوت روبرو می‌شود.

استخراج

عملکرد استخراج تراکنش‌ها را مانند هر نود دیگری در شبکه اعتبارسنجی می‌کند، اما سپس انرژی لازم را صرف می‌کند تا یک بلاک جدید ایجاد کند که با قوانین اجماع در کد مطابقت دارد. موفقیت در این کار به ماینر اجازه می‌دهد پاداش‌هایی به شکل کارمزد تراکنش‌ها و پاداش بیت‌کوین (در زمان نگارش ۳.۱۲۵ کوین به ازای هر بلاک) دریافت کند.

استخراج معمولاً توسط «استخرهای استخراج» انجام می‌شود که افراد قدرت استخراج یا هش‌ریت خود را با هم ترکیب می‌کنند تا شانس موفقیت در استخراج یک بلاک و تقسیم پاداش‌ها را افزایش دهند. این خطر وجود دارد که یک یا چند استخر استخراج با هم ترکیب شوند و به سلطه ۵۱٪ در استخراج برسند و عملاً پروتکل اعتبارسنجی شبکه را به نفع خود برای دوبار خرج کردن کوین‌ها دور بزنند. این کار به منابع عظیمی نیاز دارد و هزینه زیادی دارد، و ماینرهای منفرد به راحتی می‌توانند هر زمان به استخر دیگری منتقل شوند. چنین حمله‌ای احتمالاً باعث سقوط ارزش بیت‌کوین نیز می‌شود، زیرا مشخص می‌شود که یکپارچگی شبکه به خطر افتاده است. بنابراین مهاجم باید هر بیت‌کوینی که به دست می‌آورد را سریعاً به پول نقد تبدیل کند قبل از اینکه ارزش آن کاهش یابد. این موضوع حمله را برای مدت طولانی دشوارتر می‌کند و در نتیجه برای ماینر یا اپراتور استخر سودآورتر است که به قوانین پایبند باشد و سعی کند بلاک‌های معتبر استخراج کند.

توزیع جغرافیایی عملکرد استخراج نیز اهمیت دارد تا مثلاً دولت‌ها نتوانند ظرفیت استخراج را در اختیار بگیرند یا آن را تعطیل کنند. برای مثال، ممنوعیت اخیر استخراج توسط چین نشان داد که بیت‌کوین توانایی سازگاری و بقا در برابر چنین مداخلات دولتی را دارد و به سرعت از کاهش هش‌ریت ناشی از آن بازیابی شد.

نودها

برخلاف استخراج که برای رقابت مؤثر در مسابقه استخراج بلاک‌های جدید به سرمایه‌گذاری مالی قابل توجهی نیاز دارد، یا توسعه کد که به تخصص برنامه‌نویسی نیاز دارد، اجرای یک نود کاری است که هر کسی که علاقه‌مند به کمک به حفظ غیرمتمرکز بودن بیت‌کوین باشد می‌تواند انجام دهد.

نودها نرم‌افزار بیت‌کوین کور را اجرا می‌کنند و قوانینی که در کد وجود دارد را اعمال می‌کنند تا اطمینان حاصل شود که ماینرها تقلب نمی‌کنند، مثلاً با اختصاص پاداش بلاک بیشتر از حد مجاز به خودشان. آن‌ها همچنین سقف عرضه ۲۱ میلیون را enforce می‌کنند که برای حفظ کمیابی بیت‌کوین حیاتی است. برای اینکه یک دولت یا عامل مخرب بیت‌کوین را متوقف کند، باید هر نسخه از بلاک‌چین را که در حال حاضر روی هزاران نود در سراسر جهان اجرا می‌شود، نابود کند که این کار تقریباً غیرممکن است.

افراد

یکی دیگر از جنبه‌های بالقوه تمرکزگرایی، افراد هستند. هر «آلت‌کوین» دیگری یک چهره شاخص دارد—کسی که ممکن است تحت فشار قرار گیرد تا به نفع تغییراتی که به سود بیت‌کوین نیست، تبلیغ کند. ساتوشی ناکاموتو به اندازه کافی باقی ماند تا اطمینان حاصل کند بیت‌کوین در مسیر موفقیت قرار گرفته و سپس برای همیشه ناپدید شد و آن را به دست دیگران سپرد تا نرم‌افزار را بهبود و تطبیق دهند.

دارندگان مقادیر زیادی بیت‌کوین چه می‌شوند؟ سرمایه‌گذاران اولیه که کوین‌های خود را نگه داشته‌اند و آن‌ها را از دست نداده‌اند، اکنون بسیار ثروتمند هستند. مهم است توجه داشته باشیم که این موضوع ممکن است درست باشد، اما این به آن‌ها هیچ نفوذ بیشتری در سیستم نسبت به دیگران نمی‌دهد، برخلاف کوین‌های «اثبات سهام» که در آن‌ها پذیرندگان اولیه که در آن کوین ثروتمند هستند، در تصمیم‌گیری و توزیع کوین‌های آینده مزیت دارند. این موضوع منجر به تمرکزگرایی در طول زمان شده یا خواهد شد.

جمع‌بندی

تهدیدات بالقوه‌ای که غیرمتمرکزسازی می‌تواند سعی در کاهش آن‌ها داشته باشد چیست؟

  • تعطیل کردن یا ممنوعیت بیت‌کوین توسط دولت
  • تغییرات ناخواسته در کد که به نفع یک گروه خاص در بیت‌کوین باشد، مثلاً افزایش پاداش بلاک
  • وادار کردن پروتکل توسط دولت یا عوامل مخرب برای تأثیرگذاری بر جهت‌گیری پروتکل
  • امکان تسلط یک استخر ماینینگ بر شبکه و «دوبار خرج کردن» بیت‌کوین – حمله ۵۱٪

همانطور که می‌بینیم، ترکیب نودها، توسعه‌دهندگان کد و ماینرها، همچنین استفاده از مکانیزم «اثبات کار»، بیت‌کوین را به اندازه کافی غیرمتمرکز می‌کند که این تهدیدات بالقوه نگرانی جدی محسوب نشوند. جامعه باید همچنان وضعیت را زیر نظر داشته باشد تا این وضعیت حفظ شود.

2.8 بیت‌کوین به طور گسترده مورد استفاده قرار نمی‌گیرد، پس آیا پول است؟

ارجاع به بیت‌کوین یا سایر رمزارزها به عنوان «ارز» اشتباه است. آن‌ها واحد حساب نیستند: عملاً هیچ چیزی با آن‌ها قیمت‌گذاری نمی‌شود... بیت‌کوین‌ها به ندرت توسط شرکت‌های معتبر به عنوان پرداخت برای کالاها و خدمات استفاده می‌شوند.
نوریل روبینی

۲.۸.۰ مقدمه

یکی از انتقاداتی که اغلب به بیت‌کوین وارد می‌شود این است که به طور گسترده‌ای به عنوان وسیله پرداخت در اقتصاد عمومی پذیرفته نشده است. این انتقاد گاهی به این صورت مطرح می‌شود که «اگر بیت‌کوین داشته باشم، نمی‌توانم آن را جایی خرج کنم». در تقریباً تمام اقتصادها، واقعاً درست است که تعداد ارائه‌دهندگان کالا و خدمات که بیت‌کوین را به راحتی به عنوان وسیله پرداخت می‌پذیرند، نسبتاً کم است.

پس اگر نمی‌توانم با بیت‌کوین در فروشگاه محلی‌ام قهوه بخرم، آیا این به این معناست که بیت‌کوین به عنوان پول شکست خورده است؟

هنگام بررسی این سؤال، مهم است که یک قدم به عقب برداریم و به سه کارکرد اصلی پول فکر کنیم. این‌ها عبارتند از:

  1. یک ذخیره ارزش قابل اعتماد در طول زمان
  2. یک واسطه قابل قبول برای مبادله ارزش در قبال کالاها و خدمات
  3. یک واحد حساب شناخته‌شده که کالاها و خدمات بتوانند با آن قیمت‌گذاری شوند

در طول هزاران سال، مواد بسیاری (از مهره‌های شیشه‌ای، تا صدف‌ها، تا فلزات گران‌بها) به عنوان پول استفاده شده‌اند، زیرا تا حدی کارکردهای بالا را برای استفاده‌کنندگان خود برآورده می‌کردند.

اما آیا هر سه کارکرد به طور همزمان ظاهر شدند؟ آیا باید یک کارکرد قبل از دیگری برآورده شود تا دیگری توسعه یابد؟

۲.۸.۱ آیا «واسطه مبادله» کارکرد اصلی پول است؟

انتقاد «نمی‌توانم با بیت‌کوین در فروشگاه محلی‌ام قهوه بخرم» این فرض را دارد که واسطه مبادله، کارکرد اصلی پول است. این برای بسیاری منطقی به نظر می‌رسد، چون در نهایت، چه فایده‌ای دارد اگر پولی داشته باشیم که تعداد نسبتاً کمی از کسب‌وکارها آن را به عنوان پرداخت برای کالاها و خدمات بپذیرند؟

با این حال، منطقی است که انتظار داشته باشیم یک جامعه باید اطمینان داشته باشد که یک پول خاص قدرت خرید خود را در طول زمان حفظ می‌کند تا قبل از اینکه مردم احساس راحتی کنند که آن را به عنوان وسیله پرداخت بپذیرند.

اگر این درست باشد، نشان می‌دهد که سه کارکرد اصلی یک پول خاص به طور همزمان ظاهر نمی‌شوند، بلکه در طول زمان توسعه می‌یابند. همچنین نشان می‌دهد که «پول‌شدن» یک فرایند پذیرش برای یک کالای پولی است که تکامل می‌یابد، درست مانند پذیرش فناوری‌های جدید و نوآورانه.

در مقاله مهم خود، The Bullish Case for Bitcoin، ویجای بویاپاتی به تفصیل توضیح می‌دهد که پول همیشه به صورت مرحله‌ای تکامل یافته و چرا نباید انتظار داشته باشیم که بیت‌کوین متفاوت باشد. او استدلال می‌کند که برای اینکه یک پول به عنوان واسطه مبادله پذیرفته شود، ابتدا باید به عنوان ذخیره ارزش مورد اعتماد قرار گیرد.

در اقتصاد پولی مدرن، وسواس زیادی نسبت به نقش واسطه مبادله پول وجود دارد. در قرن بیستم، دولت‌ها انتشار پول را در انحصار خود گرفتند و به طور مداوم استفاده از آن را به عنوان ذخیره ارزش تضعیف کردند و این باور غلط را ایجاد کردند که پول عمدتاً به عنوان واسطه مبادله تعریف می‌شود. بسیاری بیت‌کوین را به عنوان پول نامناسبی نقد کرده‌اند، زیرا قیمت آن برای اینکه به عنوان واسطه مبادله مناسب باشد، بیش از حد نوسان داشته است. اما این موضوع ترتیب را برعکس می‌کند. پول همیشه به صورت مرحله‌ای تکامل یافته است، به طوری که نقش ذخیره ارزش قبل از نقش واسطه مبادله می‌آید.
ویجای بویاپاتی

۲.۸.۲ فرایند پول‌شدن

  1. ذخیره ارزش
  2. واسطه مبادله
  3. واحد حساب

هنگام بررسی فرایند پول‌شدن بالا، باید انتظار داشته باشیم که بیت‌کوین ابتدا باید به عنوان ذخیره ارزش مورد اعتماد گسترده قرار گیرد. این موضوع همچنین با سخنان ساتوشی ناکاموتو در پست انجمن خود در ۱۱ فوریه ۲۰۰۹ که وایت‌پیپر بیت‌کوین را معرفی کرد، سازگار است.

مشکل اصلی ارزهای متعارف، تمام اعتمادی است که برای کارکرد آن‌ها لازم است. باید به بانک مرکزی اعتماد کرد که ارزش پول را کاهش ندهد، اما تاریخ ارزهای فیات پر از نقض این اعتماد است.
ساتوشی ناکاموتو

با اشاره خاص به مشکل کاهش ارزش پول توسط بانک‌های مرکزی، ساتوشی اشاره می‌کند که مشکل اعتماد در پول فیات در نهایت از ناتوانی آن در ایفای نقش ذخیره ارزش بلندمدت ناشی می‌شود. به عبارت دیگر، اگر بخواهیم مشکل اعتماد در پول فیات را به طور کامل حل کنیم، یک سیستم جایگزین موفق ابتدا باید به عنوان ذخیره ارزش در طول زمان و مکان مورد اعتماد قرار گیرد.

در امور مالی سنتی نیز به خوبی درک شده است که پول متعارف مشکل اعتماد به عنوان ذخیره ارزش دارد. دقیقاً همین کاهش قدرت خرید پول است که پس‌انداز در پول فیات را در بلندمدت به انتخابی ضعیف تبدیل می‌کند. این موضوع به گسترش چشمگیر صنعت مدیریت ثروت در ۴۰ سال گذشته کمک کرده است، زیرا مردم برای حفظ و افزایش قدرت خرید خود و مقابله با چالش‌های کاهش ارزش ارز فیات، به مدیران حرفه‌ای پول روی آورده‌اند.

کشور ما، و هر دموکراسی که تا به حال وجود داشته، در طول زمان ارزش پول خود را کاهش داده است... در بلندمدت، ۱۰۰٬۰۰۰ تومان امروز در بانک، در ۱۷ سال آینده ۵۰٬۰۰۰ تومان ارزش خواهد داشت... و این اتفاق تضمین‌شده است.
ران بارون
پس بیت‌کوین اکنون در کجای فرایند پول‌شدن قرار دارد؟

در زمان نگارش این متن، شبکه بیت‌کوین بیش از ۱۵ سال است که فعال است و تعداد آدرس‌های کیف پولی که بیش از ۱ دلار در خود دارند، تقریباً به ۵۰ میلیون رسیده است. مشخص نیست این تعداد دقیقاً معادل چند کاربر است، زیرا یک کاربر می‌تواند چندین آدرس داشته باشد و یک آدرس (که توسط صرافی‌ها یا صندوق‌ها نگهداری می‌شود) می‌تواند وجوه چندین کاربر را در خود داشته باشد. با این حال، برخی مطالعات نشان می‌دهند که تعداد دارندگان بیت‌کوین بیش از ۱۰۰ میلیوننفر است.

در ژانویه ۲۰۲۴، صندوق‌های قابل معامله در بورس بیت‌کوین (ETF) راه‌اندازی شدند. خریداران این صندوق‌ها سرمایه‌های خود را در آدرس‌های کیف پول مشترک که توسط متولی تعیین‌شده نگهداری می‌شود، تجمیع می‌کنند. بنابراین، با رشد دارایی‌های تحت مدیریت ETFهای بیت‌کوین، منطقی است انتظار داشته باشیم تعداد افرادی که در معرض مالی بیت‌کوین قرار می‌گیرند، به طور قابل توجهی افزایش یابد، بدون اینکه افزایش متناظری در تعداد آدرس‌های کیف پول رخ دهد.

در حال حاضر، نسبت دارندگان بیت‌کوین نسبت به جمعیت جهانی کم است. با این حال، این تعداد به طور قابل توجهی در حال افزایش است و با افزایش تعداد دارندگان بیت‌کوین، منطقی است انتظار داشته باشیم قیمت بیت‌کوین بر حسب فیات افزایش یابد، با توجه به ماهیت عرضه ثابت این دارایی.

از زمان پیدایش در سال ۲۰۰۹، بیت‌کوین همواره در وضعیت «کشف قیمت» بوده است، زیرا تعداد دارندگان افزایش یافته و سرمایه بیشتری به شبکه اختصاص یافته است. از سال ۲۰۰۹، ارزش شبکه از صفر به بیش از ۱ تریلیون دلار رسیده است. با این حال، با وجود این رشد چشمگیر، به نظر می‌رسد اکثر دارندگان تمایلی به فروش یا معامله بیت‌کوین خود ندارند.

با تحلیل دفترکل بیت‌کوین، می‌توان نشان داد که بیش از ۷۰٪ از کل عرضه بیت‌کوین توسط دارندگان بلندمدتنگهداری می‌شود. بنابراین، به نظر می‌رسد اکثریت دارندگان ترجیح می‌دهند بیت‌کوین خود را نگه دارند و نه بفروشند و نه خرج کنند. با توجه به افزایش چشمگیر قدرت خرید بیت‌کوین از زمان راه‌اندازی، منطقی است فرض کنیم که اکثر دارندگان انتظار دارند بیت‌کوین ارزشمندتر شود و این موضوع بر تصمیم آن‌ها برای نگهداری و خرج نکردن تأثیر گذاشته است.

روز پیتزای بیت‌کوین

هر سال در ۲۲ مه، جامعه بیت‌کوین از برنامه‌نویس اهل فلوریدا لازلو هانیچ تقدیر می‌کند که اولین کسی بود که گزارش شده با بیت‌کوین کالای فیزیکی خریداری کرد. در ۱۸ مه ۲۰۱۰، هانیچ در انجمن Bitcointalk.org اعلام کرد که به دنبال پیتزا است و حاضر است با بیت‌کوین پرداخت کند. او ۱۰٬۰۰۰ بیت‌کوین به هر کسی که حاضر به انجام معامله باشد پیشنهاد داد. او چند روز صبر کرد تا اینکه دانشجوی ۱۹ ساله‌ای به نام امیر، دو پیتزای بزرگ فرستاد. لازلو طبق وعده، ۱۰٬۰۰۰ بیت‌کوین برای امیر فرستاد که در زمان نگارش این متن، بیش از ۶۸۰ میلیون دلار ارزش دارد.

لازلو هانیچ در مصاحبه‌های بعدی گفته است که بابت این معامله هیچ پشیمانی ندارد. در واقع، روز پیتزای بیت‌کوین به ما این درس ارزشمند را می‌دهد که ممکن است هزینه فرصت قابل توجهی در استفاده از بیت‌کوین به عنوان واسطه مبادله برای کالاهای واقعی وجود داشته باشد، قبل از اینکه بیت‌کوین ابتدا به عنوان ذخیره ارزش پایدار تثبیت شود.

۲.۸.۳ قانون گرشام

ترجیح دارندگان بیت‌کوین برای نگهداری به جای خرج کردن بیت‌کوین را می‌توان با توجه به قانون گرشام نیز بررسی کرد.

قانون گرشام یک اصل پولی است که می‌گوید «پول بد، پول خوب را از گردش خارج می‌کند.» این اصل نام خود را از توماس گرشام، سرمایه‌دار انگلیسی گرفته است که در اواسط دهه ۱۵۰۰ به ملکه الیزابت اول توصیه کرد ارزش فلزات گران‌بها در سکه‌های ضرب‌شده را کاهش ندهد تا پول بیشتر بی‌ارزش نشود.

قانون گرشام این مفهوم است که پول خوب (پولی که ذخیره ارزش پایدار است) توسط پول بد (پولی که ذخیره ارزش ضعیفی دارد) از گردش خارج می‌شود.

پول بد معمولاً ارزش بلندمدت کمتری نسبت به ارزش اسمی خود دارد، در حالی که پول خوب ارزی است که باور بر این است که پتانسیل بیشتری برای رسیدن به ارزشی بالاتر از ارزش اسمی خود دارد. منطقی است که مردم ترجیح می‌دهند معاملات خود را با پول بد انجام دهند و پول خوب را نگه دارند، زیرا انتظار می‌رود پول خوب در طول زمان قدرت خرید بیشتری پیدا کند.

تمایل دارندگان بیت‌کوین به خرج نکردن بیت‌کوین‌های خود و ترجیح آن‌ها به استفاده از پول فیات رایج برای خرید کالاها و خدمات واقعی را می‌توان به عنوان نمونه‌ای از قانون گرشام در نظر گرفت.

از آنجا که پول فیات به کاهش قدرت خرید خود ادامه می‌دهد، به نوعی «سیب‌زمینی داغ» پولی تبدیل می‌شود. در اقتصادهای با تورم بالا، مردم تشویق می‌شوند که آن را هرچه سریع‌تر خرج کنند، در حالی که پول خوب ویژگی‌های ذخیره ارزش بهتری دارد که باعث تشویق به پس‌انداز به جای خرج کردن می‌شود.

۲.۸.۴ بیت‌کوین هنوز برای خرید قهوه مناسب نیست.

در نتیجه، بیت‌کوین تا زمانی که مرحله «ذخیره ارزش» در فرآیند پولی شدن آن کامل نشود، نمی‌تواند واقعاً وارد مرحله‌ای شود که به طور گسترده به عنوان واسطه مبادله پذیرفته شود. برای رسیدن به این هدف، بازار باید فراتر از صرفاً اعتماد به اینکه بیت‌کوین به عنوان ذخیره ارزش عمل می‌کند، برود. بلکه باید شرکت‌کنندگان اطمینان حاصل کنند که ارزش بیت‌کوین به سطحی رسیده که رشد بالقوه آن شروع به کند شدن کرده است، به طوری که با خیال راحت حاضر باشند آن را برای کالاها و خدمات در اقتصاد واقعی خرج کنند. بی‌میلی دارندگان بلندمدت به خرج کردن بیت‌کوین‌هایشان در قیمت‌های فعلی نشانه‌ای است که هنوز به آن نقطه نرسیده‌ایم. در واقع، ممکن است هنوز سال‌ها یا حتی دهه‌ها با آن فاصله داشته باشیم.

بنابراین، باید همچنان انتظار داشته باشیم که پول خوب (بیت‌کوین) پس‌انداز شود و پول بد (فیات) خرج شود. با ادامه کاهش قدرت خرید پول فیات، بیت‌کوین به عنوان ابزاری برای پس‌انداز هر روز جذاب‌تر می‌شود.

با این حال، اگر درصد بیشتری از مردم تصمیم بگیرند که پس‌انداز خود را به بیت‌کوین تبدیل کنند، ممکن است شاهد آن باشیم که کل اقتصادها به سرعت به سمت استفاده از آن به عنوان واسطه مبادله حرکت کنند. این گذار ممکن است زمانی سرعت بگیرد که ویژگی‌های برتر پولی بیت‌کوین نسبت به پول فیات به طور گسترده‌ای درک شود و فیات دیگر برای فروشندگان کالا و خدمات جذاب نباشد.

فناوری نیز در این گذار نقش خواهد داشت. شبکه لایتنینگ - یک راه‌حل «لایه دوم» که بر روی پروتکل بیت‌کوین ساخته شده است - در سال ۲۰۱۸ با هدف امکان‌پذیر کردن پرداخت‌های خرد سریع بیت‌کوین بدون نیاز به تسویه این تراکنش‌ها روی دفتر کل یا بلاکچین اصلی راه‌اندازی شد. اگرچه شبکه لایتنینگ هنوز در مراحل ابتدایی خود قرار دارد و استفاده گسترده از آن شاید هنوز فاصله داشته باشد، شواهد تجربی نشان می‌دهد که استفاده از آن برای پرداخت‌های کوچک به طور پیوسته در حال افزایش است. همچنین انتشار برنامه‌های جدید بر بستر لایتنینگ که به ساده‌تر شدن کاربری و بهبود تجربه کاربران کمک می‌کنند، امیدبخش است.

در این میان، بیت‌کوین هنوز برای خرید قهوه صبحگاهی شما مناسب نیست؛ این همان کاری است که باید با پول فیات بی‌ارزش شده خود انجام دهید.

یادداشت‌ها
  1. رایج‌ترین روش برای تخمین تعداد دارندگان My First Bitcoin بررسی میزان بیت‌کوین نگهداری شده در آدرس‌های مختلف است. در سال ۲۰۲۳، برآوردها نشان می‌دهد که ۱۰۶ میلیون نفر مالک بیت‌کوین هستند.https://buybitcoinworldwide.com/how-many-bitcoin-users/
  2. از دید دارندگان بیت‌کوین، اگر یک فروشنده بیت‌کوین را بپذیرد و ترجیح دهد آن را دریافت کند، خریدار می‌تواند از روش «خرج و جایگزین» استفاده کند؛ یعنی بیت‌کوین خود را به فروشنده بدهد و بلافاصله با پول فیات بیت‌کوین جدید بخرد.
  3. این پدیده توسط قانون تیرز توصیف می‌شود که بیان می‌کند پول خوب پول بد را از بازار خارج می‌کند و بنابراین معکوس قانون گرشام است. قانون تیرز زمانی کاربرد دارد که یک ارز محلی آن‌قدر قدرت خرید خود را از دست بدهد که فروشندگان دیگر حاضر به پذیرش آن به عنوان وسیله پرداخت نباشند. در این نقطه، آن‌ها فقط پول خوب را می‌پذیرند و قانون گرشام دیگر قابل اجرا نیست.

2.9 آیا ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) باعث منسوخ شدن بیتکوین خواهد شد؟

یکی از استدلال‌هایی که به طور خاص به نفع ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) مطرح می‌شود این است که: اگر یک ارز دیجیتال آمریکایی داشته باشید، دیگر نیازی به استیبل‌کوین‌ها (و) ارزهای دیجیتال نخواهید داشت.
جروم پاول

۲.۹.۰ مقدمه

یکی از نگرانی‌های رایج افرادی که به تازگی با بیتکوین آشنا شده‌اند این است که آیا معرفی ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) می‌تواند به شبکه بیتکوین آسیب بزند یا تأثیر منفی بگذارد.

آیا اگر یک جایگزین دولتی با فناوری مشابه وجود داشته باشد که به کاربران اجازه انتقال ارزش به صورت آنی و امن را بدهد، دیگر نیازی به بیتکوین در میان مردم عادی نخواهد بود؟ این سؤال برای آموزگاران مفید است، زیرا پاسخ به آن به اصل وجود بیتکوین اشاره دارد. اما ابتدا بیایید دقیق‌تر ببینیم CBDC چیست.

۲.۹.۱ ساختار یک CBDC

ساختار دقیق یک CBDC احتمالاً از کشوری به کشور دیگر متفاوت خواهد بود. CBDC صرفاً به معنای پول فیات دیجیتال صادرشده توسط دولت نیست – اکثریت قریب به اتفاق پول فیات امروزی همین حالا هم به صورت دیجیتال از طریق سیستم بانکی داخلی ایجاد می‌شود و اسکناس و سکه‌های فیزیکی تنها بخش کوچکی از پول رایج در گردش را تشکیل می‌دهند.

تفاوت کلیدی CBDC این است که دولت‌ها سعی می‌کنند از برخی فناوری‌هایی که در فضای ارزهای دیجیتال استفاده می‌شود، مانند امنیت رمزنگاری و دفترکل توزیع‌شده، بهره ببرند. حداقل در تئوری، این امکان را به دولت‌ها می‌دهد تا ابزاری برای پرداخت بسازند که اطلاعات دقیق و لحظه‌ای درباره تراکنش‌ها ارائه دهد و همچنین امکان برنامه‌ریزی و کنترل نحوه استفاده از پول در میان مردم را فراهم کند.

در محیط CBDC، کاربر – که می‌تواند یک شهروند یا یک شرکت باشد – ممکن است یک حساب پول الکترونیکی مستقیماً نزد بانک مرکزی یا دولت کشور خود داشته باشد. کاربر از طریق کیف پول دیجیتال شخصی با این حساب تعامل خواهد داشت. البته این تغییر نگرانی‌هایی را برای بانک‌های سنتی ایجاد می‌کند که در حال حاضر نقش اصلی را در گردش پول در اقتصاد ایفا می‌کنند. بنابراین، بسیاری از کشورها ممکن است CBDC را با مشورت نزدیک با بانک‌های سنتی معرفی کنند تا نقش عمده آن‌ها حفظ شود.

۲.۹.۲ چرا یک دولت به دنبال CBDC است؟

می‌توان منصفانه گفت که انگیزه اجرای CBDC دست‌کم تا حدی واکنشی به موفقیت شبکه بیتکوین است. بیتکوین نشان داد که با استفاده از دفترکل توزیع‌شده می‌توان ارزش را به صورت جهانی، همتا به همتا و بدون نیاز به اجازه شخص ثالث (یعنی بانک) منتقل کرد. در سخنرانی‌ای در مدرسه اقتصاد لندن در مارس ۲۰۱۶، معاون بانک مرکزی انگلستان به بیتکوین به عنوان محرکی برای تحقیقات درباره CBDC اشاره کرد.

نکته اصلی اینجاست که نوآوری مهم در بیتکوین، واحد حساب جایگزین نیست – به نظر بسیار بعید می‌رسد که ما به طور قابل توجهی برای خریدهایمان به جای پوند، یورو یا ریال، از بیتکوین استفاده کنیم – بلکه فناوری تسویه آن است، همان «دفترکل توزیع‌شده». این فناوری امکان ثبت قابل تأیید انتقالات را بدون نیاز به شخص ثالث مورد اعتماد فراهم می‌کند.این فناوری زمانی ارزشمند است که چنین نهادی وجود نداشته باشد و تأیید اطلاعات به صورت چندجانبه پرهزینه باشد. ایفای نقش شخص ثالث مورد اعتماد دقیقاً همان کاری است که بانک مرکزی انجام می‌دهد. این نقش را فقط برای یک دارایی خاص، یعنی پول بانک مرکزی (سپرده‌های ذخیره که عمدتاً توسط بانک‌های تجاری نزد بانک مرکزی نگهداری می‌شود) ایفا می‌کند. اما این وظیفه به اصل کاری که بانک‌های مرکزی انجام می‌دهند و نحوه پیدایش آن‌ها بازمی‌گردد.و اگر یک ارز دیجیتال بخش خصوصی از این فناوری برای جایگزینی تسویه‌کننده شخص ثالث استفاده کند، معادل بانک مرکزی آن برعکس عمل خواهد کرد.
جیم برادبنت

در حالی که بیتکوین به جهان نشان داد که تسویه غیرمتمرکز جهانی ممکن است، به بانک‌های مرکزی نیز نشان داد که باید واکنش نشان دهند و فناوری رقابتی توسعه دهند یا کنترل نظام پولی را از دست بدهند. همچنین امکانات بیشتری را آشکار کرد؛ اگر یک دولت یا بانک مرکزی به طور نامحدود به دفترکل کامل تراکنش‌های ارزی دسترسی داشته باشد، این راه را برای افزایش چشمگیر نظارت بر هزینه‌های شهروندان و حتی امکان کنترل رفتار خرج‌کردن باز می‌کند.

در پول نقد، ما نمی‌دانیم امروز چه کسی یک اسکناس ۱۰۰ یورویی را استفاده می‌کند؛ ما نمی‌دانیم امروز چه کسی یک اسکناس ۱۰۰۰ هزار تومانی را استفاده می‌کند. تفاوت کلیدی با CBDC این است که بانک مرکزی کنترل مطلق بر قوانین و مقرراتی خواهد داشت که نحوه استفاده از این شکل بدهی بانک مرکزی را تعیین می‌کند. همچنین ما فناوری لازم برای اجرای آن را خواهیم داشت.
آگوستین کارستنس

تمایل به بررسی قابلیت برنامه‌پذیری CBDCها به عنوان ابزاری برای افزایش نظارت و کنترل، به ویژه برای دولت‌هایی که گرایش به سیاست‌های اقتدارگرایانه دارند، جذاب است. این موضوع در چین دیده می‌شود، جایی که پروژه CBDC به تدریج اجرا و همراه با سیستم امتیازدهی اعتبار اجتماعی آزمایش می‌شود.

در تئوری، یک CBDC برنامه‌پذیر می‌تواند برای تشویق یا محدود کردن برخی تصمیمات خرید استفاده شود و شهروندان را به سمت رفتارهایی که دولت‌ها مطلوب‌تر می‌دانند، سوق دهد. همچنین می‌تواند پرداخت‌های رفاهی یا معرفی درآمد پایه همگانی را به صورت متمرکز و بدون مشکل اجرا کند. نیروهای انتظامی یا دادگاه‌ها می‌توانند به طور خودکار جریمه‌ها را کسر کنند یا حتی امکان انجام تراکنش را به طور کامل حذف کنند.

از منظر اقتصادی، امکان دارد نرخ‌های متفاوت بهره یا مالیات به صورت هدفمند اعمال شود تا رفتار شهروندان به صورت جزئی مدیریت شود. برای مثال، نسخه‌ای از CBDC می‌تواند طوری برنامه‌ریزی شود که در تاریخ معینی منقضی شود یا با نرخ بهره منفی همراه باشد. این «ویژگی‌ها» عملاً پس‌انداز را دلسرد کرده و مصرف بیشتر را در اقتصاد طبق دستور تشویق می‌کند. همچنین می‌توان عنصر مبتنی بر موقعیت جغرافیایی اضافه کرد تا اطمینان حاصل شود که پول توسط شهروندی که از منطقه مجاز خارج شده، خرج نشود؛ مانند شهرهای موسوم به «۱۵ دقیقه‌ای».

البته در کشورهای کمتر اقتدارگرا و دموکراتیک‌تر، پیشنهاد اجرای CBDC با این قابلیت‌ها احتمالاً با مخالفت سیاسی روبه‌رو خواهد شد، به ویژه در مورد محدود شدن آزادی‌ها و حقوق بشر. با این حال، این موضوع اجرای تدریجی را منتفی نمی‌کند؛ تاریخ نشان می‌دهد که در زمان‌های «بحران» (مانند جنگ یا همه‌گیری)، شهروندان بیشتر مایل به پذیرش اقدامات اقتدارگرایانه «برای خیر عمومی» جامعه هستند. در اصل، باید اجرای CBDC را به عنوان گام بعدی در روند تدریجی از دست دادن آزادی و حریم خصوصی مالی و تراکنشی بدانیم که با گذار تدریجی اقتصادها از معاملات نقدی به کارت‌های اعتباری و بدهی آغاز شد.

۲.۹.۳ پیاده‌سازی‌های فعلی CBDC

در زمان نگارش این متن، بیش از صد پروژه CBDC در سراسر جهان در مراحل مختلف برنامه‌ریزی و اجرا قرار دارند. تا کنون تنها شش CBDC به طور رسمی راه‌اندازی شده‌اند: رنمینبی دیجیتال (چین)؛ دی‌کش (کارائیب شرقی)؛ سند دلار (باهاما)؛ ای-نایرا (نیجریه)؛ جم‌دکس (جامائیکا)؛ و روبل دیجیتال (روسیه).

با شروع اولیه در سال ۲۰۲۰، چین شاید پیشرفته‌ترین اجرای CBDC را دارد و صدها میلیون کاربر را شامل می‌شود. با این حال، همچنان در مرحله ارزیابی قرار دارد و به تدریج در مناطق خاص و برای پرداخت حقوق در برخی شرکت‌های دولتی اجرا می‌شود.

منطقه یورو، بریتانیا و آمریکا همگی گفته می‌شود در مراحل مختلف برنامه‌ریزی هستند، هرچند به نظر می‌رسد آمریکا در میان‌مدت به دلیل مخالفت‌های سیاسی قابل توجه، به ویژه از سوی حزب جمهوری‌خواه، کمتر احتمال دارد پیش برود.

۲.۹.۴ آیا CBDC با بیتکوین رقابت می‌کند؟

برای پاسخ به این سؤال، مفید است که یک گام به عقب برداریم و یکی از دلایل اصلی خلق بیتکوین را در نظر بگیریم. در پست وبلاگی اصلی که همراه با وایت‌پیپر بیتکوین منتشر شد، ساتوشی ناکاموتو مستقیماً به مشکل اعتماد به بانک‌های مرکزی پرداخت. به ویژه، اینکه گسترش نامحدود عرضه پول، اعتماد ما به بانک مرکزی برای حفظ قدرت خرید پول رایج را نقض می‌کند.

به همین دلیل، بیتکوین با سقف سخت ۲۱ میلیون واحد ایجاد شد که هر واحد می‌تواند تا ۱۰۰ میلیون بخش تقسیم شود. به عبارت دیگر، بیتکوین به عنوان پول سخت کاملاً کمیاب خلق شد.

در مقابل، دولت‌ها احتمالاً مزایای CBDCها را به عنوان روشی «راحت، سریع و امن» برای مبادله پول با کالا و خدمات در اقتصاد محلی و خارج از کشور تبلیغ خواهند کرد. در واقع، ممکن است در انتقال ارز نسبت به سیستم بانکی سنتی، بهبود قابل توجهی در سرعت و هزینه وجود داشته باشد. طرفداران همچنین ممکن است ادعا کنند که افزایش نظارت بر تراکنش‌های مالی امر مثبتی است، زیرا امکان شناسایی درآمدهای حاصل از جرم و تأمین مالی تروریسم را آسان‌تر می‌کند. مقامات حتی ممکن است مشوق مالی به صورت پول رایگان به پذیرندگان اولیه این فناوری جدید ارائه دهند.

با این حال، هر CBDC همچنان با نقطه‌ضعف اصلی پول فیات مواجه خواهد بود. سقف عرضه نخواهد داشت و بنابراین احتمالاً قدرت خرید آن در طول زمان کاهش می‌یابد. پول سخت نخواهد بود و نمی‌تواند به عنوان مکانیزم پس‌انداز بلندمدت عمل کند. بنابراین، مشکل اصلی اعتماد به بانک مرکزی (برای کاهش ندادن ارزش پول و حفظ قدرت خرید) همچنان باقی می‌ماند.

علاوه بر این، هنگام مقایسه قابلیت‌های CBDC با بیتکوین، باید به ماهیت بدون نیاز به اجازه بیتکوین توجه داشت و اینکه تغییرات در پروتکل فقط با اجماع کل شبکه ممکن است. بنابراین، هرگونه سانسور در استفاده عمومی از CBDC که توسط دولت اعمال شود، هرگز نمی‌تواند در مورد بیتکوین صدق کند.

مقاومت بیتکوین در برابر سانسور فراتر از مرزهای ملی نیز هست. یک CBDC که توسط یک کشور (یا گروهی مانند اتحادیه اروپا) صادر شده باشد، احتمالاً از طریق کانال‌های بازار سرمایه ارز خارجی قابل تبدیل به ارز ملی دیگر خواهد بود. با این حال، این تبدیل ممکن است هزینه و/یا تأخیر در سیستم بانکی سنتی داشته باشد یا مشمول کنترل سرمایه شود. اما بیتکوین تحت تأثیر این محدودیت‌ها قرار نمی‌گیرد، زیرا نسبت به مکان بی‌تفاوت است.

۲.۹.۵ انتظار برای اجرای CBDC

در پایان، با وجود ادعاهای اجتناب‌ناپذیر مبنی بر اینکه CBDC یک ارز دیجیتال «پشتیبانی‌شده توسط دولت» است که از بسیاری از فناوری‌های مشابه بیتکوین مانند دفترکل توزیع‌شده، بلاکچین و امنیت رمزنگاری استفاده می‌کند، CBDC همچنان «فیات دیجیتال» باقی می‌ماند. بنابراین، در انجام آنچه بسیاری آن را عملکرد اصلی پول می‌دانند – یعنی ذخیره ارزش پایدار و بلندمدت در طول زمان و مکان – شکست می‌خورد.

با این وجود، باید انتظار داشته باشیم که دولت‌ها به اجرای CBDC ادامه دهند و این اجراها بسته به شرایط سیاسی هر حوزه، اشکال مختلفی به خود بگیرد. برخی اجراها ممکن است سطوح بسیار محدودی از نظارت و کنترل رفتاری داشته باشند، در حالی که برخی دیگر، به ویژه در رژیم‌های اقتدارگرا، احتمالاً تمرکز بیشتری بر این عناصر خواهند داشت.

از آنجا که افزایش نظارت و کنترل دولت در کشورهای دموکراتیک موضوعی بحث‌برانگیز است، می‌توان انتظار داشت که توسعه این موضوع در برخی کشورها به کندی پیش برود. همچنین شایان ذکر است که اجرای هرگونه ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) در سطح ملی، یک پروژه عظیم فناوری اطلاعات است که با ریسک‌های سیاسی و اقتصادی فراوانی همراه بوده و شکست سیستم می‌تواند پیامدهای بزرگی داشته باشد. علاوه بر این، اگر طراحان به رویدادهای اقتصادی نادر توجه نکنند یا برای آن‌ها آماده نباشند، احتمال بروز پیامدهای اقتصادی ناخواسته و جدی نیز وجود دارد.

در ایالات متحده، برای کاهش بخشی از این ریسک، دولت ممکن است به جای توسعه یک ارز دیجیتال بانک مرکزی جدید، یکی از استیبل‌کوین‌های دلاری موجود در بخش خصوصی (مانند Circle یا Tether) را به عنوان CBDC انتخاب کند.

راه‌اندازی یک ارز دیجیتال بانک مرکزی می‌تواند برای بیت‌کوین نیز مثبت باشد – زیرا با عادت کردن کاربران به استفاده از کیف پول‌های دیجیتال محلی برای نگهداری ارز دیجیتال، ممکن است آن‌ها ویژگی‌های پولی بیت‌کوین را با یک CBDC مقایسه کنند. در نتیجه، انتظار می‌رود آگاهی عمومی نسبت به ویژگی‌های برتر بیت‌کوین به عنوان «ذخیره ارزش» افزایش یابد. البته برخی کشورها ممکن است با محدود کردن راه‌های ورود محلی به شبکه بیت‌کوین، تلاش کنند تا شهروندان را از خروج از سیستم CBDC بازدارند.

در رژیم‌های اقتدارگرا، ارز دیجیتال بانک مرکزی ابزاری ایده‌آل برای دولت‌ها جهت افزایش نظارت و کنترل رفتاری جمعیت است. با این حال، شهروندان کشورهای کمتر محدودکننده و دموکراتیک باید نسبت به کاهش تدریجی آزادی‌هایی که فناوری پشت CBDC می‌تواند به همراه داشته باشد، هوشیار باشند.

2.10 آیا بیت‌کوین توسط فناوری دیگری جایگزین خواهد شد؟

۲.۱۰.۰ مقدمه

یکی از سوالات رایج افرادی که تازه با بیتکوین آشنا می‌شوند، درباره دوام این فناوری است. چقدر دوام خواهد آورد؟ آیا ممکن است فناوری دیگری که شاید «پول بهتری» باشد، جای آن را بگیرد؟ آیا بیتکوین توسط رقیبی منسوخ خواهد شد؟

برای دانشجویان سرمایه‌گذاری فناوری یا تاریخ، این سوالات منطقی هستند. نمونه‌های بی‌شماری از فناوری‌ها و کاربردهای آن‌ها وجود دارد که زمانی بسیار محبوب بودند اما در نهایت توسط رقبا کنار زده شدند.

شکاکان بیتکوین ممکن است به موقعیت مسلطی که شرکت IBM زمانی در بازار رایانه‌های شخصی داشت اشاره کنند که با ظهور سیستم عامل ویندوز مایکروسافت شکسته شد. در حوزه موبایل، هر دو شرکت نوکیا و بلک‌بری در بازار هدف خود غیرقابل شکست به نظر می‌رسیدند، تا اینکه اپل و دستگاه‌هایی با سیستم عامل اندروید گوگل بازار گوشی‌های هوشمند را به مسیر جدیدی بردند. پدیده نسبتاً جدید شبکه‌های اجتماعی نیز شاهد چنین تحولاتی بوده است؛ به طوری که پیشگامانی مانند Myspace و Bebo جای خود را به فیسبوک و دیگران دادند.

آیا بیتکوین نیز سرنوشتی مشابه خواهد داشت؟ آیا فناوری دیگری در انتظار است که بتواند عملکرد پول را مؤثرتر پیاده‌سازی کند؟

۲.۱۰.۱ یک قدم به عقب - ماهیت بیتکوین

وقتی به دوام بیتکوین فکر می‌کنیم، مفید است که یک قدم به عقب برداریم و به ماهیت خود بیتکوین توجه کنیم.

بیتکوین یک محصول، خدمت یا شرکت نیست. مدیرعامل ندارد، هیئت مدیره ندارد، بخش بازاریابی ندارد، تیم طراحی اختصاصی ندارد، سهامدار ندارد و کارمندی هم ندارد. به سرمایه‌گذاران اولیه یا حمایت سرمایه‌گذاری خطرپذیر نیاز نداشت.

بیتکوین هیچ‌کدام از این‌ها را ندارد، چون به آن‌ها نیازی ندارد. بیتکوین، صرفاً، یک فناوری است. این یک فناوری انقلابی است که از ریاضیات تثبیت‌شده همراه با بهره‌گیری از انرژی فیزیکی استفاده می‌کند. بیتکوین بی‌طرف، باز، شفاف و در هر زمان برای همه در سراسر جهان قابل دسترسی است.

این ویژگی‌ها باعث شده‌اند برخی بیتکوین را شبیه به یک کشف علمی مهم بدانند، نه صرفاً اختراع یک محصول یا خدمت.

۲.۱۰.۲ کشف بیتکوین

پس اگر بیتکوین یک کشف انقلابی است، دقیقاً کشف چه چیزی است؟

بیتکوین نمایانگر کشف کمیابی مطلق ریاضی است. برای اطمینان از اینکه دارایی بیتکوین کمیاب باقی بماند و سقف مطلق ۲۱ میلیون آن قابل عبور نباشد، ساتوشی ناکاموتو شبکه را طوری طراحی کرد که بیتکوین نتواند «دوباره خرج شود».

پیشرفت کلیدی ساتوشی ناکاموتو این بود که سیستمی ایجاد کرد که امکان کپی یا ارسال مجدد ارزش دیجیتال توسط فرستنده را از بین می‌برد. غیرمتمرکز بودن شبکه تضمین می‌کند که همه شرکت‌کنندگان از انتقال بیتکوین از شخص الف به شخص ب مطلع هستند. همچنین، هر تلاشی از سوی شخص الف برای ارسال مجدد آن ارزش در یک تراکنش جدید، به طور جهانی توسط شبکه رد خواهد شد.

بنابراین، می‌توان بیتکوین را به عنوان کاربرد کشف کمیابی مطلق ریاضی در نظر گرفت. ذخیره و انتقال ارزش در یک شبکه باز و جهانی، شاید آشکارترین کاربرد این کشف باشد.

کمیابی مطلق ریاضی پیش از بیتکوین هرگز به شکلی قابل استفاده وجود نداشت و برای ساتوشی ناکاموتو، لازم بود این کشف به عنوان راهی برای ایجاد یک نظام پولی جدید و غیرحاکمیتی انجام شود. این موضوع یادآور کار انقلابی آیزاک نیوتن در حساب انتگرال است که برای توسعه نظریه‌های جدید درباره حرکت، جاذبه و مکانیک انجام شد.

کشف‌های انقلابی مانند چرخ، برق، مثلثات، قوانین ترمودینامیک یا اصول پرواز، تنها یک بار در تاریخ بشر رخ داده‌اند. این کشف‌ها چه مورد توجه قرار بگیرند و چه نادیده گرفته شوند، همچنان وجود دارند. مربی بیتکوین Knut Svanholm در ادامه توضیح می‌دهد که چگونه کشف کمیابی ریاضی را می‌توان یک رویداد یکتا دانست.

کمیابی مطلق ریاضی، که با اجماع در یک شبکه به اندازه کافی غیرمتمرکز به دست آمده، یک کشف بود، نه اختراع. این موضوع دیگر نمی‌تواند توسط شبکه‌ای از شرکت‌کنندگان که از این کشف آگاه هستند، دوباره به دست آید، چرا که خودِ چیزی که کشف شد، مقاومت در برابر تکرارپذیری بود.
Knut Svanholm

نگاه به بیتکوین به عنوان یک کشف، هویت ساتوشی ناکاموتو را نیز کم‌اهمیت‌تر می‌کند. برای مثال، ما لازم نیست به اینکه فیثاغورس چه کسی بود یا اصول اخلاقی او چه بود، اعتماد کنیم. این موضوع اهمیتی ندارد، چون قضیه فیثاغورس را می‌توان با کاغذ و مداد اثبات کرد، درست مانند اینکه شبکه بیتکوین را می‌توان با اجرای کد متن‌باز بررسی کرد.

۲.۱۰.۳ آیا بیتکوین بهتری وجود دارد؟

برخی منتقدان بیتکوین معتقدند که این فناوری اکنون قدیمی شده و احتمالاً توسط دارایی دیجیتال یا شبکه‌ای جدیدتر منسوخ خواهد شد. این ادعاها اغلب توسط سازندگان و حامیان دارایی‌های دیجیتال رقیب مطرح می‌شود - آن‌ها ادعا می‌کنند که «بیتکوین بهتری» دارند.

هر بار که این ادعا مطرح می‌شود، باید آن را حمله‌ای به بیتکوین دانست. این حملات باید مورد استقبال قرار گیرند، چرا که هم اجتناب‌ناپذیر و هم ضروری هستند. در دوازده سال گذشته هزاران شبکه دارایی دیجیتال رقیب ظاهر شده‌اند. و هیچ‌کدام نتوانسته‌اند از نظر ارزش، قابلیت اطمینان یا اثر شبکه‌ای به طور معتبر با بیتکوین رقابت کنند.

تا کنون، همه این حملات شکست خورده‌اند و این موضوع مقاومت بیتکوین در برابر منسوخ شدن را بیشتر نشان می‌دهد.

هر روزی که می‌گذرد و بیتکوین به خاطر مشکلات قانونی یا فنی فرو نمی‌پاشد، اطلاعات جدیدی به بازار می‌دهد. این موضوع احتمال موفقیت نهایی بیتکوین را افزایش می‌دهد و قیمت بالاتری را توجیه می‌کند.
Hal Finney

حامیان سایر دارایی‌های دیجیتال گاهی ابراز تأسف می‌کنند که کد اصلی بیتکوین فاقد قابلیت‌های اضافی مانند پشتیبانی از قراردادهای هوشمند یا سایر کاربردهای مرتبط با «وب۳» است. این موضوع نباید نگرانی ایجاد کند، زیرا بیتکوین بر یک کاربرد واحد تمرکز دارد: پول. کاربرد پولی در سراسر جهان صدها تریلیون تومان ارزش دارد. پس از ۱۵ سال عملکرد قابل اعتماد، بیتکوین نشان داده که شبکه و پروتکل پولی دیجیتال غالب است. به نظر می‌رسد که کاربرد پول را برده است. و هرچه این وضعیت بیشتر ادامه یابد، احتمال ادامه آن نیز بیشتر می‌شود. این پدیده به اثر لیندی معروف است.

اثر لیندی بیان می‌کند که طول عمر یک کالای غیر فاسدشدنی متناسب با سن فعلی آن افزایش می‌یابد.

بیتکوین که بیش از ۱۵ سال قدمت دارد، به عنوان شبکه پولی غیرمتمرکز، جهانی و غیرحاکمیتی قابل اعتماد، بی‌رقیب است. با تسویه تراکنش‌های جدید و استخراج بلاک‌های جدید و افزودن آن‌ها به دفتر کل، اعتماد جهانی به مقاومت و تغییرناپذیری شبکه افزایش می‌یابد. این اعتماد بیشتر، چرخه‌ای خودتقویت‌کننده ایجاد می‌کند که باعث می‌شود کاربران مدت بیشتری ثروت خود را روی این شبکه نگه دارند.

۲.۱۰.۴ بیتکوین یک پروتکل است

اغلب بیتکوین را نه فقط ارزش برای اینترنت، بلکه «اینترنت ارزش» توصیف می‌کنند. دلیل اینکه این توصیف برای بسیاری جذاب است، به ساختار فناوری نرم‌افزار پروتکل اینترنت مربوط می‌شود.

نرم‌افزاری که ارتباطات مبتنی بر اینترنت را کنترل می‌کند، از مجموعه‌ای یا «پشته‌ای» از پروتکل‌ها تشکیل شده که به صورت لایه‌ای ساخته شده‌اند. لایه پایه، پروتکل اینترنت (IP) و مکمل آن، پروتکل کنترل انتقال (TCP)، با هم قوانین مربوط به نحوه حرکت بسته‌های داده در شبکه را تعریف می‌کنند. بر روی TCP/IP چندین پروتکل «لایه کاربرد» وجود دارد که قوانین استفاده از برنامه‌های خاص را تعیین می‌کنند؛ برای مثال، FTP برای انتقال فایل، SMTP برای ایمیل و HTTP برای ارتباط مبتنی بر مرورگر.

این پروتکل‌ها دهه‌ها قدمت دارند و نشانه‌ای از جایگزینی آن‌ها دیده نمی‌شود. اگرچه ممکن است پشته اینترنت در طول زمان تغییر کند، اما آیا یک کسب‌وکار باید فقط به خاطر احتمال ظهور فناوری جدید، از سرمایه‌گذاری در فناوری‌های مبتنی بر اینترنت خودداری کند؟

ارتقاء پروتکل‌های موجود امری طبیعی است. پروتکل لایه کاربرد اینترنت HTTP در دهه ۱۹۹۰ برای ارتباط امن با رمزنگاری گسترش یافت و به HTTPS تبدیل شد. به همین ترتیب، باید انتظار داشته باشیم که پروتکل بیتکوین نیز در آینده بهبودهایی را بپذیرد، مثلاً برای افزایش حریم خصوصی یا امنیت.

علاوه بر اینکه بیتکوین اولین شبکه پولی باز و غیرحاکمیتی جهان است، یک پروتکل یا مجموعه‌ای از قوانین برای انتقال ارزش نیز هست. بیتکوین یک محصول اختصاصی نیست.

بیتکوین همچنین نمایانگر کاربرد یک کشف است؛ یعنی کمیابی مطلق ریاضی. بیتکوین در کاربرد پولی پیروز شده، چون بیش از ۱۵ سال ساده، امن و قابل پیش‌بینی باقی مانده است.

پروتکلی مانند بیتکوین مجموعه‌ای از قوانین برای ارتباط است، درست همان‌طور که یک زبان گفتاری نیز مجموعه‌ای از قوانین است. اگرچه ممکن است با شرایط جدید سازگار شوند و تغییر کنند، اما زبان‌های گفتاری معمولاً صدها سال دوام می‌آورند.

بیتکوین نیز سازگار خواهد شد، زیرا یک فناوری باز است که بهبودها را در صورتی که اکثریت شرکت‌کنندگان شبکه بخواهند، خواهد پذیرفت.

بیتکوین همان بیتکوین جدید است
Andreas Antonopoulos

↑ بازگشت به فهرست